امروز:
جمعه 6 اسفند 1395
بازدید :
600
آيات اول سورة حجرات دربارة اين است كه ديگران صداي خود را بلندتر از صداي پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ نكنند، شأن نزول آيات چه بوده است و دربارة چه كساني بوده است؟ آيا آنها حق پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ را نمي‌شناختند؟

براي روشن شدن مطلب، بيان چند نكته لازم و ضروري است:
1. بيان آية مورد سؤال و ترجمة روان آن
 «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ[1]؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! صداى خود را فراتر از صداى پيامبر نكنيد، و در برابر او بلند سخن مگوييد [و داد و فرياد نزنيد] آن گونه كه بعضى از شما در برابر بعضى بلند صدا مى‏كنند، مبادا اعمال شما نابود گردد در حالى كه نمى‏دانيد! »
2. بياني كوتاه در مورد سورة حجرات
 سورة حجرات سوره‌اي مدني است و داراي هيجده آيه مي‌باشد. در اين سوره مسائلي از احكام دين بيان گشته كه با آن سعادت زندگي فردي انسان تكميل مي‌شود.
الف ) برخي از آنها بيان ادب است كه بايد بين بنده و خداي او رعايت شود؛
ب) پاره‌اي آداب است كه بندگان خدا بايد در مورد رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ رعايت کنند؛
 ج) قسمتي از آنها مربوط به روابط بين مردم است كه بايد رعايت شود؛
د)  بعضي ديگر مربوط به برتري‌هاي افراد نسبت به همديگر است؛
ه) در پايان سوره هم به حقيقت ايمان و اسلام اشاره مي‌كند و بشريت را به نور ايمان دعوت مي‌كند.[2]
از آنجايي كه بسياري از مسائل مهم اخلاقي در اين سوره عنوان گرديده مي‌توان آن را «سورة اخلاق و آداب» ناميد.[3]
3. شأن نزول
پنج آيه اوّل اين سوره، رعايت ادب و آداب برخورد بندگان خدا با رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ را بيان مي‌كند. مفسران براي آية اول شأن نزول‌هايي ذكر كرده‌اند و براي آيات بعد شأن نزول‌هاي ديگر.
از جمله شأن نزول‌هايي كه براي آية اول ذكر كرده‌اند اين است: كه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به هنگام حركت به سوي خيبر مي‌خواست كسي را به جاي خود در مدينه‌نصب كند، عمر شخص ديگري را پيشنهاد كرد، آية فوق نازل شد و دستور داد به خدا و پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ پيشي مگيريد ...[4]
در مورد شأن نزول آية دوم گفته‌اند: گروهي از طائفة بني تميم و اشراف آنها وارد مدينه شدند، هنگامي كه داخل مسجد پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ گشتند صدا را بلند كرده، از پشت حجره‌هايي كه منزلگاه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ بود، فرياد زدند: اي محمّد بيرون بيا.
اين سر و صداهاي نامؤدبانه، پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ را ناراحت ساخت، هنگامي كه بيرون آمد، گفتند: آمده‌ايم تا با تو مفاخره كنيم، اجازه ده تا شاعر و خطيب ما افتخارات قبيلة بني تميم را بازگو كند.
پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ اجازه داد. خطيب و شاعر آنها برخاست و از فضايل خيالي طائفة بني تميم مطالبي گفت و آنها را مدح کرد.
پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به ثابت بن قيس فرمود: پاسخ آنها را بده، او برخاست و خطبة بليغي در جواب آنها ايراد كرد به طوري كه خطبة آنها را از اثر انداخت ...
در اين هنگام يكي از اشراف به نام اقرع گفت: اين مرد خطيبش از خطيب ما تواناتر، شاعرش از شاعر ما لايق‌تر است و آهنگ صداي آنها نيز از ما برتر مي‌باشد.
در اين هنگام پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ براي جلب رضايت آنها دستور داد، هداياي خوبي به آنها دادند، آنها تحت تأثير مجموع اين مسائل واقع شدند و به نبوّت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ اعتراف كردند.
آيات مورد بحث شأن نزولش اشاره به سر و صداهاي آنها در پشت خانة پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ است.[5]
شأن نزول‌هاي ديگري هم در مورد آيات اول و هم در مورد آيات ديگر ذكر شده است كه در اين مختصر از بيان آن صرف نظر مي‌شود.
4. رعايت حق پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و قدر شناسي از او
 قدر پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ را نه تنها در جاهليت و صدر اسلام، نمي‌شناختند؛ بلكه هم اكنون هم بشريت حتّي مسلمانان، قدر زحمات پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ را در راه بيان دين نمي‌دانند و حقّ او را نشناخته‌اند.
اگر مردم صدر اسلام قدر پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ را مي‌شناختند، بيش از هشتاد جنگ و سريّه را بر پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ تحميل نمي‌كردند.
اگر قدر پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ را مي‌شناختند، به پيامبر رحمت[6]، نسبت ناپسند «اُذُن»[7] و ساده‌لوح نمي‌دادند.
اگر قدر شناس و حق شناس خوبي بودند، بر پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ اِفك[8] و افترا نمي‌بستند.
اگر حق و قدر پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ را مي‌شناختند، بارها زمينة ترور و تبعيد[9] او را فراهم نمي‌كردند.
و اگر قدر و حق پيامبر را مي‌شناختند، حديث غدير را فراموش نمي‌كردند و داستان سقيفة بني ساعده را به وجود نمي‌آوردند و به جاهليت عقب‌گرد نمي‌كردند.[10]
 اگر قدر پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ را مي‌شناختند، علي ـ عليه السّلام ـ اين ولي منصوب را شهيدش نمي‌كردند... بلي حق او را نمي‌شناختند.
5. تفسيري كوتاه
 قرآن شريف ادبستان الهي است، در فرهنگ قرآن حرف زدن[11]، صدا زدن، [12] راه رفتن،[13] نگاه كردن،[14] و ... بايد حساب شده و انساني باشد، به ويژه در برابر رهبران و بزرگان.
 وقتي بر پدر و مادر نبايد «اُفّ»[15] گفت، به پيامبران و امامان ـ عليهم السّلام ـ به طريق اولي نبايد «افّ» گفت. چون آنها پدران معنوي امّت هستند. در كنار پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ بودن و فرياد كشيدن، خلاف ادب است. پيامبر رحمت را همچون انسان‌هاي معمولي بلند صدا زدن و بدون رعايت ادب، نام وي را بدون ذكر كنيه ، به صورت «يا محمّد» صدا زدن، خلاف اخلاق و ادب است.
 از اين جهت قرآن شريف در پنج آية اول سورة حجرات كه سورة اخلاق نيز مي‌باشد، رابطة بندگان خدا با رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ را بيان مي‌كند كه بسيار دقيق و عميق است و رعايت اين دستورات اخلاقي براي يك پيرو واقعي در همة عرصه‌هاي زندگي لازم و ضروري است.
بلي به قول راغب اصفهاني:
ز صد هزار محمّد كه در جهان آيد                                        يكي به منزلت جاه مصطفي نشود[16]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. علامه طباطبايي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، ج18، سوره حجرات.
2. مکارم شيرازي، آيه الله ناصر، تفسير نمونه، ج22، سوره حجرات.
3. قرشي،سيد علي اکبر، تفسير احسن الحديث، ج10، سوره حجرات.

پي نوشت ها:
[1] . حجرات/ 2.
[2] . طباطبايي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، قم، دفتر انتشارات اسلامي، بي‌تا، ج18، ص 455.
[3] . مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الاسلاميه، چاپ پانزدهم، 1377، ج 22، ص 133 .
[4] . همان.
[5] . همان.
[6] . انبياء/ 107 : « وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ ؛ما تو را جز براى رحمت جهانيان نفرستاديم»‏.
[7] . توبه/ 61 : « وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ؛از آنها كسانى هستند كه پيامبر را آزار مى‏دهند و مى‏گويند: (او آدم خوش‏باورى است‏!) بگو: (خوش‏باور بودن او به نفع شماست‏! [ولى بدانيد] اوبه خدا ايمان دارد؛ و [تنها] مؤمنان را تصديق مى‏كند؛ و رحمت است براى كسانى از شما كه ايمان آورده‏اند!) و آنها كه رسول خدا را آزار مى‏دهند، عذاب دردناكى دارند!»
[8] . نور/ 11 ـ 26 : « مسلّماً كسانى كه آن تهمت عظيم را عنوان كردند گروهى [متشكّل و توطئه‏گر] از شما بودند؛ امّا گمان نكنيد اين ماجرا براى شما بد است‏، بلكه خير شما در آن است‏؛ آنها هر كدام سهم خود را از اين گناهى كه مرتكب شدند دارند؛ و از آنان كسى كه بخش مهمّ آن را بر عهده داشت عذاب عظيمى براى اوست‏ ...»
[9] . انفال/ 30 : « [به خاطر بياور] هنگامى را كه كافران نقشه مى‏كشيدند كه تو را به زندان بيفكنند، يا به قتل برسانند، و يا [از مكّه‏] خارج سازند؛ آنها چاره مى‏انديشيدند [و نقشه مى‏كشيدند]، و خداوند هم تدبير مى‏كرد؛ و خدا بهترين چاره جويان و تدبيركنندگان است‏! »
[10] . آل عمران/ 144 : « محمد [ص‏] فقط فرستاده خداست‏؛ و پيش از او، فرستادگان ديگرى نيز بودند؛ آيا اگر او بميرد و يا كشته شود، شما به عقب برمى‏گرديد؟ [و اسلام را رها كرده به دوران جاهليّت و كفر بازگشت خواهيد نمود؟] و هر كس به عقب باز گردد، هرگز به خدا ضررى نمى‏زند؛ و خداوند بزودى شاكران [و استقامت‏كنندگان‏] را پاداش خواهد داد».
[11] . حجرات/ 1 : « اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! چيزى را بر خدا و رسولش مقدّم نشمريد [و پيشى مگيريد]، و تقواى الهى پيشه كنيد كه خداوند شنوا و داناست‏! »
[12] . حجرات/ 2 : « اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! صداى خود را فراتر از صداى پيامبر نكنيد، و در برابر او بلند سخن مگوييد [و داد و فرياد نزنيد] آن گونه كه بعضى از شما در برابر بعضى بلند صدا مى‏كنند، مبادا اعمال شما نابود گردد در حالى كه نمى‏دانيد! »
[13] . ‎فرقان/ 63 : « بندگان [خاص خداوند] رحمان‏، كسانى هستند كه با آرامش و بى‏تكبّر بر زمين راه مى‏روند؛ و هنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند [و سخنان نابخردانه گويند]، به آنها سلام مى‏گويند [و با بى‏اعتنايى و بزرگوارى مى‏گذرند]»
[14] . عبس/ 3 – 1 : « چهره در هم كشيد و روى برتافت .  از اينكه نابينايى به سراغ او آمده بود! تو چه مى‏دانى شايد او پاكى و تقوا پيشه كند »
[15] . اسراء/ 23 : « قطعاً خداوند از آنچه پنهان مى‏دارند و آنچه آشكار مى‏سازند با خبر است‏؛ او مستكبران را دوست نمى‏دارد! »
[16] . راغب اصفهاني، تتمة المنتهي، ص 358.

مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :