امروز:
شنبه 6 خرداد 1396
بازدید :
503
درباره‌ حديث غدير و لفظ (مولي)، با توجّه به آيات قرآن در سوره‌هاي حديد (15)، محمد (11)، نساء (33)، مريم (5) و دخان (41)، كه در اين آيات، واژه مولي به معاني متفاوتي (ياور، سزاوار، وارث، خويش، دوست) آمده، چگونه مي‌توان به اين لفظ براي اثبات ولايت امام علي عليه السلام استشهاد كرد؟!

برخي از آياتي كه كلمه مولي در آن آمده است عبارتند از :
1 ـ سوره حديد، آيه 15 مي‌فرمايد: "فَالْيَوْمَ لَا يُؤْخَذُ مِنكُمْ فِدْيَةٌ وَلَا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا ۚ مَأْوَاكُمُ النَّارُ‌ هِيَ مَوْلَاكُمْ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ‌" پس امروز نه از شما فديه‌اي پذيرفته مي‌شود و نه از کافران، و جايگاهتان آتش است و همان سرپرست‌تان مي‌باشد، و چه بد جايگاهي است!
مولي در اين آيه شريفه به ياور،1 سرپرست2، سزاوار و مسلط3 معني شده است و برخي روايات در ذيل اين آيه کريمه ناظر به معني سزاوار است4.
2 ـ آيه‌ي 11 سوره‌ي محمد (صلي الله عليه و آله) مي‌فرمايد: "ذلک بأن الله مولي الذين آمنوا وأن الکافرين لامولي لهم." در اين آيه واژه‌ي مولي به مالک و ياور،5 سرپرست،6 و حفظ‌کننده7 معني شده است.
3 ـ آيه‌ي 33 سوره‌ي نساء: "لکل جعلنا مولي مما ترک الوالدان والأقربون" براي هر کس وارثاني قرار داديم که از ميراث پدر و مادر و نزديکان ارث ببرند. واژه‌ي مولي در اين آيه‌ي شريفه به سزاوارتر8 و سرپرست9 معني شده است.
4 ـ سوره‌ي مريم آيه‌ي 5: "وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِن وَرَ‌ائِي وَكَانَتِ امْرَ‌أَتِي عَاقِرً‌ا فَهَبْ لِي مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا " و من از بستگانم بعد از خودم بيمناکم (که حقّ پاسداري از آيين تو را نگاه ندارند)، و (از طرفي) همسرم نازا و عقيم است، تو از نزد خود جانشيني به من ببخش. در اين آيه واژه‌ي مولي را به معني خويشاوند (عموها و پسر عموها) گرفته‌اند.1 که صاحب اختيار ميراث و اموال زکريا2، و سزاوار و اولي معني شده است.3
5 ـ سوره دخان آيه‌ي 41: "يَوْمَ لَا يُغْنِي مَوْلًى عَن مَّوْلًى شَيْئًا وَلَا هُمْ يُنصَرُ‌ونَ" روزي که هيچ دوستي دوستش را از چیزی بی‌نیاز نمي‌کند و از هيچ سو ياري نمي‌شوند. در اين آيه واژه‌ي مولي را به معني دوست،4 کسي که حق دارد در امور ديگري تصرف کند و نیز به معني کسي که نسبت به دیگری ولايت دارد، تفسیر کرده‌اند.
 
يک واژه و چندين معنا:
در زبان عربي( مثل دیگر زبان‌ها)، برخی واژه‌ها، داراي معاني متعددي هستند. اگر واژه بر یک معنای کلی دلالت کند که مصادیق متعددی دارد، به آن مشترک معنوی و اگر معانی متعددی دارد که کاملا باهم بیگانه و دور باشند، مشترک لفظی می‌نامند؛ در مواقعی که متکلم از مشترک لفظی یا معنوی استفاده می‌کند، لازم است که برای روشن شدن مقصودش از قرینه‌ها مدد بگیرد. این نوع قرائن را اصطلاحا، قرینه‌های معینه می‌گویند.
 
واژه ولی
ماده‌ي "ولي" که در صيغه و شکل‌هاي مختلف بيش از 200 مرتبه در قرآن ذکر شده است. این واژه و مشتقات آن در معاني مختلفي استعمال شده‌اند. از اين رو چنان که گفتیم، باید براي انتخاب يکي از معاني متعدّد آن به قرینه‌ یا قرینه‌هایی که در کلام وجود دارد تکیه کرد. اين قرينه مي‌تواند سياق و محتواي خود آيه و يا آيات قبل و بعد باشد. در مثال‌هایی که اشاره شد، "ولي" داراي معاني متعددي است که از جمله آن‌ها مي‌توان به موارد ذيل اشاره کرد: ناصر و ياور، مولي و سرپرست، مالک و صاحب اختيار، دوست، اولي و سزاوار، آزاد کننده و سيد، آزاد شده و غلام، هم‌سوگند، وارث و خويشاوند. با دقت در اين معاني، مي‌توان به يک وجه مشترکي رسيد و آن، اولويت داشتن و سزاوارتر بودن است؛5 چرا که "مولي" از ماده‌ي "ولاء" است و در اصل به معناي ارتباط دو چيز با يکديگر، به طوري که بيگانه‌اي در بين آن دو نباشد آمده است. براي آن مصداق‌هاي زيادي است.6 به عنوان مثال، دوست در ياري رساندن به دوستِ خود، اولي و سزاوارتر از ديگران است همان‌گونه که وارثان و خويشاوندان در ارث بردن و ولايت بر ميراث داشتن، سزاوارتر از ديگران مي‌باشند، و مانند اينکه مولي و سيد نسبت به اداره امور عبد و غلام خود، از ديگران سزاوارتر است، همان طوري که مشرکين و کافران نسبت به داخل شدن در آتش دوزخ، از ديگران سزاوارتر هستند، لذا در تمام معاني "ولي" مي‌توان معناي سزاوارتر بودن در ولايت، و اولويت داشتن در آن ولايتي که متناسب با سياق آيات است را در نظر گرفت، پس بين معاني متعدد "ولي" تضاد و اختلاف نيست.
ـ واژه‌ي مولي در حديث غدير: براي روشن‌تر شدن مطلب، مروري کوتاه بر واقعه‌ي غدير خم مي‌کنيم  و شرايط و ويژگي‌هاي آن را بررسي مي‌نماييم. 1 ـ اعلان کردن به مسلمانان که اين آخرين حج پيامبر اکرم ( مي‌باشد، لذا مسلمانان به هر صورتي که بود سعي کردند تا در آخرين حج پيامبر ( همراه ايشان باشند.
2 ـ نازل شدن دستور الهي بر پيامبر اکرم ( : اي پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملاً ( به مردم) برسان، و اگر نکني، رسالت او را انجام ندادهاي.7 يعني‌اي پيامبر اگر اين مأموريت آخر را به انجام نرساني، مانند اين است که 23 سال زحمت خود را از بين برده‌اي.
3 ـ دستور به توقف نمودن همراهان و ماندن تا رسيدن بقيه‌ي مسلمان‌ها و اعلان بازگشت به کساني که جلوتر رفته‌اند، آن هم در آن بيابان خشک و گرماي سوزان وسط روز.
4 ـ ايراد خطبه‌اي طولاني و بيان به يادگار گذاردن دو ميراث گران‌بها يعني قرآن و عترت.
5 ـ شهادت دادن به يگانگي و وحدانيت خداوند و اقرار گرفتن از مردم به يگانگي خداوند و شهادت به رسالت خويش و سؤال نمودن از مردم، که چه کسي اولي و سزاوار بر شماست؟ و جواب دادن مردم به آن حضرت که خدا و رسولش داناترند. و سپس حضرت فرمودند: خداوند اولي و سزاوار بر من است و من اولي و سزاوار بر شما هستم. کما اينکه خداوند متعال در سوره‌ي احزاب آيه‌ي 6 مي‌فرمايد: "النّبي اولي بالمؤمنين من انفسهم " پيامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر (و نزديک‌تر) است. و سپس بالا بردن دست حضرت علي ( و سه مرتبه تکرار نمودن اين جمله "فمن کنت مولاه فعلي مولاه" هر کس من مولاي او هستم پس علي ( هم مولاي اوست، سپس دعا در حق دوستان او و نفرين در حق دشمنان او کردند و فرمودند: حاضرين به غايبين خبر دهند.
6 ـ قبل از متفرق شدن جمعيت، آيه‌ي اکمال دين نازل شد و خداوند فرمود: امروز کافران از (زوال) آيين شما مأيوس شدند، بنابراين از آن‌ها  نترسيد و از (مخالفت) من بترسيد، امروز دين شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم.8
با در نظر گرفتن اين موارد، آيا شايسته است که پيامبر اکرم ( در آن شرايط بخواهند اعلان نمايند که اي مردم هر کس من دوست او هستم علي ( هم دوست او است، يا هر کس من ياور او هستم علي ( هم ياور اوست در صورتي که مسئله‌ي دوست بودن و ياري نمودن مؤمنان، با مؤمنان ديگر، قبلاً از طرف خداوند اعلان شده بود چرا که خداوند در سوره‌ي توبه آيه‌ي 71 مي‌فرمايد: "والمؤمنون والمؤمنات بعضهم اولياء بعض" يعني مردان و زنان با ايمان ، دوستان يکديگرند. و از طرف ديگر، مسئله‌ي ديگر، مسئله‌ي دوست داشتن علي  ( براي همه روشن بود و همه از علاقه‌ي شديد و محبت وافر پيامبر ( نسبت به حضرت علي ( با اطلاع بودند و نيازي به اين همه مقدمه‌چيني نداشت، پس چه مسئله‌اي است که مايه‌ي اکمال دين بوده و هم وزن رسالت 23 ساله‌ي پيامبر اکرم ( مي‌باشد و موجب مي‌شود که پيامبر ( رسالت خويش را به نحو احسن به اتمام رسانده باشد؟ آيا چيزي غير از ولايت و جانشيني حضرت علي ( است؟ زيرا پس از پيامبر ( چه کسي مي‌خواهد شريعت آورده شده را تبليغ کند و آن را از انحراف نجات دهد و روش صحيح آن را به مردم بفهماند؟ آيا کسي سزاوارتر و اولي‌تر از علي بن ابيطالب ( بر سرپرستي و ولايت امري جانشيني پيامبر ( وجود دارد؟ لذا اگر ولايت حضرت علي ( در ادامه‌ي رسالت پيامبر ( نباشد تمام زحمات 23 ساله‌ي حضرت از بين مي‌رود و رسالت ناتمام مي‌ماند چرا که ولايت ائمه ـ عليهم السلام ـ ادامه‌ي رسالت پيامبر اکرم ( مي‌باشد، لذا پس از اعلان ولايت امري و جانشيني حضرت علي ( توسط پيامبر اکرم ( خداوند فرمود: "اليوم اکملت لکم دينکم".
 
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1 ـ محمد حسين طباطبايي (ره)، تفسير الميزان، ترجمه‌ي محمد باقر موسوي (قم، دفتر انتشارات اسلامي)، ج 5.       
2 ـ ناصر مكارم شيرازي وهمكاران، تفسيرنمونه (تهران: دارالكتب الاسلاميه)، ج 13.
3 ـ عبدالحسين طيب، اطيب البيان (تهران: انتشارات اسلام، چاپ سوم)، ج 12.
4 ـ ابوعلي الطبري، تفسير مجمع البيان، ترجمه‌ي ابراهيم ميرباقري و ... (تهران: انتشارات فراهاني، چاپ اول)، ج 5.
5 ـ ناصر مكارم شيرازي و همكاران، پيام قرآن (قم، مدرسه الامام علي بن ابيطالب ( ، چاپ سوم، 1375).
6ـ سيد شرف‌الدين، رهبري امام علي فصل مربوط به حديث غدير.
7ـ علامة اميني، الغدير.
 
پي‌نوشت‌ها:
1 ـ محمد حسين طباطبايي (ره)، تفسير الميزان، ترجمه محمد باقر موسوي همداني (قم، دفتر انتشارات اسلامي)، ج 19، ص 277.
2 ـ ناصر مكارم شيرازي و همكاران، تفسير نمونه؛ (تهران: دارالكتب الاسلاميه) ج 23، ص 334.
3 ـ عبدالحسين طيب، اطيب البيان؛ (تهران: انتشارات اسلام، چاپ سوم)، ج 12، ص 429.
4 ـ عبدعلي العروسي الحويزي، نورالثقلين، (قم، مطبعه العلميه، چاپ دوم) ج 5، ص 241.
5 ـ تفسير الميزان، ج 18، ص 348.
6 ـ تفسير نمونه، ج 21، ص 429.
7 ـ اطيب البيان، ج 12، ص 171.
8 ـ ابوعلي الطبرسي، مجمع البيان، ترجمه ابراهيم ميرباقري و... (تهران: انتشارات فراهاني، چاپ اول)، ج 5، ص 128.
9 ـ تفسير الميزان، ج 4، ص 504.
1 ـ الميزان، ج 14، ص 8.
2 ـ تفسير نمونه، ج 13، ص 8.
3 ـ اطيب البيان، ج 8، ص 418.
4 ـ ترجمه‌ي مجمع البيان، ج 22، ص 315.
5 ـ ترجمه‌ي تفسير مجمع البيان، ج 5، ص 128 و تفسير اطيب البيان، ج 4، ص 69.
6 ـ تفسير نمونه، ج 21، ص 199.
7 ـ سوره‌ي مائده، آيه‌ي 67.
8 ـ سوره‌ي مائده، آيه‌ي 5.

مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :