امروز:
يکشنبه 10 ارديبهشت 1396
بازدید :
531
منظور از پل «صراط» چيست؟ آيا واقعاً چيزي است كه انسان از روي آن رد مي‏شود يا چيز ديگري است؟

ابتدا چند واژة مربوط به هم‏ديگر - كه اين مفهوم جزء آن‏ها مي‏باشد - را با  توجه به ديدگاه قرآن‏كريم و تفسير روايات شريف ترسيم  نموده و سپس به پاسخ  پرسش خواهيم پرداخت:
1- «سبيل»   دو قسم است: يكي: «سبيل‏مؤمنين»[1] يا «سبيل‏الله»[2] و ديگري: «غير سبيل‏المؤمنين»[3].
2- «صراط»  نیز دو قسم است: «صراط‏مستقيم»[4] و «صراط‏جحيم»[5].
«سبيل» و «صراط» از لحاظ لغوي هردو به معناي راه‏اند كه واژة «طريق» نيز در اين معنا شريك است.[6]
در اصطلاح قرآني هر سه واژه به كار برده شده‏اند كه از مجموع آيات در‏مي‏يابيم كه واژة «طريق» عمومي‏ترين آن‏هاست و به‏معناي مطلق راه است[7] . واژة «سبيل» مقداري محدود‏تر از آن است و به‏معناي راهي است كه امكان سرپيچي در آن وجود دارد و راه برگشت در آن قابل تصوّر باشد كه اين راه مي‏تواند راه مستقيم - به سوي جادة منتهي به رضوان‏الهي - باشد و مي‏تواند چنين نباشد : وَمَن يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالإِيمَانِ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاء السَّبِيلِ (و هر كس كفر را با ايمان عوض كند مسلما از راه درست گمراه شده است) [8]. امّا واژة «صراط» - در اصطلاح قرآن -   محدود‏تر از «سبيل» است و به‏معناي راهي است كه امكان سرپيچي در آن نيست و راه برگشتي در آن نيز قابل تصوّر نباشد[9]. به همين علّت، «سبيل» - چون به معناي راه فرعي است  مي‏تواند متعدّد باشد - در قرآن با صيغة جمع آمده[10] و «صراط» - چون به معناي راه اصلي است  نمي‏تواند متعدّد باشد - در قرآن، يك بار هم با صيغة جمع نيامده است.[11]
به هر حال هم راه فرعي (سبيل) و هم راه اصلي (صراط) يا به رضوان الهي[12] منتهي مي‏شود يا نمي‏شود كه از ديدگاه قرآن در حالت‏اوّل راه خدا[13] و راه انبيا، صالحان، صديقين و شهدا[14] و راه مؤمنان، يعني: راه ايمني ، هدايت[15] و خلاصه راه «سويّ»[16] و «مستقيم»[17] است و در حالت‏دوّم راه طاغوت[18] و راه گمراهان و کساني که مورد غضب الهي واقع شده اند[19] (يعني: راه كساني كه با تمرّد از جادّة حق سرپيچي كرده‏اند و كساني كه از روي جهل و تقصير گمراه گشته‏اند)[20] و راه مجرمان و مفسدان و نادانان[21]و خلاصه راه «جهنّم»[22] است.
طبق آيات قرآن و روايات معصومين هاديان به صراط مستقيم پيامبر و امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ مي باشند لذا در اين باره قرآن از زبان پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ مي فرمايد: وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ (و (بدانيد) اين است راه راست من پس از آن پيروي كنيد و از راه‏ها(ي ديگر) كه شما را از راه وي پراكنده مي‏سازد پيروي مكنيد)[23] و در مقابل، امامان کفر کساني هستند که ديگران را به ضلالت مي کشانند: أَئِمَّةَ الْكُفْر (پيشوايان كفر)[24]، أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَي النَّارِ (پيشواياني كه به سوي آتش مي‏خوانند)[25] پس در دنيا هر کسي از هر امامي پيروي کرده است در قيامت نيز همراه او خواهد بود واز  صراطي كه آن امام دعوت به‏پيمودن آن كرده است عبور خواهد كرد: خداوند در اين باره مي فرمايد: ((يادكن) روزي را كه هر گروهي را با پيشوايشان فرا مي‏خوانيم پس هر كس كارنامه‏اش را به دست راستش دهند آنان كارنامه خود را مي‏خوانند و به قدر نخك هسته خرمايي به آنها ستم نمي‏شود و هر كه در اين (دنيا) كور(دل) باشد در آخرت (هم) كور(دل) و گمراهتر خواهد بود).[26]
پس از بيان مقدمه به اصل سؤال مي‏پردازيم:
«صراط» از امور مسلّم اعتقادات‏اسلامي است (ضروريات‏دين) كه در بودن آن هيچ‏گونه اختلافي در ميان نيست و آيات و روايات صحيح  بسياري در اين باره وجود دارد.[27]
جايگاه بحث از اين مفهوم - در مجموعة علم‏كلام (اصول‏اعتقادي) - مربوط به مباحث معاد است. در آن‏جا گفته مي‏شود: پس از طي مراحلي حكم قاطع الهي در بارة هر انساني صادر مي‏گردد كه در اين مرحله، همة اهل‏محشر از پلي كه از آن به «صراط» تعبير شده است عبور داده مي‏شوند كه بهشتيان از اين پل، به سلامت، مي‏گذرند و دوزخيان در گذركردن از آن ناكام مانده، به درون دوزخ سقوط مي‏كنند[28].
در بيان چيستي اين «صراط» در روايات اهل‏بيت (ع) آمده است: صراط، راه معرفت خداوند است و دو صراط وجود دارد: صراطي در دنيا و صراطي در آخرت. اما صراط دنيا امامي است كه اطاعتش واجب است، هركس او را در دنيا بشناسد و از هدايت او پيروي كند، از صراطي كه پل دوزخ است، در آخرت، عبور كند و هر كس او را در دنيا نشناسد، قدم او بر صراط‏آخرت مي‏لغزد و در آتش دوزخ مي‏غلطد.[29]
بنابر اين در دنيا بايد از صراط گذشت تا در آخرت بتوان از آن گذر کرد.
يعني انسان همواره روي پل صراط در حال گذر است و لحظه به لحظه در مرصاد و کمين گاه حق تعالي قرار دارد و عقايد و اخلاق و اعمال او در ديدگاه خدا و رسول (ص) است.[30]
انسان در دنيا بر هر طريقي که گذران عمر کرده است و در هر مکتب و مسلکي که طي مسير کرده است همان را در قيامت به صورت پلي مجسم مي بيند و بايد از آن گذر کند اگر از راه حق و حقيقت پيروي کرده است و به تمام وظائف خود عمل کرده است گذشتن او از  پل صراط به راحتي است و در نهايت به بهشت وارد خواهد شد و اگر پيروي از ائمه کفرو طاغيان زمان خود کرده است سرانجام از اين پل مجسم در روز قيامت به جهنم سقوط خواهد کرد.[31]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. معاد از ديدگاه امام خميني، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، صي 273- 284.
2. آموزش كلام اسلامي، محمد سعيدي مهر، ج2، ص305.
3. معاد از نظر روح و جسم، محمد تقي فلسفي، ج 3، ص 178- 210، دفتر نشر فرهنگ اسلامي.
 
پي نوشت ها:
[1]. نساء/ 115.
[2]. بقره/ 154، 190، 195، 217 و ... (بسيار به‏كار برده شده است).
[3]. نساء/ 115.
[4]. حمد/ 6، بقره/ 142، 213، آل‏عمران/ 51، 101، مائده/ 16 و غيره.
[5]. صافات/ 23.
[6]. در يكي از معتبرترين منابع لغوي فرق بين لغات آمده است: «طريق» (جاده و) راه است كه مي‏تواند هموار و ناهموار باشد، لكن «صراط» طريق و راه هموار است. اما «سبيل» مي‏تواند «طريق» (به‏معناي جادّه) باشد و نباشد، و غالباً در مفاهيم مثبت به‏كار برده مي‏شود. ر.ك: ابوهلال‏عسكري، الفروق‏اللغويه، 313.
[7]. مانند: فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقًا فِي الْبَحْرِ (بندگانم را شبانه ببر و راهي خشك در دريا براي آنان باز كن) طه/ 77.
[8]. بقره/ 108.
[9]. درس‏هاي تفسيري آيت الله محسن اراكي.
[10]. (سُبُلَ السَّلاَمِ) مائده/ 16، (وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ) انعام/ 153، (وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا) ابراهيم/ 12، (لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا) عنكبوت/ 69 و غيره.
[11]. ر.ك: ، شبستري، سيد مرتضي، تفسير‏سورة‏حمد، تهران، بنياد قرآن، 1361، ص 56.
[12]. (يَهْدِي بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلاَمِ) مائده/ 16.
[13]. (سَبِيلِ الله) بقره/ 154، 190، و ... بسيار به‏كار برده شده است، (سَبِيلِ رَبِّك) نحل/ 125، (صِرَاطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًا) انعام/ 126، (صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ) ابراهيم/1، (إِنَّ رَبِّي عَلَي صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ) هود/ 56 و غيره.
[14]. حمد/ 7 و نساء/ 69.
[15]. (سَبِيلِ الْمُؤْمِنِين) نساء/ 115 و (سُبُلَ السَّلاَمِ) مائده/ 16 و (سَبِيلَ الرُّشْدِ) اعراف/ 146، (سَبِيلَ الرَّشَادِ) غافر/ 29، 38، (اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ) حمد/ 6، وغيره.
[16]. (سَوَاء السَّبِيل) بقره/ 108، مائده/ 12، 60، 77، قصص/ 22 و ممتحنه/ 1، (سَوَاء الصِّرَاطِ) ص/ 22، (صِرَاطًا سَوِيًّا) مريم/ 43، (الصِّرَاطِ السَّوِيِّ) طه/ 135، (يَمْشِي سَوِيًّا عَلَي صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ) ملك/ 22 به‏كار رفته است.
[17]. حمد/ 6، بقره/ 142، 213، آل‏عمران/ 51، 101، مائده/ 16 و غيره.
[18]. (سَبِيلِ الطَّاغُوتِ) نساء/ 76.
[19]. حمد/ 7. و همينطور: (سَبِيلَ الْغَي) اعراف/ 146، (ضَلَّ سَوَاء السَّبِيلِ) بقره/ 108، مائده/ 12، و غيره.
[20]. ر.ك: ‏ حكيم، محمّد‏باقر‏، تفسير سورة حمد، مجمع جهاني اهل بيت، چاپ دوم، ص 227.
[21]. (سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ) انعام/ 55 و (سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ) اعراف/ 142 و (سَبِيلَ الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ) يونس/ 89.
[22]. (فَاهْدُوهُمْ إِلَي صِرَاطِ الْجَحِيمِ) صافات/ 22.
[23]. انعام/ 153.
[24]. توبه/ 12.
[25]. قصص/ 41.
[26]. اسراء/ 71-72.
[27]. ر.ك: شبّر، الحق‏اليقين، تهران، مركز انتشارات الاعلمي، بي تا، ج 2 ،ص 140.
[28]. قرآن كريم در ترسيم اين صحنه‏ها مي‏فرمايد: وَإِن مِّنكُمْ إِلا وَارِدُهَا كَانَ عَلَي رَبِّكَ حَتْمًا مَّقْضِيًّا * ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوا وَّنَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيهَا جِثِيًّا (و هيچ كس از شما نيست مگر (اينكه) در آن وارد مي‏گردد اين (امر) همواره بر پروردگارت حكمي قطعي است آنگاه كساني را كه پرهيزگار بوده‏اند مي‏رهانيم و ستمگران را به زانو درافتاده در (دوزخ) رها مي‏كنيم). مريم/ 71-72. ر.ك: آموزش‏كلام‏اسلامي (سعيدي‏مهر)، قم، انتشارات طه، 1381، ج2،ص 305.
[29]. (هو الطريق إلي معرفة الله عزوجل، وهما صراطان: صراط في الدنيا وصراط في الآخرة، وأما الصراط الذي في الدنيا فهو الإمام المفترض الطاعة، من عرفه في الدنيا واقتدي بهداه مر علي الصراط الذي هو جسر جهنم في الآخرة ومن لم يعرفه في الدنيا زلّت قدمه عن الصراط في الاخرة، فتردي في نار جهنم) ر.ك: صدوق، معاني الأخبار، نجف، منشورات مكتبة المفيد، 1971 م، ص28.
[30]. جوادي آملي، عبدالله، معاد در قرآن، ج5، ص 215.
[31]. ر.ک: سبحاني، جعفر، الهيات، ج4، ص 269.

مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :