امروز:
سه شنبه 4 مهر 1396
بازدید :
705
آن چه که از احضار ارواح انسان هاي مختلف با هر کيش و عقيده اي به ما رسيده اين است که ارواح پس از مرگ آزاد هستند، و عذابي نديده‌اند، آيا اين مطلب با معارف ديني ما سازگاري دارد؟

قبل از هر مطلبي بايد گفت: بر اساس بيان صريح قرآن كريم انسان بعد از مرگ تا روز قيامت در عالمي به نام عالم برزخ به سر مي‌برد. قرآن مي فرمايد: «و من ورائهم برزخٌ الي يوم يبعثون»[1] يعني از پي مرگ اينان عالم برزخ است تا روزي كه قيامت برسد، و از قبرها برانگيخته شوند. پس در وجود عالم برزخ جاي ترديد نيست.
بدان آن چه از آيات و روايات بسياري برمي‌آيد اين است كه روح آدمي بعد از مرگ باقي است اگر داراي كفر باشد معذّب است، و اگر واجد ايمان باشد، متنعّم است و روح به بدن مثالي لطيفي كه در ظاهر شباهت كامل به بدنهاي دنيوي دارد تعلق مي گيرد و تنعم وعذاب روح در همين بدن مثالي خواهد بود. ثواب قبر، عذاب قبر، گسترش و تنگي قبر، ديدن خانواده، مشاهدة ائمه طاهرين ـ عليهم السّلام ـ، مشاهده دشمنان ائمه كه در عذاب‌اند و ساير مطالبي نظاير اينها كه در روايات آمده همه صحيح و مطابق با واقع هستند. پس مراد از قبر كه در اكثر اخبار آمده جايگاه روح در عالم برزخ است.[2]
از امام صادق ـ عليه السّلام ـ پرسيدند: قبر چيست؟ حضرت فرمود: قبر همان برزخ است، البته اين كه قبر در عالم دنياست و از نظر فقهي احكامي دارد همه درست است، امّا اين مطلب بدان معني نيست كه همين قبر دار سؤال و آرامگاه مؤمن باشد،‌ آن قبري كه سؤال و جواب و يا الم و غم و سرور و شادي دارد، در نشئه طبيعت نيست، بلكه در نشئه برزخ و عالم مثال است. حاصل مطلب اين كه از خود اخبار كاملاً مي‌توان فهميدكه قبر كجاست و بدني كه در قبر است كدام بدن است، در بعضي از اخبار فرمود: ارواح در عالم قبر به صورت ابدان هستند. اين بدن همان بدني است که ما از آن به بدن مثالي تعبير کرديم.[3]
با توجه به مطالبي كه درباره برزخ گفته شد، مي‌توان گفت:
اولاً، بر اساس روايات متعدد در عالم برزخ كه همان عالم قبر است، ـ البته به معنايي كه اشاره شد ـ عده‌اي از مردم در نعمت و عده‌اي ديگر در عذاب هستند كه در اين جا به يك نمونه از روايات مربوطه اشاره مي‌شود:
در روايتي معروف از امام سجاد ـ عليه السّلام ـ رسيده: «القبر امّا روضة من رياض الجنة او حفرة من حفرة النيّران»؛[4] يعني قبر يا باغي از باغ‌هاي بهشت، يا گودالي از گودال‌هاي دوزخ است.
برخي گفته‌اند: يكي از مطالبي است كه در روايات آمده و به جهان غيب و عوالم بعد از مرگ ارتباط دارد، مسئله فشار قبر است. البته اين فشار بدان معنا نيست كه مشاهده كنيم ديوارهاي قبر از دو طرف به هم نزديك مي‌شوند، و جسد ميت در مضيقه و تنگنا قرار مي‌گيرد، بلكه اين فشار عذابي است كه در ماوراء اين عالم دامنگير مرده مي‌شود و با چشم مادي و ظاهر بين دنيوي قابل درك نيست.[5]
پس عذاب چشيدن مردگان به گونه‌اي نيست كه به واسطه چشم مادي قابل ديدن باشد.
ثانياً، به فرض صحت مسايل مربوط به جريان احضار ارواح (در اين باره به كتاب عود ارواح و ارتباط با ارواح كه در پايان معرفي مي‌شود مراجعه شود) آن كسي كه روحي را حاضر مي‌كند و يا مي‌بيند، او تنها مدعي است كه روح فلان شخص را ديده است، امّا هرگز براي او از شرايطي كه روح فلان شخص قرار دارد، شايد آگاهي پيدا نکنند، به خصوص آن كه اگر آن روح گرفتار عذاب باشد، چون خداوند سبحان ستار العيوب است. و نخواهد گذاشت كساني بر احوال بندگانش آگاه شود گرچه ممكن است افراد پاك برخي از كساني را در برزخ ببينند و از حالات و اوصاف آنها آگاه شود، امّا اين گونه افراد اسرار آن شخص را براي ديگران فاش نخواهد نمود، مگر اين كه يك مصلحت بالاتري اقتضاء كند، مثل آن که در برخي روايات آمده حضرت پيامبراكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ از فشار قبر سعد معاذ خبر داد، تا از اين طريق نكته مهمي را براي عبرت ديگران گفته باشد، مثلاً وقتي از حضرت سؤال شد آيا سعد گرفتار فشار قبر شد، حضرت فرمود: «نعم انّه كان في خلقه مع اهله سوء»؛ يعني بلي سعد دچار فشار قبر گرديد، زيرا پاره‌اي از خلقيات و رفتاري كه با خانوادة خود داشت بد و ناپسند بود.
و هم چنين از آن بزرگ مرد الهي نقل كرده‌اند كه فرمود: روح يكي از مقدسين را در برزخ ديدم، محاكمه مي‌كنند و همه كارهاي ناشايست سلطان جابر زمان او را در نامه عملش ثبت كرده و به او نسبت مي‌دهند. شخص مذكور گفت: من و اين همه جنايت. به او گفته شد: مگر در مقام تعريف از او نگفتي: عجب امنيتي به كشور داده است. گفت: چرا. به او گفته شد: بنابراين تو راضي به فعل او بودي، او براي حفظ سلطنت خود به اين جنايات دست زد.[6]
اين گونه موارد استثناست، امّا هر كسي بر اسرار مردم در عالم برزخ آگاه نخواهد شد تا با احضار ارواح آنها از عذاب‌شان آگاه گردد.
ثالثا، براي درك مسايل مربوط به عذاب قبر براي افرادي كه زنده هستند و در دنيا زندگي مي‌كنند اين مثال شايد درك مطلب را آسان كند. مثلاً فرض كنيد فردي در حالت خواب باشد و در عالم خواب شديداً دچار كابوس گرديده و شديداً ترسي و عذاب مي‌چشد، اگر فردي در كنار او نشسته باشد با اين كه به طرف آن شخص خوابيده پيوسته نگاه مي‌كند و او را مي‌بيند، آيا از آن درد و عذاب كه او در حال خواب مي‌چشد، نيز آگاه خواهد شد؟  و مسأله احضار ارواح نيز شبيه اين است. لذا ممكن است كسي بتواند روح برخي افراد را حاضر كند و يا او را ببيند و يا ارتباط با آن پيدا نمايد.[7] امّا اين بدين معنا نيست كه از تمام خصوصيات آن مثلاً عذاب ديده يا نديده و يا دچار عذاب و رنج است يا نه، خبردار شود. پس بايد گفت خبرهايي که از احضار ارواح بما مي رسد نبايد منشأ عقايد و ايمان ما بشود چرا که اطميناني که در ايمان و عقيده لازم است تنها توسط خبر وحي يا اخبار غيبي است که بوسيله پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و ائمه اطهار ـ عليه السلام ـ بما رسيده است که بواسطه عصمتي که آن ها دارند از صدق گفتارشان علم و يقين حاصل مي شود.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. سيد محمد حسين طهراني، معاد شناسي، ج 3، نشر حكمت، سال 1403 ق.
2. فلسفي، محمد تقي، معاد از نظر روح و جسم، ج 1، نشر هيئت، نشر معارف اسلامي، سال 1364 ش.
3. حسن زاده آملي، هزار و يك نكته، نكات 19، 122، 637، 654، 784، 856.
4. ناصر مكارم شيرازي، عود ارواح و ارتباط با ارواح، انتشارات نسل جوان.
5. شيخ عباس قمي، منازل الاخرة، نشر مؤسسة در راه حق، قم، سال 1365 ش.
6. سيد ابوالحسن رفيعي قزويني، معاد، به كوشش زهرا عبدالرزاقي، نشر طه، قزوين، چ اول، سال 1380 ش.
 
پي نوشت ها:
[1] . مؤمنون/ 100.
[2] . فلسفي، محمد تقي، معاد از نظر روح و جسم، نشر هيئت معارف اسلامي، چ 7، سال 1364 ش، ج اول، ص 256.
[3] . امام خميني از ديدگاه امام خميني (تبيان، دفتر 30)، نشر مؤسسه آثار امام، سال 1378 ش، ص 171.
[4] . بحار الانوار، ج 6، ص 218، باب العدل و المعاد، باب 8، حديث 13.
[5] . فلسفي، محمد تقي، معاد از نظر روح و جسم، تهران، نشر هيئت معارف اسلامي، چ 7، سال 1364 ش، ج اول، ص 243.
[6] . ري شهري، محمد، كيمياي محبت، نشردار الحديث، چ 2، سال 1378 ش، ص 68، يادنامه شيخ رجب علي خياط.
[7] . مكارم شيرازي، ناصر، عود ارواح و ارتباط با ارواح، انتشارات نسل جوان، ص 96.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :