امروز:
پنج شنبه 30 شهريور 1396
بازدید :
969
فرق «اطاقه» و «ابتلاء» در قرآن چيست؟

در زمينة مسأله آزمايش الهي، نخستين سؤالي كه به ذهن مي‎رسد اين است كه مگر آزمايش براي اين نيست كه اشخاص يا چيزهاي ناشناخته را بشناسيم و از ميزان جهل و ناداني خود بكاهيم؟ اگر چنين است خداوندي كه علمش به همه چيز احاطه دارد و از اسرار درون و برون همه چيز و همه كس آگاه است، غيب آسمان و زمين را با علم بي‎پايانش مي‎داند، چرا امتحان مي‎كند؟ مگر چيزي بر او مخفي است كه با امتحان آشكار شود؟! در پاسخ بايد گفته شود كه مفهوم آزمايش و امتحان در مورد خداوند با آزمايش‎هاي انسان بسيار متفاوت است. آزمايش‎هاي انسان، براي شناخت بيشتر و رفع ابهام و جهل است، امّا آزمايش الهي در واقع همان پرورش و تربيت است.[1]
استاد مطهري در شرح آيه دوم از سوره ملك مي‎فرمايند: «بايد توجّه داشت كه آزمايش خدا براي نمايان ساختن استعدادها و قابليت‎ها است. نمايان ساختن يك استعداد، همان رشد دادن و تكامل دادن آن است. اين آزمايش براي پرده برداشتن از رازهاي موجود نيست؛ بلكه براي فعليت دادن به استعداهاي نهفته چون راز است. در اين‎جا پرده برداشتن، به ايجاد كردن است. آزمايش الهي، صفات انساني را از نهانگاه قوّه و استعداد به صفحه فعليت و كمال بيرون مي‎آورد. آزمايش خدا تعيين وزن نيست، افزايش دادن وزن است. دنيا پرورشگاه استعدادها و خانه تربيت انسان‎هاست.»[2] اين يك قانون كلي و سنت دائمي پروردگار است كه براي شكوفا كردن استعدادهاي نهفته (از قوه به فعل رساندن) و در نتيجه پرورش دادن بندگان آنان را مي‎آزمايد، يعني همان‎گونه كه فولاد را براي استحكام بيشتر در كوره مي‎گدازند تا به اصطلاح آبديده شود، آدمي را نيز در كوره حوادث سخت پرورش مي‎دهند تا داراي مقام گردد.[3]
در واقع امتحان خدا به كار باغباني پرتجربه شبيه است كه دانه‎هاي مستعد را در سرزمين‎هاي آماده مي‎پاشد، اين دانه‎ها با استعداد از مواهب شروع به نمو و رشد مي‎كنند، تدريجاً‌ با مشكلات مي‎جنگند و با حوادث پيكار مي‎نمايند در برابر طوفان‎هاي سخت و سرماي كشنده و گرماي سوزان ايستادگي به خرج مي‎دهند تا شاخه گلي زيبا و درختي تنومند و پرثمر بارآيد كه بتواند به زندگي و حيات خود در برابر حوادث سخت ادامه دهد.[4]
انسان‎ها در محاصره «آزمايش الهي» قرار دارند، استاد جوادي آملي فرمودند: تنها انسان بيمار نيست كه در معرض آزمايش الهي است. بلكه همه انسان‎ها در معرض آزمايش و امتحان الهي قرار دارند، آني كه در تخت بيمارستان‎ بستري هست هم در معرض آزمايش است آني كه با سلامتي كامل در تخت منزل در استراحت است هم در معرض آزمايش است. يكي با سلامتي امتحان مي‎شود، ديگري با بيماري. يكي با سرمايه امتحان مي‎شود و ديگري با فقر. يكي با استعداد امتحان مي‎شود، ديگر با استعداد متوسط. عده‎اي با جنگ آزمايش مي‎شوند، و گروهي با صلح. عده‎اي با نعمت آزمايش مي‌شوند و گروه ديگر با نقمت[5]... . گاهي ممكن است خداوند براي امتحان و آزمايش، جمعيتي را موقتاً از موضوعي خاص نهي كند، تا مقدار فداكاري آنها روشن شود. اين يكي از اشكال امتحان خداوند است. مثلاً خداوند يهوديان ساحل‎نشين را از ماهي گرفتن در روز شنبه نهي مي‎كند.[6] و يا اين‎كه خداوند سپاه طالوت را از خوردن آب نهي مي‎كند تا آنها را آزمايش كند. امام علي ـ عليه السّلام ـ مي‎فرمايند: «سوگند به كسي كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ را به حق مبعوث كرده به شدت مورد آزمايش قرار مي‎گيريد، و غربال مي‎شويد و همانند محتويات يك ديگ به هنگام جوشش، زير و رو خواهيد شد، آن‎چنان كه بالاي شما پايين و پايين شما بالا قرار خواهد گرفت.»[7]

امّا اطاقه:
«يُطيقونه» از ماده «طوق» در اصل به معنا حلقه‎اي است كه به گردن مي‎اندازند و يا به طور طبيعي بر گردن وجود دارد. سپس به معناي نهايت توانايي به كار رفته است. «اطاقه» مصدر باب افعال، از «اَطاقَ»، «يُطيقُ» به معناي به كارگيري تمام توان و منتهاي تحمّل و ظرفيت در انجام كاري است. يعني توان و قدرت فاعل مطابق با عمل باشد. تكليف به «اطاقه» و داشتن قدرت عقلاً جايز است چون «بمايطاق» است نه «مالايطاق». لكن به فضل وجود پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ تكليف در شريعت آن حضرت به قدر «طاقت» و به وجه «اطاقه» نيست، بلكه به قدر «وسع»، و توان و ظرفيت، به وجه «يُسر» است. به همين دليل است كه براي مريض و... فديه به جاي روزه را جايز شمرده، بنابراين بحث تكليف شرعي و مسايل فقهي با ساير امور فرق مي‎كند. وقتي پاي تكليف شرعي و عموم مردم به ميان آمد خداوند مي‎فرمايد: «خداوند آساني را براي شما مي‎خواهد نه دشواري را.»[8] «خداوند هيچ كس را به بيش از اندازه توانش فرمان ندهد».[9] «در دين مشقت و تنگنايي براي شما قرار نداد».[10] «خداوند نمي‎خواهد مشقتي را براي شما ايجاد كند، بلكه مي‎خواهد شما را پاكيزه بدارد كه شكرش را به جا آوريد تا نعمتش را بر شما تمام كند».[11] به هر حال، هر كس توانمندي فوق‎العاده‎اي از خود نشان داد و شبي هزار ركعت نماز شب و مستحبي خواند، خداوند به او پاداش عظيم و خير فوق‎العاده مي‎بخشد. پس در «ميدان تكليف» وقتي پاي عموم بشر به ميان مي‎‎آيد، خداوند در يك قاعده كلّي، كسي را تكليف به «مالايطاق» (و حتّي «بمالايطاق») نكرده است و حكمي كه موجب عسر و حرج باشد، در اسلام نفي شده است. پس قرآن مجيد يك حقيقت عقلي و همه‎پسند را تأييد مي‎كند كه وظايف و تكاليف الهي هيچ‎گاه بالاتر از ميزان قدرت و توانايي افراد نيست، و در ميدان تكليف خداوند از درِ «يُسر و آساني» با بندگان خود برخورد كرده و جلوي هر نوع غذرتراشي و بهانه‎سازي را گرفته است. بديهي است يك قانونگذار حكيم و دادگر نمي‎تواند غير از اين قانون وضع كند. هيچ‎گاه احكام شرعي از احكام عقلي و فرمان فرد جدا نمي‎گردد، و اين دو در همه مراحل دوش به دوش يكديگر پيش مي‎روند.[12] پس طبق حديث پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ دين اسلام و شريعت، دين سهل و آساني است. و در ميدان تكليف همه چيز در طاقت و استطاعت مكلفين است.
بنابراين بايد گفت: بحث «اطاقه» در قرآن، بحث تكليف شرعي، پاداش يا عذاب، بهشت و جهنّم است. در اين صورت خداوند نه تنها، از بنده خودش تكليف «بما لايطاق» نمي‎خواهد، تكليف «بمايطاق» هم نمي‎خواهد و در اين جهت دين خداوند آسان است و مبناي آن «يُسر» است نه «عُسر». امّا امتحان الهي، بحث از كشف استعدادهاست. آزمايش خداوند تعيين وزن نيست، افزايش دادن وزن است. خداوند به طرق مختلف، بندگان خودش را امتحان مي‎كند و همان‎گونه كه فولاد را براي استحكام بيشتر در كوره مي‎گدازند تا به اصطلاح آبديده شود، آدمي را نيز در كوره حوادث سخت پرورش مي‎دهند تا مقاوم گردد.
آزمايش الهي به نسبت افراد مختلف است ولي «اطاقه» و بحث تكليف شرعي چنين نيست.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. الميزان، همان، ج 2، ص 473.
2. تفسير نمونه، همان، ج 2، ص294.
 
پي نوشت ها:
[1] . مكارم شيرازي، ناصر و همكاران، تفسير نمونه، تهران، انتشارات دارالكتب الاسلاميه، ج 1، صص 526 و 527.
[2] . مطهري، مرتضي، مجموعه آثار، قم، انتشارات صدرا، ج 1، ص 206.
[3] . تفسير نمونه، همان.
[4] . تفسير نمونه، همان.
[5] . ر.ك: ­با­بايي، سيد محمد حسين، الميزان في تفسير القرأن، تهران، دارالكتب الاسلاميه، چاپ سوم، 1367، ج1، ص357.
[6] . تفسير نمونه. همان، ج 6، ص 428.
[7] . نهج‎البلاغه، خ 16.
[8] . بقره/ 185.
[9] . بقره/ 286.
[10] . حج/ 78.
[11] . مائده/ 6.
[12] . تفسير نمونه، همان، ج 2، ص 294.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :