امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
574
معني كلمة قصاص در دنيا آسان‎تر از قصاص در آخرت است يعني چه؟ يعني اين كه مجازات او در آخرت چند برابر مي‎شود يا نه اين كه پيش خدا و پيامبر و ائمه صورت مي‎گيرد و گران و سخت است؟

مقايسه اداره عالم به اداره يك جامعه انساني و نيز مقايسه مجازاتهاي اخروي به مجازاتهاي دنيوي مقايسه درستي نيست، زيرا اگر نوع مجازات اخروي همانند مجازاتهاي دنيوي باشد، مجازات اخروي معنا و مفهومي نخواهد داشت. اينها در آخرت بايد مجازات ببينند تا حيات دنياي‎شان با آن توجيه شود زيرا حكمت مجازات در دنيا يكي از دو چيز است يا تشفي است، (عقده خالي شدن) كه در عالم آخرت صحبت اين حرفها نيست. زيرا بعد از ميليون‎ها يا ميليارد‎‎ها سال مردم به فكر سعادت خويش هستند و كسي به فكر اين نيست كه مثلا فلاني كه در دنيا بر من ظلم نموده عقده‎ام روي او خالي شود.
دومين حكمت مجازات دردنيا مصلحت است (و لكم في القصاص حيوة يا اولي الالباب)[1] و براي شما در قصاص، حيات و زندگي است، اي صاحبان خرد.
مجرم در اينجا بايد مجازات شود تا او و ديگران طمع جرم نكنند، اما در قيامت اين حرفها نيست، بنابراين اگر ما بخواهيم مسأله مجازاتهاي اخروي را بر همين اساس يعني اساس دنيوي و زندگي اجتماعي توجيه كنيم، عذاب قيامت نه تنها مسأله مدّت و شدتش قابل توجيه نيست بلكه اصل آن قابل توجيه نيست.[2]
بنابراين آنچه در آخرت به عنوان پاداش و كيفر به نيكوكاران و بدكاران داده مي‎شود تجسم خود عمل آنها است كه قرآن كريم در اين زمينه مي‎فرمايد: «روزي كه هر كسي آنچه از كار نيك يا زشت انجام داده است حاضر مي‎بيند آرزو مي‎كند كه كاش بين او و بين كار زشتش مسافت درازي فاصله مي‎بود.[3] و در جاي ديگر مي‎فرمايد: «آنچه را كه انجام داده‎اند حاضر مي‎يابند و پروردگار  تو به احدي ستم نمي‎كند».[4]
پس مجازات جهان آخرت با اين جهان قابل مقايسه نيست، زيرا نه آتش دنيا همانند آتش آخرت است و نه درد و رنج و عذاب دنيا قابل مقايسه با عذاب آخرت است چنانكه در سورة همزه مي‎فرمايد: «نارالله الموقدة»[5] آتش برافروختة الهي است» آتش جهنم آتشي است كه از دلها سر مي‎زند و نخستين جرقه‎هايش در قلوب ظاهر مي‎شود «التي تطلع علي الافئدة»[6] آتشي كه از دلها سر مي‎زند، خداوند در آن روز اين مغروران خودخواه برتر بين را به صورت موجوداتي ذليل و بي‎ارزش در آتش دوزخ پرتاب مي‎كند، تا نتيجه كبر و غرور خود را ببينند. كلمه «حطمه» كه در آية قبل آمده بود، به معناي در هم شكستن چيزي است،و اين نشان مي‎دهد كه آتش سوزان دوزخ به شدت اعضاي آنها را در هم مي‎شكند.[7] حطمه چنانكه در بعضي از روايات آمده است نام بخش فوق العاده سوزان از جهنم است، فهم اين معني كه آتش به جاي سوزاندن، اعضا را در هم بشكند، شايد در گذشته مشكل بوده، ولي امروز كه مسألة شدت تأثير انفجار بر همه ما واضح شده كه چگونه ممكن است امواج ناشي از يك انفجار مهيب نه تنها انسانها بلكه ميله‎هاي محكم آهن و ستون‎هاي عظيم ساختمانها را درهم بشكند مطلب عجيبي نيست. تعبير به نارالله (آتش الهي) دليل برعظمت آن است و تعبير به موقده دليل بر فروزان بودن هميشگي آن است.[8]
عجيب اينكه اين آتش برخلاف تمام آتشهاي دنيا كه نخست پوست را مي‎سوزاند و سپس به داخل نفوذ مي‎كند، اول بر دلها شراره مي‎زند، و  نخست قلب را مي‎سوزاند، بعد مغز و استخوان را سپس به خارج سرايت مي‎كند. اين چه آتشي است كه اولين جرقه‎هايش بر دل آدمي ظاهر مي‎شود؟ اين چه آتشي است كه درون را قبل از برون مي‎سوزاند؟ همه چيز قيامت عجيب است و با اين جهان تفاوت اساسي دارد، حتي سوزندگي آتش آن، آتش دوزخ از آن جهت اول بار قلبها را مي‎سوزاند و بعد مغز و استخوان را زيرا قلبهاي آنان در دنيا كانون كفر و كبر و غرور و حب دنيا و ثروت و مال بوده‎اند، و آتش قهر و غضب الهي از آن جهت بر قلوب آنان مسلط مي‎گردد. زيرا آنها در دنيا دل مؤمنان را با سخريه‎ها و عيب‎جوئي و تحقير سوزاندند، عدالت الهي ايجاب مي‎كند كه آنها كيفر همان اعمال‎شان را ببينند.[9]
امّا اين كه قصاص در دنيا آسانتر از قصاص در آخرت است به اين معنا است كه چهار مجازات و كيفر شديد در آخرت براي او بيان شده است: 1. خلود يعني جاودانه در آتش ماندن كه قرآن مي‎فرمايد: «هر كسي فرد باايماني را از روي عمد به قتل برساند مجازات او دوزخ است كه جاودانه در آن مي‎ماند»؛ 2. خشم و غضب الهي؛ 3. دوري از رحمت خداوند؛ 4. و مهيا ساختن عذاب عظيمي بر او. كه ادامه آيه مي‎فرمايد: «و  خداوند بر او غضب مي‎كند و او را از رحمتش دور مي‎سازد و عذاب عظيمي (بزرگي) براي او آماده ساخته است».[10]
خداوند براي قتل عمدي يک انسان مؤمن اشد مجازات را بيان فرموده است و خبر از جاوداني بودن عذاب او مي دهد ولکن در جاي ديگر تنها خلود را براي کفار و منافقين بيان فرموده حال اگر کسي قتل عمدي انجام داده و بعد پشيمان شده و قاتل هم آدم با ايماني است آيا او هم گرفتار عذاب جاودان مي شود؟ جواب اين است كه ممكن است كه قاتل؛ كشتن انسان مؤمن را مباح بداند كه در اين صورت چنين قتلي نشانة كفر اوست يا ممكن است در اثر اين قتل بي‎ايمان از دنيا برود و به همين سبب گرفتار عذاب جاويدان شود. و ممكن است منظور از خلود و عذاب بسيار طولاني باشد نه عذاب جاويدان و هميشگي.
بنابراين مجازات اخروي هم از نظر شدت مجازات، با مجازات دنيوي قابل مقايسه نيست و هم از نظر ذلت و خواري قابل مقايسه نيست چون که نزد پيامبران و امامان صورت مي‎گيرد نيز سرافكندگي ديگر براي انسان به بار مي‎آورد.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
جوادي آملي، ده مقاله پيرامون مبدأ ومعاد، انتشارات الزهراء، 1372، 308 به بعد.
حسيني تهراني، سيد محمد حسين، معاد شناسي، انتشارات حكمت، 1407، ج 10.
فلسفي، محمدتقي، معاد از نظر روح وجسم، نشر معارف اسلامي، ج 3، ص 314 به بعد.

پي نوشت ها:
[1] . بقره/ 179.
[2] . مطهري، مرتضي، معاد، انتشارات صدرا، ص 82.
[3] . آل عمران/ 30.
[4] . كهف/ 49.
[5] . همزه/ 6.
[6] . همان/ 7.
[7] . طبرسي، مجمع البيان، انتشارات دار الاحياء التراث العربي، ج 10، ص 818 ـ 819.
[8] . طباطبايي، سيد محمد حسين، ترجمه تفسير الميزان، انتشارات جامعه مدرسين، ج 20، ص 617.
[9] . مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، انتشارات اسلاميه، ج 27، ص 315.
[10] . نساء/ 93.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :