امروز:
پنج شنبه 7 ارديبهشت 1396
بازدید :
389
قابليت انسان‏ها تا چه اندازه در برخورداري از شفاعت مؤثر است؟

بي ترديد در نظام حكيمانه الهي، محور همه عنايت‏ها، دارا بودن شايستگي و لياقت است، نه داشتن رابطه و نسبت. اولياي الهي پيوسته به مردم هشدار داده‏اند كه بيهوده با تكيه بر پديده شفاعت، دست از اعمال شايسته نكشند و تن به گناه ندهند. براي بهره‏مندي از شفاعت، بايد خشنودي الهي را به دست آورد[1] و رضايت خداوند، جز با ايمان و عمل صالح فراهم نمي‏گردد، چنان‏كه امام رضا ـ عليه السلام ـ در پاسخ كسي كه از معناي آيه «و لا يشفعون الاّ لمن ارتضي»[2] پرسش نمود، فرمودند:
«لا يشفعون الاّ لمن ارتضي دينه»[3] جز براي كسي كه خداوند دينش را بپسندد، شفاعت نمي‏كنند.
در روايات معصومين، رابطه‏اي ناگسستني بين عمل شخص و برخورداري از شفاعت برقرار گرديده و بر اين پندار كه صرف ادّعاي محبت اهل بيت ـ عليهم السلام ـ موجب نجات اخروي است، خط بطلان كشيده شده است. اينك برخي از اين روايات را از نظر مي‏گذرانيم:
1- امام باقر ـ عليه السلام ـ در حديثي نسبتاً طولاني، پس از بيان صفات شيعيان واقعي بر اين نكته تأكيد مي‏ورزند كه خداوند با كسي خويشاوندي ندارد و هر كه در تقوا و طاعت از ديگران پيشي بگيرد، نزدِ حق تعالي منزلت بالاتري مي‏يابد. بهره مندي از ولايت اهل بيت (و شفاعت آنان در آخرت) نيز جز با عمل و خداترسي به دست نمي‏آيد. [4]
2- امام صادق ـ عليه السلام ـ در واپسين لحظات زندگي از همسر خود، ام حميده، درخواست نمود كه همه خويشاوندان را بر بالينش حاضر نمايد. پس از آن‏كه همگان جمع شدند تا آخرين سفارش امام را بشنوند، آن حضرت نگاهي به ايشان انداخت و اين جمله هشدار دهنده را بر زبان جاري ساخت:
«انّ شفاعتنا لا تنال مستخفاً بالصلاه» آن‏كه نماز را سبك بشمارد، شايستگي شفاعت ما را ندارد[5].
3- بر اساس پاره‏اي ديگر از روايات، هر كه از ديگران در چهار صفت پيش باشد، احتمال بهره مندي اش از شفاعت بيشتر است: راستگويي، امانتداري، خوش اخلاقي و مردم داري[6].
كوتاه سخن آن‏كه، رحمت الهي نامحدود است و محروم شدن از آن، ريشه در اعمال اختياري آدمي دارد[7].
در متون روايي ما شرايطي براي شفاعت شوندگان ذکر شده است که همگي مربوط به حفظ قابليت انسان براي شفاعت مي باشد از جمله اين که:
1. شرک نورزيدن به خداوند.[8]
2. دشمني نداشتن با اهل بيت عصمت و طهارت.[9]
 3. سبک نشماردن نماز.[10]
4. تکذيب نکردن شفاعت رسول خدا (ص).[11]زيرا بزرگترين ونهايي ترين اميد مومنان گنهکار شفاعت است ولي در عين حال بايد هميشه بيمناک باشد که مبادا کاري از آنها سر بزند که موجب سوء عاقبت وسلب ايمان، درهنگام مرگ گردد ومبادا علاقه به امور معنوي به حدي در دلشان رسوخ کند که (العيازبالله ) با بغض خداي متعال از اين جهان بروند اگر شخص مومن، ايمان خود را تا هنگام مرگ حفظ کند ومرتکب گناهاني نشود که سلب توفيق وسوء عاقبت وسر انجام شک وترديد يا انکار وجحود را ببار مي آورد  وبا ايمان از دنيا برود  مشمول شفاعت که تجلي بزرگترين وفراگير ترين رحمت الهي در اولياء خدا به ويژه رسول اکرم و اهل بيت کرامش (عليهم الصلوه والسلام) مي باشد، گرديده و از عذاب دوزخ نجات خواهد يافت ، بنابر اين بايد گفت قابليت انسان اساسي ترين نقش را در برخورداري از شفاعت دارد.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1- ناصر مكارم شيرازي، پيام قرآن، ج 6، قم، مدرسه الامام اميرالمؤمنين، 1370 ش، ص 505 - 544.
2- علامه طباطبايي، تفسير الميزان، ترجمه محمدباقر موسوي همداني، ج 1، چاپ دهم، قم، دفتر انتشارات اسلامي، 1377 ش، ص234-283.
3- تفسير نمونه، ج 1، زير نظر ناصر مكارم شيرازي، چاپ نوزدهم، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1363 ش، ص223-246.
4- محسن قرائتي، تفسير نور، ج 1، قم، موسسه در راه حق، 1374 ش، ص 127 - 129.
5- قاسم اسلامي، شفاعت، (بي جا: بي نا، بي تا).
6- مرتضي مطهري، عدل الهي، چ دوم،  تهران، صدرا، 1361 ش، ص 257 - 286.
7- امام خميني، كشف الاسرار، (بي جا: بي نا، بي تا)، ص 77 - 83.
8- جعفر سبحاني، منشور جاويد، ج 8، قم، دارالقران الكريم، 1369 ش، ص 3 - 210.
9- محمد محمدي ري شهري، ميزان الحكمه، ج 6، ترجمه حميدرضا شيخي، قم، دارالحديث، 1377 ش، ص 2784-2799.
 
پي نوشت ها:
[1] . «فمن سرّه ان تنفعه شفاعه الشافعين عند اللَّه فليطلب الي اللَّه ان رضي عنه» ر.ك: كليني، محمد بن يعقوب، اصول الكافي، چاپ چهارم، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1362 ش، ج 8، ص 11.
[2] . انبياء/ 28.
[3] . طباطبايي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، قم، منشورات جماعه المدرسين في الحوزه العلميه ، ج 1، ص 174 – 175. (به نقل از امالي صدوق).
[4] . الكافي، پيشين، ج 2، ص 74 - 75.
[5] . مطهري، مرتضي، داستان راستان، چاپ بيست و سوم،  تهران، صدرا، 1375 ش، ص 167 - 168. همچنين ر.ك: الكافي، ج 3، ص 270.
[6] . ميزان الحكمه، ج 6، ص 2798.
[7] . عدل الهي، ص 286.
[8]. سبحاني، جعفر، الهيات، ج4، ص 347.  
[9]. همان.
[10]. کليني، محمد بن يعقوب، اصول کافي، ج3، ص 270.
[11]. الهيات، همان، ص 348.

مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :