امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
2134
فرق بين «ضلال مبين» و «ضلال بعيد» چيست و كدام يك بدتر است؟

واژه«ضلال مبين» در قرآن 19 مرتبه[1] و واژه«ضلال بعيد»، 9 مرتبه[2] آمده است.
براي روشن شدن پاسخ، لازم است، هر يك از واژه ها را در لغت بررسي نمائيم.

ضلال:
ضلال از ماده «ضلل» به معناي انحراف از حق است[3] «الضلال: العدول عن الطريق المستقيم»[4] و به معناي متضاد با هدايت نيز آمده است«قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ مَنْ جاءَ بِالْهُدي وَ مَنْ هُوَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ».[5] هلاكت، گم شدن، باطل و فضيحت را از معاني ضلال برشمرده اند، همه آنها لازمه معناي اولي است كه همان انحراف باشد«فَماذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلالُ».[6] لفظ «ضلال» با چهار وصف؛ مبين، بعيد، قديم و كبير آمده است.

واژة مبين:
مبين از «بان» اسم فاعل از باب افعال، به معني آشكار يا آشكار كننده آمده است. اين كلمه 119 بار در قرآن ذكر شده و غير از آيه 18 سوره زخرف در همه ي موارد لازم آمده است: «يَوْمَ تَأْتِي السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِينٍ».[7]

واژة بعيد:
«بعيد» از ماده«بُعد» به معناي دوري آمده و به سبب دوري از رحمت خداوند، هلاكت و لعن نيز معنا كرده اند. راغب اصفهاني مي گويد:«بُعد» اكثراً در دوري محسوس استعمال مي شود و همچنين در موارد معقول و معنوي به كار گرفته مي شود؛ «ضَلُّوا ضَلالاً بَعِيداً»[8] در قرآن بيشتر استعمالش در موارد معقول و معنوي است، البته در بعضي موارد بُعد در زمان«انهم يرونهم بعيداً»[9] و در مكان«من مكان بعيد»[10] استعمال شده است.

نتيجه:
با بررسي واژه ها در مي يابيم؛ كه «ضلال» در قرآن به چهار وصف (مبين، بعيد، قديم و كبير) آمده است و هر كدام داراي استعمالاتي هستند. هر كدام از آنها راجع به صدر آيات است. مثلاً بعيد موارد استعمالش در محسوس و معقول معنوي و به معني دوري از رحمت خداوند آمده و نوعاً درباره شرك، كفر به قيامت و خدا به كار رفته است.
«إِنَّ الَّذِينَ يُمارُونَ فِي السَّاعَةِ لَفِي ضَلالٍ بَعِيدٍ؛[11] همانا كساني كه روز قيامت را انكار مي كنند آنها در گمراهي دوري قرار دارند».
«مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعِيداً»[12] و واژه«ضلال» در قرآن نيز پيوسته به معناي انحراف ديني و عملي، يعني كفر و معصيت نيامده است؛ بلكه مثال اعم از آن معناست مانند: پسران يعقوب مي گفتند: «إِنَّ أَبانا لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ؛[13] دوستي پدر به يوسف يك انحراف آشكار بوده است». كه نوعي مبالغه را مي رساند نه گمراهي و واژه ي مبين در موارد محسوس و روشن و آشكارا به كار مي رود. مانند:«لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ فِي كِتابٍ مُبِينٍ؛[14] هيچ تر و خشكي نيست، مگر اينكه در اين كتاب روشن بيان شده است»(منظور موارد اخلاقي و تربيتي) است.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. قاموس قرآن، سيد علي اكبر قرشي، ذيل ماده«ضلل، بان، بُعد»
2. مفردات راغب اصفهاني، همان، ذيل ماده فوق.
3. لسان العرب، ابن منظور، نشر ادب حوزه قم، 1363 ق، ذيل ماده فوق.

پي نوشت ها:
[1] . آل عمران/ 164، انعام/ 74، يوسف/ 8 و 30، مريم/ 38، انبياء/ 54 و ... .
[2] . ابراهيم/ 3، شوري/ 18، ق/ 27، نساء/ 116 و 136.
[3] . قرشي، سيد علي اكبر، قاموس قرآن، تهران، دارالكتب الاسلاميه، ذيل ماده«ضلل».
[4] . راغب اصفهاني، مفردات في قريب القرآن، دفتر نشر كتاب، بي جا، چاپ دوم، 1404، ذيل ماده«ضلل».
[5] . قصص/ 85.
[6] . يونس/ 32.
[7] . دخان/ 10، ر.ك: قاموس قرآن، همان، ذيل ماده«بان».   
[8] . نساء/ 147.
[9] . معارج/ 6.
[10] . فرقان/ 12.
[11] . شوري/ 18.
[12] . نساء/ 116.
[13] . يوسف/ 8.
[14] . انعام/ 59.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :