امروز:
پنج شنبه 4 خرداد 1396
بازدید :
561
آيا با نفخ در صور همه مي‏ميرند، حتي ملائكه؟ در اين صورت مرگ ملائكه به چه معني است؟

در اين رابطه به آياتي اشاره مي شود: «و يوم ينفخ في الصور ففزع من في السماوات و من في الارض الاَّ من شاءاللَّه...»[1] روزي كه در صور دميده مي‏شود آنان كه در آسمان و زمين هستند به بي‏تابي و فزع در مي‏آيند، جز آن‏كه خدا بخواهد.
 و آيه: «و نفخ في الصور فصعق من في السموات و من في الارض الاَّ من شاءاللَّه ثم نفخ منه اخري فاذا هم قيام ينظرون».[2] و در صور دميده مي‏شود، آن‏گاه اهل آسمان و زمين همه مدهوش مي‏شوند جز آن‏كس كه خدا بخواهد. سپس بار ديگر در صور دميده مي‏شود، كه ناگهان همه به پا ايستاده و نگران و منتظر خواهند بود.
 در رابطه با اين آيات و چگونگي مرگ مخلوقات و پايان زندگي دنيا، نكاتي قابل ذكر است.
1- در آيات از لفظ «صعق» و «فزع» استفاده شده نه «موت»، زيرا «موت» لفظي است كه بر خروج روح از بدن اطلاق مي‏شود، در حالي كه «صعق» و «فزع» همه موجودات آسمان و زمين (از جمله ملائكه و ارواح) را نيز شامل مي‏گردد؛ برخلاف «موت».
بنابراين، اگر مراد از مرگ ملائكه، خارج شدن آن‏ها از عالم دنيا و وارد شدن به عالم آخرت باشد، پاسخ مثبت است، به اين معنا كه ملائكه نيز با نفخ صور به پايان زندگي خود مي‏رسند، البته نه به معنای خروج روح از بدن بلکه به معناي انتقال آن ها به عالم آخرت در اين رابطه روايات فراواني در دست است[3] كه به نمونه‏اي از آن اشاره مي‏كنيم:
يكي از ياران امام صادق(ع) به نام يعقوب احمر مي‏گويد: در جريان مرگ اسماعيل - فرزند امام صادق(ع) - به خدمت ايشان رفتم تا تسليت بگويم. ايشان پس از آن‏كه براي فرزندش اسماعيل از خداوند طلب رحمت نمود، فرمود: .... جدّاً همه اهل زمين خواهند مرد، حتي يك نفر نيز باقي نمي‏ماند، سپس همه اهل آسمان‏ها خواهند مرد و حتي يك نفر نيز باقي نمي‏ماند، مگر فرشته‏اي كه مأمور قبض ارواح است و حاملان عرش و جبرئيل و ميكائيل.
پس ملك‏الموت مي‏آيد و در مقابل خدا مي‏ايستد، به او گفته مي‏شود چه کسي مانده است؟ - در حالي كه خودش عالم‏تر است - ملك‏الموت مي‏گويد: پروردگارا، كسي نمانده مگر ملك‏الموت و حاملان عرش و جبرئيل و ميكائيل. آن‏گاه به او امر مي‏شود كه به جبرئيل و ميكائيل بگو بميرند. در اين موقع فرشته‏ها يعني حاملان عرش مي‏گويند: اي رب ما، اين دو فرشته رسول و امين تو هستند. پاسخ مي‏رسد كه قضاي حتمي من اين است كه هر نفسي كه در آن روح باشد بايد بميرد.  ملك‏الموت مي‏آيد و در برابر خدا مي‏ايستد. آن‏گاه به او گفته مي‏شود چه كسي باقي مانده است؟ - در حالي‏كه خودش بهتر مي‏داند - ملك‏الموت مي‏گويد: پروردگارا، جز ملك‏الموت و حاملان عرش كسي باقي نمانده است. در اين حال گفته مي‏شود: به حاملان عرش بگو بميرند.
امام(ع) فرمود: سپس ملك‏الموت غمگين و محزون و سرافكنده در برابر خدا مي‏ايستد. به او گفته مي‏شود: چه كسي باقي مانده است؟
ملك‏الموت پاسخ مي‏دهد: اي پروردگار، غير از ملك‏الموت كسي باقي نيست، آن‏گاه از جانب خدا به او گفته مي‏شود: اي ملك‏الموت بمير.[4]
2- نكته ديگري كه در رابطه با مرگ موجودات در هنگام نفخ صور لازم به ذكر است، اشاره قرآن كريم است به مرگ آن‏ها كه در آسمان و زمين هستند. با توجه به برخي روايات و توضيحات مفسرين ذيل آيه مورد بحث، مي‏توان خلايق را به سه گروه تقسيم كرد:
الف) آن‏ها كه در زمين هستند. «ما في الارض» كه منظور اهل برزخ هستند، زيرا قبلاً افرادي كه در روي زمين در قيد حيات بودند، با يك صيحه يا فرياد جان سپرده و رهسپار عالم برزخ شده بودند.
ب) اهل آسمان: «من في السموات» كه ملائكه و فرشتگان هستند. قرآن كريم در آيات ديگر اين مطلب را توضيح داده كه جهان را پاياني حساب شده و معين است و اختتام جهان را چنين بيان مي‏كند: «تعرج الملائكه و الروح اليه في يوم كان مقداره خمسين ألف سنة».[5] فرشتگان و روح در روزي كه مقدار آن پنجاه هزار سال است، به سوي خداوند بالا رفته و عروج مي‏كنند.
واضح است كه فرشتگان به عنوان واسطه بين عالم ملك و عالم ربوبي و نيز مسؤول تدبير امور خلق، تنها تا هنگامي كه نظم فعلي جهان برقرار است انجام وظيفه مي‏كنند و با دگرگوني نظام خلقت و آفرينش، مأموريت آن‏ها پايان يافته است. پس به سوي خدا باز مي‏گردند. پس ملائکه نيز با نفخ صور خواهد مرد ولکن کيفيت مرگ آن ها براي ما معلوم نيست ولي مرگ آنها به معناي مرگ مصطلح که جدا شدن روح از بدن است يقينا نخواهد بود.
ج( استثناشدگان: «الاَّ من شاءاللَّه». اينان گروهي هستند كه به خواست خدا از فزع و «صعق» در امان هستند. آيات ديگري كه اين گروه را معرفي كرده بيان مي‏دارد كه آنان بندگان پاك و مخلص خدا هستند: «من جاء بالحسنة فله خيرٌ منها و هم من فزع يومئذٍ آمنون و...»[6] هر كس حسنه (خوبي) را با خود بياورد برای او بهتر از آن خواهد بود، آنان روز قيامت از «فزع» در امان هستند.
البته مراد از «حسنه» حسنه مطلق است كه با بدي‏ها آميخته نباشد.
بنابراين، تنها كسي كه ذاتش از شرك و بدي پيراسته باشد و ايمان به غير خدا نداشته باشد، در نفخ صور ايمن از عذاب است؛ ايماني كه هيچ شريكي براي خداوند نبيند، نه در وجود، نه در صفات و نه در افعالش و اين همان ولايت است.[7]
در تفسير قمي ذيل آيه «من جاء بالحسنه فله خير منها» آمده است: به خدا قسم «حسنه» همان ولايت اميرالمؤمنين است. و «سيئه» همان پيروي از دشمنان او![8]
در نتيجه در نفخ صور همه ي اهل آسمان (ملائکه) و زمين (انسان) مي ميرند مگر کساني که جزء مخلصين هستند که  مصداق کامل آن ها حضرات اهل بيت ـ عليهم السلام ـ مي باشند اما کيفيت مرگ ملائکه روشن نيست.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. آغاز و انجام، خواجه نصيرالدين طوسي، با حاشيه استاد حسن‏زاده آملي، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد، چاپ دوم، 1370.
2. معاد، محسن قرائتي، مؤسسه در راه حق، قم، چاپ سوم، 1368.
3. سرنوشت انسان، احمد زمرديان، كتابفروشي اسلاميه، چاپ سوم، 1354.
4. حيات پس از مرگ، علامه طباطبائي، دفتر انتشارات اسلامي، تيرماه 1362.
5. معاد در قرآن، استاد مظاهري، انتشارات شفق، 1364.
6. معاد شناسي، حسيني طهراني، جلد 4 انتشارات حكمت ياب 1403 هجري قمري.
7. الميزان ذيل آيات مورد بحث در جزوه.
8. نمونه ذيل آيات مورد بحث در جزوه.
9. معاد از ديدگاه قرآن، حديث و عقل، حسين رباني ميانجي، چاپ دوم، 1373.
 
پي نوشت ها:
[1] . نمل/ 87.
[2] . زمر/ 68.
[3] . ر.ك. مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج6، ص 324.
[4] . رباني ميانجي، حسين، معاد از ديدگاه قرآن، حديث و عقل، ص426؛ از مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج6، ص329؛ و کليني، محمد بن يعقوب، اصول كافي، ج1، ص71.
[5] . معراج/ 4.
[6] . النمل/ 89.
[7] . ر.ك. طباطبايي، سيد محمد حسين، حيات پس از مرگ، قم، دفتر انتشارات اسلامي، 1362، ص47، و خواجه نصيرالدين، آغاز و انجام، چاپ اول، تهران، سازمان چاپ و انتشار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1366، ص 49.
[8] . ر.ك. طباطبايي، سيد محمد حسين، حيات پس از مرگ، قم، دفتر انتشارات اسلامي، 1362، ص48.

مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :