امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
904
لطفاً حيات و ممات را در قرآن توضيح دهيد.

قرآن كريم در آيات فراواني از دو پديده حيات و مرگ كه از پديده‌هاي عجيب عالم آفرينش مي‌باشند، سخن به ميان آورده و اساساً حيات در منطق قرآن به طور مطلق فيضي عالي و بالاتر و فراتر از جسم محسوس است. از آنجا كه ذكر تمام موارد حيات و ممات در قرآن كريم از حوصله اين پاسخ خارج است، به همين خاطر به برخي از آنها اشاره مي‌شود. از جمله مواردي از حيات و ممات كه در قرآن كريم مورد اشاره قرار گرفته عبارتند از:
1.      حيات و مرگ تمام موجودات در اختيار و دست خداوند متعال است:
« الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ ؛[1] آنكس كه مرگ و حيات را آفريد تا شما را بيازمايد كه كدام يك از شما بهتر عمل مي‌كنيد و او شكست‌ناپذير و بخشنده است ».
2.      مرگ همواره در تعقيب انسانهاست و زندگي و حيات در دنيا فريبنده است:
« كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ ... وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ؛[2] هر كسي مرگ را مي‌چشد ... و زندگي دنيا چيزي جز كالاي فريبنده نيست ».
3.      چگونگي حيات و مرگ مؤمنان:
« أَلا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ كَانُوا يَتَّقُونَ لَهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ فِي الآخِرَةِ لا تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ؛[3] آگاه باشيد، ( دوستان و ) اولياي خدا نه ترسي دارند و نه غمگين مي‌شوند. همانها كه ايمان آوردند،‌ و از ( مخالفت فرمان خدا ) پرهيز مي‌كردند، ‌در زندگي دنيا و در آخرت، شاد ( و مسرور ) اند، وعده‌هاي الهي تخلف‌ناپذير است، اين است آن رستگاري بزرگ ».
4.      چگونگي مرگ كافران:
« الَّذِينَ تَتَوَفَّيهُمُ الْمَلَئكَةُ ظَالِمِى أَنفُسِهِمْ فَأَلْقَوُاْ السَّلَمَ مَا كُنَّا نَعْمَلُ مِن سُوءٍ ... ؛[4] ( همان ) كسانى كه فرشتگان ( جان ‏هاى ) آنان را به طور كامل مى‏گيرند در حالى كه به خويشتن ستمكار بودند، پس [ سر ] تسليم فرو افكنند ( و گويند: ) ما هيچ [ كار ] بدى انجام نمى‏داديم! ... ».
5.      منشأ و سرچشمه حيات و مرگ خداوند متعال است:
« ... لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ يُحْيِي وَ يُمِيتُ فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ النَّبِيِّ الأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَ كَلِمَاتِهِ وَ اتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ؛[5] ... معبودي جز او نيست زنده مي كند و مي‌ ميراند، پس ايمان بياوريد به خدا و فرستاده‌اش، آن پيامبر درس نخوانده‌اي كه به خدا و كلماتش ايمان دارد و از او پيروي كنيد تا هدايت يابيد ».
6.      شهيدان راه خدا، زنده‌اند:
« لا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ؛[6] و به آنان كه در راه خدا كشته مي‌شوند، مرده نگوييد! بلكه آنان زنده‌اند، ولي شما نمي‌فهميد ».
7.      تعداد مرگ و زندگي انسان:
« قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ؛[7] آنها مي‌گويند: پروردگارا! مارا دو بار ميراندي و دوبار زنده كردي، اكنون به گناهان خود معترفيم آيا راهي براي خارج شدن ( از دوزخ ) وجود دارد؟ ».
8.      حقيقت حيات و مرگ:
« كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ كُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْياكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ؛[8] چگونه به خداوند كافر مي‌شويد؟! در حالي كه شما مردگان ( و اجسام بي‌روحي ) بوديد، ‌و او شما را زنده كرد، سپس شما را مي‌ميراند، و بار ديگر شما را زنده مي‌كند؛ سپس به سوي او بازگردانده مي‌شويد ».
9.      حيات طيبه و پاكيزه صالحان و مؤمنان:
« مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ؛[9] هركس كار شايسته‌اي انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالي كه مؤمن است، او را به حياتي پاك زنده مي‌داريم و پاداش آنها را به بهترين اعمالي كه انجام مي‌دادند خواهيم داد ».
10. حتمي و قطعي بودن مرگ:
« ... إِنَّا لِلّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعونَ؛[10] ما از آن خداييم، و به سوي او باز مي‌گرديم ».
و ...[11]                                                  

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1.      1.علامه طباطبايي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، قم، موسسة النشر الاسلامي، دوّم، 1415 ق، در 20 مجلد.
2.      2. مكارم شيرازي، ناصر و همكاران، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الاسلامية، بيست و هشتم، 1371 ش، در 27 مجلد.
3.      3. محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحكمة، قم، مكتب الاعلام الاسلامي، الطبعة الثانية، 1367 ش، ج 2.
4.      4. هاشمي رفسنجاني، اكبر و محققان مركز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، قم، بوستان كتاب، اول، 1385 ش، ج 12، صص227-244.

پي نوشت ها:
[1] . ملك/ 2.
[2] . آل عمران/ 185.
[3] . يونس/ 62 ـ 64.
[4] . نحل/ 28.
[5] . اعراف/ 158.
[6] . بقره/ 154.
[7] . غافر/ 11.
[8] . بقره/ 28.
[9] . نحل/ 97.
[10] . بقره/ 156.
[11] . ر.ك: برنامه نرم افزاري صراط، مركز فرهنگ و معارف قرآن، دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :