امروز:
چهار شنبه 29 شهريور 1396
بازدید :
950
در آية 28 از سورة بقره خداوند مي فرمايد: «و كنتم امواتاً فاحياكم ثم ...» كلمة اموات را به كار برده. چون موت را در برابر زنده بودن به كار مي برند در حالي كه ما نبوديم كه بخواهيم زنده يا مرده باشيم؟

لازم است به چند نكته توجه فرماييد:


1. كلمة موت در برابر انواع حيات (زندگي) انواع مختلفي دارد
الف) گاهي كلمة موت در برابر قوة «ناميه» (نيروي رشد) كه در حيوانات و گياهان وجود دارد، بكار مي رود، چنان كه خداوند متعال مي فرمايد: «يحيي الارض بعد موتها[1]؛ (خداوند) زمين را بعد از مردنش زنده مي كند».
ب) در مقابل قوة حسيّه كه در حيوانات و انسان ها وجود دارد، كه با موت بدن آن ها بي حس مي شود و مي ميرند.
ج) به فقدان قوة عاقله نيز موت اطلاق مي شود، چنان كه خداوند متعال كافران جاهل را مرده خطاب مي كند؛ «انك لاتسمع الموتي ...[2]؛ به طور مسلم تو نمي تواني سخنت را به گوش مردگان (كفار جاهل) برساني.»
د) گاهي نيز بر ترس و ناراحتي موت تعبير مي شود، چنان كه در آية 17، سورة ابراهيم به آن اشاره شده است.
هـ) گاهي هم بر خواب «موت» مطلق مي شود، چنان كه گفته شده: خواب مرگ سبك و موت و مردن خواب سنگين است.[3]
و ...
بنابر آن چه گذشت، «موت» در معاني مختلف به كار مي رود.
2. انسان ها قبل از آن كه مراحل وجود و خلقت را بپيمايند و به مرحلة نطفه و جنين و ... درآيند در طبيعت به صورت هاي گوناگون مثل خاك و ... وجود داشته اند، و كلمة موت كه يكي از معاني آن در برابر قوة ناميّه بود، را دربارة او مي توان به كار برد.
پس آية ياد شده به اعتبار حالت قبل از مرحلة انسان شدن لفظ موت و اموات را بر انسان ها اطلاق كرده است.
بنابراين، يكي از حالات گذشتة انسان، حالت خاك و جماد بودن است و بر اين حالت نيز، چنان كه گذشت، اطلاق كلمة موت صحيح است.
البتّه در اين كه اطلاق كلمة موت بر جمادات استعمال حقيقي است يا مجازي، ميان مفسران اختلاف است. كه در جاي خود مورد بحث و تحليل قرار گرفته است.[4]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. الميزان في تفسير القرآن، سيد محمدحسين طباطبائي، قم، اسماعيليان، چاپ نهم، 1412 ق، ج 1، ص 110-114.
2. مجمع البيان، مرحوم طبرسي، همان، ص 170-171.
3. تفسير تسنيم، آية الله جوادي آملي، قم، مؤسسة اسراء، چاپ اول، 1378 ش، ج 2، ص 581-605.

پي نوشت ها:
[1] . روم/ 19.
[2] . نمل/ 80.
[3] . المفردات، همان، ص 477.
[4] . ر.ك: طبرسي، مجمع البيان، بيروت، دارالمعرفة، بي تا، ج 1-2، ص 171؛ التفسير الكبير، بيروت، داراحياء التراث العربي، بي تا، ج 2، ص 151.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :