امروز:
شنبه 28 مرداد 1396
بازدید :
569
منظور از اين كه بهشت را به بها مي دهند، نه به بهانه ، چيست؟

اين سخن ريشه در روايات دارد و در جاي خود سخن خوبي است و از جمله كلامي از اميرمؤمنان ـ عليه السّلام ـ رسيده كه فرمود: (لا تكن ممن يرجو الاخرة بغير العمل)[1] يعني همانند كسي مباش كه بي آن كه كاري كرده باشد به آخرت اميد مي بندد. از كلام حضرت معلوم مي شود كه براي تحصيل و بدست آوردن آخرت كه مراد همان نعمت هاي بهشتي است بايد كار و تلاش كرد و با انجام اعمال صالح بهشت را بدست آورد. پس مراد از آن جمله اين است كه انسان نبايد تنها به صِرف ادعاي مسلماني و ايمان توقع داشته باشد كه بهشت نصيب او بشود بلكه براي رفتن به بهشت و به دست آوردن نعمت هاي گوناگون آن بايد بهايش را پرداخت كند. در اين جا به عنوان نمونه به چند دستور ديني درباره بهاي بهشت اشاره مي شود:
1. از امام صادق ـ عليه السّلام ـ رسيده كه فرمود: (قول لا اله الّا الله ثمن الجنة)[2] يعني گفتن كلمه توحيد (جمله ياد شده) بهاي بهشت است. مراد آن است كه كسي مي خواهد بهشت نصيبش شود بايد بهاي آن را بپردازد و اولين بهاي بهشت پذيرش توحيد است.
2. در قرآن كريم آيات فراواني درباره اين مسئله وجود دارد كه بهشت در برابر عمل صالح كه در واقع بهاي بهشت است داده مي شود از جمله فرمود: (إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ)[3] يعني در حقيقت خدا از مؤمنان جان و مال شان را به بهاي اين كه بهشت براي آنان باشد، خريده است.
از اين آيه نيز بدست مي آيد كه بهشت بدون بها به كسي داده نمي شودو هيچ كس نبايد تصور كند كه به صِرف بهانه سازي و ادعاي ايمان بهشت نصيب او بشود.
نكته اي كه بايد اشاره شود آن است كه مراد از اين گونه آيات آن نيست كه خداوند همانند فروشنده هاي ديگر و انسان ها اهل كسب و تجارت باشد، مثلاً بهشت را بفروشد و بهاي آن را از كسي بگيرد و بدون بها به كسي بهشت ندهد و مانند آن، بلكه مراد آن است كه بهشت رفتن شرايط و برنامه ها و راه هاي خاصي دارد كه تنها با فراهم شدن آنها انسان مي تواند به بهشت برود و در واقع بهشت نتيجه، ثمر و پي آمد عمل صالح انسان است كه آن هم براي خود اوست و گرنه خداوند به عمل صالح كسي نياز ندارد و در واقع انسان تاجر است و بايد با فراهم كردن شرايط، نعمت هاي ابدي را از طريق ايمان و عمل صالح بدست آورد.
3. نكته ديگر آن است اگر بهشت را بايد با بها و قيمت بدست آورد، اين سؤال مطرح خواهد شد كه بهاي بهشت چيست تا انسان با پرداخت آن بهشت را بدست آورد؟ در پاسخ بدين سؤال بايد گفت: براي اين مسئله در آيات قرآن بر امور فراواني تكيه شده و به عنوان بهاي بهشت معرفي شده اند كه در اين جا به چند نمونه از آن ها اشاره مي شود:
الف. نخستين چيزي كه سرمايه اصلي و خمير مايه سعادت و كليد درهاي بهشت شمرده شده ايمان و عمل صالح است قرآن كريم دراين باره مي گويد: (وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيها خالِدُونَ)[4] يعني كساني كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند ياران بهشتند و جاودان در آن خواهند بود.
اين تعبير يا شبيه آن در آيات بسياري وارد شده  است كه تكرار آن بيانگر اهميت موضوع آن است. بديهي  است كه رابطه ايمان و عمل صالح رابطه درخت و ميوة آن است؛ يك درخت سالم، خالي از ميوه نخواهد بود هم چنين ايمان از عمل صالح جدا نخواهد شد.
ب. بهاي ديگر بهشت، تقوي و پرهيزگاري است كه در آيات متعدد قرآن مجيد روي آن تكيه شده است از جمله در سورة مريم فرمود: (تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبادِنا مَنْ كانَ تَقِيًّا)[5] يعني اين همان بهشتي است كه ما به ارث به بندگان پرهيزگار خود مي بخشيم.
ج. بهاي ديگر بهشت ترك هواپرستي و دوري از گناه است در اين باره نيز آيات فراواني در قرآن آمده از جمله فرمود: (وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى)[6] يعني آن كسي كه از مقام پروردگارش بترسد و نفس را از هوا و هوس باز دارد بهشت جايگاه اوست. و در همين رابطه بايد گفت كه ترك هوا و هوس زمينه خودسازي را فراهم مي كند، لذا يكي از چیز هايي كه  به عنوان بهای بهشت مطرح است تزكيه نفس است، لذا در قرآن كريم فرمود: (اين درجات عالي همان باغ هاي جاويدان بهشتي است كه از زير درختانش نهرها جاري است، جاويدان در آن مي مانند و اين است پاداش كسي كه خود را پاك و پاكيزه كرده است)[7].
آنچه يادآوري شد تنها بخشي از اعمالی است كه از سوي قرآن كريم به عنوان، بهاي بهشت معرفي شده است (براي مطالعه بيشتر به منبع ذيل مراجعه شود)[8]
4. گرچه اين سخن كه در سؤال مطرح شده در جاي خود سخن درستي است و درباره مفهوم آن تحليل ياد شده ارائه شد. امّا علامه عارف حسن زاده آملي به عكس آن سخن در ضمن درس مي فرمود: (بهشت را به بها نمي دهند بلكه به بهانه مي دهند) اين سخن نيز درست است، زيرا مراد ايشان اين است كه تمام اعمال و كارهاي نيكي كه ما انجام مي دهيم تازه بهانه براي بهشت رفتن است و بهانه مي شود كه انسان از خداوند توقع كند او را به بهشت ببرد و گرنه با اين اعمال انسان نمي تواند بهاي بهشتي را كه جايگاه جاويدان انسان است و نعمت هاي فراوان ابدي در آن براي انسان فراهم شده تأمين كند و يا بپردازد، تازه اعمالي را كه ما انجام مي دهيم، نمي تواند بهاي نعمت هاي فراوان و متعددي را كه انسان در طول عمر خود در دنيا استفاده مي كند، تأمين كند. مثلاً آن همه اعضاء و جوارح، و دستگاه هاي مختلف كه در بدن انسان تعبيه شده تا سلامتي او را تأمين كند و انسان بدون توجه بدان نعمت ها از آن ها استفاده مي كند هر اندازه خوب عمل كند نمي تواند بهاي اين نعمت هاي دنيا یی و بدني را پرداخت كند تا چه رسد به بهاي بهشت.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. استاد محمد شجاعي، مباني نظري تزكيه و طريق عمل تزكيه، ج 1ـ2، نشر سروش، تهران 1368 ش.
2. امام خميني، چهل حديث، نشر مؤسسه امام، چاپ 20، 1381 ش.
3. محمد سعيدي مهر، آموزش كلام اسلامي، ج 2، ص 251، نشر مؤسسه فرهنگي طه، 1378 ش.
4. محمد حسين طهراني، معادشناسي، نشر علامه طباطبايي، مشهد، 1418 ق.
 
پي نوشت ها:
[1] . نهج البلاغه، حكمت 150.
[2] . صدوق، توحيد، قم، النشر الاسلامي، 1416 ق، ص 21، باب 1، ح13.
[3] . توبه/ 110.
[4] . بقره/ 82.
[5] . مريم/ 63.
[6] . نازعات/ 40ـ41.
[7] . طه/ 75.
[8] . مكارم شيرازي، ناصر، پيام قرآن، تهران، نشر دارالكتب الاسلاميه، 1377 ش، ج 6، ص 197 ـ 225.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :