امروز:
شنبه 28 مرداد 1396
بازدید :
552
آيا مي شود آنهايي كه در اين دنيا زن و شوهر بوده اند در آن دنيا هم زوج همديگر باشند و آيا اين يك قانون كلي است كه مردان و زنان صالحة اين دنيا، در آن دنيا هم زوج همديگر باشند يا اينكه اختيار به دست زن مي باشد و او مي تواند ديگري را انتخاب كند؟

پاسخ در چند محور ارائه مي شود:
1. قبل از هر چيز بايد خاطر نشان سازیم كه جزئيات نحوة زندگي انسان در آخرت از نظر بسياري از مسايل به طور كامل و صددرصد با تمام امور جزئي براي كسي جز حضرات معصومين ـ عليهم السّلام ـ روشن نيست و ما تنها بر اساس برخي آيات و روايات به مواردي بسيار اندك از نحوة زندگي در آخرت آگاه هستيم.
2. نكتة ديگر آن است كه جريان پيوند زناشويي كه از طريق ازدواج بين يك مرد و زن پديد مي آيد تنها مربوط به عالم دنيا است و زناني كه در دنيا همسري داشته اند ملزم نيستند كه در آخرت هم با همان شخص زندگي كنند. چون عقد زناشويي كه بين آن دو خوانده شده مربوط به زندگي دنيايي آنهاست. و در آخرت هر كسي مهمان عمل خود است و اختيار خود را دارند. لكن در برخي روايات اشاره شده كه در آخرت خداوند زنان مؤمنه را به صورت حورالعين در مي آورد و با همسران صالح خود در بهشت نيز زندگي مي كنند.[1] اما اين گونه روايات به مفهوم آن نخواهد بود كه زنان مجبور باشند كه در آخرت نيز با همسران دنيايي خود زندگي كنند. اما اگر خود بخواهند مي توانند[2] و هم چنين در تفسير مجمع البيان آمده كه مراد از زناني كه در بهشت نصيب انسان مي شوند همين زناني هستند كه مؤمنين در دنيا دارند ولي در آخرت به صورت حورالعين در مي آيند و با همسران خود در بهشت زندگي مي كنند.[3] از اين مطلب معلوم مي شود كه در بهشت نيز زنان مي توانند با همسران دنيايي خود زندگي كنند.
3. دربارة اين مسئله كه سرانجام زنان بي شوهر و يا زناني كه شوهرشان اهل جهنم است نظير آسيه زن فرعون، در بهشت چه خواهد شد؟ بايد گفت: چون در بهشت براي بهشتيان همه چيز فراهم است و هرگونه لذت در اختيار آنان قرار مي گيرد،[4] طبق اين اصل كلي براي آن دسته از زنان در بهشت همسران صالح بهشتي فراهم خواهد شد. تا آن دسته از زنان مؤمنه در كنار آن همسران خود زندگي خوب و شيرين داشته باشد. (توضيح اين مسئله در بند بعدي خواهد آمد) مثلاً در قرآن كريم آمده: (و فيها ما تشتهيه الانفس و تلذ الاعين)[5] يعني در بهشت آنچه دل مي خواهد و چشم از آن لذت مي برد موجود است. و از آن جا كه جمله (ما تشتهيه الا نفس) همه نوع لذت ها را شامل مي شود.[6] مي توان گفت كه زنان بهشتي از داشتن همسران صالح بهشتي بهره مند خواهد بود. و در آية ديگر نيز به همين مسئله كه هر چه مورد آرزوي بهشتيان باشد تأكيد شده و فرمود: (و لكم فيها ما تشتهي انفسكم و لكم فيها ما تدّعون)[7] يعني براي شما هر چه بخواهيد در بهشت فراهم است و هر چه طلب كنيد به شما مي دهند . و روشن تر از همه، اين آية مباركه است كه مي فرمايد: (و لهم فيها ازواج مطهره)[8] يعني براي بهشتيان در آن جا همسران پاك و پاكيزه است. از مجموع اين آيات بخوبي به دست مي آيد كه زنان بهشتي همانند مردان بهشتي از هرگونه لذت دل خواه بهره مند خواهند بود و از جمله لذت ها، زندگي با همسر دل خواه است.[9] و هم چنين در برخي روايات آمده كه پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود:‌در بهشت بازاري است كه در آن جا هيچ خريد و فروشي نيست مگر صورت هايي از مردان و زنان، هر كس ميل و اشتهاي صورتي را داشته باشد در آن بازار داخل مي شود و آن جا مجتمع حورالعين است.[10] از اين روايت نيز بخوبي بدست مي آيد كه زنان مثل مردان مي توانند مردي مورد علاقه خود را در بازار بهشتي بيابند و با آن زندگي كنند.
3. قرآن كريم جريان همسران بهشتي را براي بهشتيان در چند جا مطرح كرده از جمله مي فرمايد: (وزوّجناهم بحورٍ عين)[11] يعني ما آنها را با حورالعين تزويج مي كنيم. اما اين كه آيا اين تزويج با حوريان بهشتي اختصاص به مردان دارد و يا نصيب زنان هم مي شود؟ پاسخ آن است كه هيچ دليلي وجود ندارد كه اين وعده هاي الهي اختصاص به مردان داشته باشد. بخصوص آن كه اگر در واژة (حور) و واژة (عين) دقت شود و از نظر مفهوم لغوي بخوبي مشخص گردد معلوم خواهد شد که نعمت حورالعين اختصاص به مردان ندارد. از تحليل استاد علامه حسن زاده آملي «توضيح واژة (حورالعين)[12] بدست مي آيد كه اگر در متون ديني (آيات و روايات و دعاها) سخن از ازدواج با حورالعين به ميان آمده اختصاص به مردان ندارد بلكه زنان بهشتي نيز با مردي كه به اصطلاح (احور) و (اعين) است يعني چشم هاي درشت همچون چشم آهويي دارد و زيباست ازدواج مي كند پس اين نعمت بهشتي يعني همسر (حورالعين) داشتن اختصاص به مردها نخواهد داشت و زنان بهشتي نيز از آن بي نصيب نخواهند بود.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. ناصر مكارم پيام قرآن، ج 6، ص 261 نشر مدرسة اميرالمؤمنين، قم 1370 ش.
2. دائرة المعارف، تشيع، ج 6، ص 547، نشر شهيد سعيد محبي، تهران، 1376 ش.
3. محمد حسين طهراني، معادشناسي، ج 10، مجلس، 70، ص 177 تا 182، نشر حكمت، 1407 ق.
 
پي نوشت ها:
[1] . مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، بيروت، نشر مؤسسة الوفاء، 1403 ق، ج 8، ص 213.
[2] . همان.
[3] . طبرسي، فضل بن حسن، مجمع البيان، بيروت، نشر دارالاحياء لتراث العربي، 1412 ق، ج 1 ـ 2، ص 81، ذيل آيه 25، سورة بقره.
[4] . واقعه/ 21.
[5] . زخرف/ 7.
[6] . مكارم شيرازي، ناصر، پيام قرآن، قم، نشر مدرسة اميرالمؤمنين، 1370 ش، ج 6، ص 273.
[7] . فصلت/ 31.
[8] . بقره/ 25.
[9] . مكارم شيرازي، ناصر، پيام قرآن، نشر پيشين، ج 6، ص 260.
[10] . جامع الاخبار، چاپ سنگي قديم،‌ بي تا، فصل 137، ص202.
[11] . دخان/ 54.
[12] . آغاز و انجام خواجه، با شرح و تعليقه حسن زاده آملي، تهران، نشر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1366 ش، ص 225.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :