امروز:
شنبه 5 فروردين 1396
بازدید :
452
با توجه به اعتقاد شيعه در مورد عيد غدير خم و امامت حضرت علي ـ عليه السلام ـ و موقعيت مکاني غدیر خم که فقط دو گروه يا مردم دو مسير از هم جدا مي شدند و اهميت موضوع امامت چرا حضرت رسول ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ در روز عرفه که همه مسلمانان و از تمام نقاط حضور داشتند امامت را اعلام نفرمودند و در غدير خم اعلام شده است؟

قبل از پاسخ به سئوال شما تذکر يک نکته ضروري است و آن اين که؛ اثبات ولايت و جانشيني امير المؤمنين علي ـ عليه السلام ـ تنها مختص به جريان غدير نيست (اگر چه مهم ترين دليل شيعه است و نبي اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ امامت و خلافت امير المؤمنين علي ـ عليه السلام ـ را در این واقعه تاریخی به جهانیان اعلام کردند و از مردم براي او بيعت گرفتند) که اگر بر فرض خدشه اي به آن باشد، ديگر شيعه دليلي بر امامت حضرت نداشته باشد. بلکه پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ در طول بيست و سه سال پيامبري خود در جاههاي مختلف و مناسبت هاي گوناگون، بدين امر عنايت ويژه داشته و در احاديثي نوراني جانشيني حضرت را اعلام کردند.
و در غدير خم نيز به دستور مستقيم خداي سبحان مکلف شدند اين قضيه را اعلام کرده و از مردم نسبت به جانشيني ايشان بيعت بگيرند. براي اطلاع از آنها مي توانيد به کتب مربوطه که در اين زمينه توسط علماي دين تأليف شده است مراجعه فرماييد. "آخر بحث مي آيد".
امّا سئوال شما را در قالب چند نکته پاسخ مي دهيم:
نکته اوّل: بحث غدير، دستور مستقيم خداي سبحان بود که در آيه 67 سوره مائده آن را به پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ ابلاغ فرمود: "يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْک...". و دستور داد که پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ در آن مکان و زمان اين امر مهم را به مردم ابلاغ کند. اکثر علماي شيعه و اهل سنت و مفسرين به اين مطلب گواهي داده و تصريح کرده اند که اين آيه در همان روز (روز غدير) و در همان مکان بر نبي اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ نازل گشت،1 لذا پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ نيز دستور توقف داده و موضوع را به مردم ابلاغ نمودند.
لذا ما نمي توانيم به صراحت اعلام کنيم علت نزول آيه و هدف خداي متعال تنها وجود عامه مردم بوده است که نتيجه بگيريم اگر در سرزمين مني که جمعيت بيشتري بوده آن را ابلاغ مي‌کرد بهتر بود. شايد حکمت‌هاي ديگري در کار بوده که ما از آنها اطلاع نداريم، شايد در غدير خم خصوصيتي وجود داشته است که از نظرها پنهان است و بر خداي عليم پوشيده نيست، و خداوند حکيم خود بهتر مي داند کجا آيه را نازل کند، و چون در عرفه نازل نشد، بايد گفت قطعا در "غدير" مناسب تر بوده است.
نکته دوّم: اولا:در برخی کتب شمار جمعیت حاضر در غدیر خم 110 هزار نفر و در کتبی دیگر 120 هزار نفر ذکر شده است2؛ و شايد از لحاظ جمعيت، خيلي فرقي با روز عرفه آن ايام نداشته باشد، لذا از حيث جمعيت هم کم نبوده اند.
ثانيا: غدير خم در واقع چهار راهي است که مردم سرزمين حجاز را از هم جدا مي کند، راهي به سوي مدينه در شمال، راهي به سمت عراق در شرق، راهي به سمت غرب و سرزمين مصر، و راهي به سمت جنوب و سرزمين يمن؛ لذا چون مکان افتراق و جدایی کاروان ها بود، چه بسا اگر واقعه ای در این مکان رخ مي داد، بيشتر در اذهان مي ماند و مسلمانان با دريافت آخرين دستور که در حقيقت نقطه پاياني در مأموريت‌هاي موفقيت آميز پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ بود، از هم جدا مي شدند؛3 لذا به نظر مي رسد تأثير اين مکان خيلي بيشتر ازعرفه باشد.
و ثالثا: راجع به شرايط نامساعد غدير بايد گفت: هوا به قدري داغ بود که بعضي مجبور بودند  قسمتي از عباي خود را زير پا و طرف ديگر آن را بروي سر بيفکنند، در غير اين صورت ريگ هاي داغ بيابان و اشعه آفتاب پا و سر آنها را ناراحت مي کرد. نه سايباني در صحرا به چشم مي خورد و نه سبزه و گياه و درختي، جز تعداد معدودي درخت لخت و عريان که با گرماي بيابان با سرسختي مبارزه مي کردند. جمعيتي به همين چند درخت پناه برده پارچه اي بر يکي از درختان برهنه افکندند و سايباني براي پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ ترتيب داده بودند، ولي بادهاي داغ به زير اين سايبان مي خزید و گرماي سوزان آفتاب را در زير آن پخش مي کرد.4
سپس پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ در اين شرايط و وضعيت نامساعد و بسيار سخت، بر منبر رفته و آخرين دستور خداي متعال را ابلاغ کرد. لذا به نظر مي رسد هر چه شرايط سخت‌تر و نامساعدتر باشد خاطره آن روز بيشتر در اذهان مي‌ماند، اين مسئله در زندگي روزمره ما نيز جريان دارد؛ به طور مثال کسي که تصادف کند و جراحات سنگيني به او وارد آيد، معمولا تا پايان عمر خود، آن را فراموش نخواهد کرد. ولي در "عرفه" شرايط بسيار مناسب‌تر از "غدير" بود، زيرا آنجا مکه بود و شرايط مناسب، غذاهاي مناسب و مکان مناسب براي حاجيان فراهم بود لذا ممکن بود خيلي مؤثر نباشد و زود فراموش شود، و مسئله اي به اين مهمي، کم‌اهميت جلوه داده‌ شود. هم‌چنين اعلام دستوري از جانب خداي سبحان در چنين شرايط سخت و نامساعدي گوياي اهميت و ضرورت داشتن اين دستور بود. لذا به نظر مي رسد ابلاغ اين امر عظيم در همان صحراي "غدير" بهتر بود.
نکته سوّم: احتمال دارد، علت انتخاب غدير، اين بوده باشد که چون روز عرفه معمولا غالب افراد مشغول دعا و مناجات با خداي سبحان هستند و توجه چندانی به اطراف خود ندارند، اگر اين دستور در عرفه نازل مي گشت، خيلي از افراد به آن اهميت نداده و مشغول عبادت مي شدند و آن ارزش والايي که بايد داشته باشد، از دست مي داد، ولي در روز "غدير" چون تمام اعمال به پايان رسيده و همه مي خواهند زودتر به خانه برسند و به ديار خود باز گردند، لذا توقف مردم و ابلاغ دستور جديد، قطعا توجه مردم را به خود بيشتر جلب کرده و مؤثرتر خواهد بود.
در نتيجه: اولا جمعيت حاضر در غدير خم کم نبوده اند، ثانيا، با توجه به شرايط نامساعد و سخت غدير، توقف مردم و بيان دستور الهي گوياي اهميت مسئله است، ثالثا: به نظر مي رسد در چنين شرايطي تأثير آن بيشتر بود.
 
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1ـ الغدير، علامه اميني.
2ـ المراجعات، علامه شرف الدين.
3ـ امامت در قرآن تفسير موضوعي، آيت الله مکارم شيرازي.

پي‌نوشت‌ها:
1. طباطبايي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، بيروت، موسسه الأعلمي للمطبوعات، 1417ق، ج6، ص48.
2. مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دارالکتب الاسلاميه، چاپ سي و هفتم، 1387ش، ج5، ص21ـ22.
3. همان.
4. همان.
5. محمد بن يعقوب کليني، اصول کافي، ترجمه آيت الله کمره اي، قم، انتشارات اسوه، 1375ش، ج5، ص217.

مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :