امروز:
يکشنبه 30 مهر 1396
بازدید :
589
چرا انسان قدرت درك جهان آخرت را ندارد؟ آيا توصيف بهشت واقعاً همين است كه در احاديث آمده است يا دليل اينگونه توصيف بعلت چيزهايي است كه انسان آنها را مطلوب مي پندارد؟

سؤال حاوي دو مطلب است: 1ـ چرا انسان قادر بر درك و شناخت عالم قيامت نيست و از درك و فهم آن عاجز است؟ در پاسخ اين سؤال ابتدا لازم است مقدمه اي تقديم گردد:
جهان آخرت هم از نظر وسعت و هم از لحاظ ادامه و نهايت قابل مقايسه با دنياي حاضر نيست.
الف): از نظر وسعت: قرآن كريم در يك اشاره كوتاه و عميق مي فرمايد: «وَ سارِعوا الي مغفرة من ربّكم و جنّه عرضُها السمواتُ و الارضُ...»[1] يعني بشتابيد بسوي آمرزش پروردگارتان و به سوي بهشتي كه وسعتش، به پهناي همه آسمانها و زمين است.
مرحوم علامه طباطبائي (ره) مي گويد:
«منظور از (عرض بهشت) چيزي در مقابل طول آن نيست بلكه منظور وسعت آن است و اين خود استعمالي است شايع. كه همانا تعبير به عرض، كنايه از وسعت آن به نهايت درجه است و يا به قدري است كه وهم و خيال بشري نمي تواند آن را بسنجد و برايش حدّي تصور كند.»[2]
حالا با توجه به مطالب فوق، بشر چگونه مي تواند چنين عالمي را با اين گستردگي تصور و تعقل كند؟ و درباره آن اظهار نظر كند؟ لذا بشر جز از راه اخبار وحي از درك و شناخت اوضاع عظيم جهان پس از مرگ بي بهره و عاجز است.
ب): اما از حيث ادامه و نهايت: عالم كنوني محدود و پايان پذير است و بالاخره در زماني به انتهاء مي رسد ولي جهان آخرت نامحدود و بي انتها است و پاياني ندارد.[3] قرآن كريم در سوره شريفه عنكبوت مي فرمايد: «و اِنَّ الدارَ الآخرةَ لَهي الحَيَوانُ...»[4] يعني همانا زندگي واقعي سراي آخرت است.
طبق بيان قرآن كريم، زندگي دنيا يك نوع سرگرمي و بازي است و روزي به انتها مي رسد، امّا حيات حقيقي كه هيچ گونه فنايي در او نيست تنها حيات آخرت است.[5]
بنابراين، از اين جهت كه قيامت جهاني وسيع و بي پايان و نقطه آغاز آينده است، لذا انسان از درك و شناخت آن عاجز است چون حروف و الفباي آن جهان بي كران و بي پايان براي او ناشناخته است و بهره اي از الفباي آن ندارد. در نتيجه از فهم آن محروم است. و روشن است اولين گام معرفت و شناخت هر چيز، از آشنايي و معرفت به الفباي آن آغاز مي شود، كه اين گام نخست آشنا بودن به الفبا، براي مردم دنيا نسبت به جهان آخرت حاصل نيست.
و بايد دانست كه حيات دنيوي انسان نسبت به آخرت بمنزله حيات جنين در رحم مادر است كه در آنجا قوا و اعضايي به او داده مي شود و جنين هر چند داراي عقل و شعور باشد ادراك كاربرد و نتيجه وجود آن اعضاء براي او ميسّر نيست و هرگز نمي تواند بفهمد كه حكمت تشكيلات اسرارآميز مغز چيست؟ يا دستگاه بينايي و شنوايي و جهاز تنفس براي او به چه كار مي آيد؟ و وقتي به دنيا قدم گذاشت حكمت آنها ظاهر مي شود.[6]
كوتاه سخن اينكه: جهان آخرت با آن همه عظمت و وسعت و نامحدود بودنش كه در آيات قرآن و روايات بيان شده است، در زمان آينده پديدار مي شود، از آنجا كه انسان مقهور زمان و مكان است ذات او در حيطه زمان و مكان قرار گرفته، لذا بطور عادي تا چيزي را قبلا خود تجربه نكند يا از تجربه ديگران استفاده نكند، لاجرم راههاي درك و شناخت آن چيز براي او مشكل مي شود و در نتيجه از معرفت آن عاجز مي ماند.
مگر اينكه از ناحيه انبياء و اولياء ـ عليهم السلام ـ كه محيط بر هر سه زمان گذشته و حال و آينده هستند و احاطه به غيب دارند اخباري از اوضاع آينده بشنود و بفهمد و بدون آنها و اخذ روايات راهي براي شناخت آينده ندارد. لذا جهان آخرت با تمام وسعت و جزئياتش براي انسان قابل درك نيست.
2ـ آيا بهشت واقعاً همين است كه در روايات آمده است يا دليل اينگونه توصيف بعلت چيزهايي است كه انسان آنها را مطلوب مي پندارد؟
پاسخ: اوصاف بهشت و جهنم همان است كه قرآن و احاديث بيان مي كند. زيرا بيان قرآن كريم و روايات معصومين از روي حدس و گمان و تقريب به ذهن و به جهت اينكه مطلوب نفس بشر است گفته نشده است بلكه عين واقعيت است و اوصاف حقيقي بهشت و جهنم را بازگو مي نمايد.
نكته آخر اينكه: «آخرت با آن همه نعمتها و عذابهايش هر چند شباهتي با دنيا و لذائذ و آلامش دارد و همچنين انساني كه در آخرت وارد مي شود همان انساني است كه بعينه در دنيا بوده ـ همچنان كه مقتضاي ظواهر كتاب و سنت همين است ـ و امّا نظامي كه حاكم بر آخرت است غير از نظامي است كه در دنيا حاكم است چون آخرت، دار ابديت و بقاء است و دنيا دار زوال و فناء است و به همين جهت انسان در بهشت مي خورد و مي نوشد، ازدواج مي كند و لذت شهواني مي برد ولي در آنجا دچار عوارض دنيايي نمي گردد.
و همچنين انسان دوزخي در آخرت بين آتش مي سوزد و سوزش آتش را مي چشد و از خوردنيها و نوشيدنيها و مسكن و همنشين دوزخيش شكنجه مي بيند ولي آثار سوختن دنيائي را ندارد (نه ذغال مي شود و نه خاكستر و نه مي ميرد) و همچنين در آخرت عمري ابدي و بي پايان دارد ولي آثار طول عمر دنيائي از قبيل كهولت و پيري و سال خوردگي را ندارد و همچنين ساير شؤون حيات دنيائي را دارد ولي آثار دنيائي آن را ندارد و اين نيست مگر بخاطر اينكه عوارض و لوازم نامبرده از لوازم نظام دنيوي است نه از لوازم مطلق نظام (چه دنيائي و چه آخرتي) پس دنيا دار تزاحم و مانع است ولي آخرت چنين نيست.[7]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. عدل الهي، استاد مطهري.
2. ترجمه تفسير الميزان، ج4، ص27 ـ 32.
3. منشور جاويد، ج 9، استاد سبحاني.
 
پي نوشت ها:
[1] . آل عمران/ 133.
[2] . طباطبائي، ترجمه الميزان، ناشر انتشارات جامعه مدرسين، 1363، ج 4، ص 27.
[3] . مطهري، مرتضي، عدل الهي، تفاسير قرآن، ص 228.
[4] . عنكبوت/ 64.
[5] . مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، دارالكتب الاسلاميه، 1374 هـ . ش، ج16، ص339.
[6]. خراساني، وحيد، مقدمه توضيح المسائل ايشان، چاپ اول، ناشر مدرسه الامام الباقر ـ عليه السلام ـ ، ص 170.
[7] . طباطبائي، سيد محمد حسين، ترجمه الميزان، ناشر انتشارات جامعه مدرسين، 1363، ج 4، ص 32.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :