امروز:
جمعه 31 شهريور 1396
بازدید :
619
دعاى عديله


شَهِدَ اللَّهُ اَنَّهُ لا اِلهَ اِلاَّ هُوَ، وَالْمَلائِكَةُ وَاُولُوا الْعِلْمِ قآئِماً بِالْقِسْطِ،لااِلهَ‏اِلاَّ

گواهى دهد خدا كه همانا معبودى جز او نيست و فرشتگان و دانشمندان نيز گواهى دهند كه معبودى جز

هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ، اِنَّ الدّينَ عِنْدَ اللَّهِ‏الْإِسْلامُ، وَاَنَا الْعَبْدُ الضَّعيفُ الْمُذْنِبُ‏

او كه عزيز و فرزانه است نيست و عدل و داد بدو پايدار است همانا دين نزد خدا اسلام است و من بنده ناتوان گنهكار

الْعاصِى الْمُحْتاجُ الْحَقيرُ، اَشْهَدُ لِمُنْعِمى‏ وَخالِقى‏ وَرازِقى‏ وَمُكْرِمى‏، كَما

نافرمان نيازمند كوچكم گواهى دهم براى نعمت دهنده و آفريننده و روزى ده و اكرام كننده‏ام چنانچه‏

شَهِدَ لِذاتِهِ، وَشَهِدَتْ لَهُ الْمَلائِكَةُ، وَاُولُوا الْعِلْمِ مِنْ عِبادِهِ، بِاَنَّهُ‏

او براى خود گواهى داده و فرشتگان و دانشمندان از بندگانش براى او گواهى داده‏اند

لا اِلهَ اِلاَّ هُوَ، ذُو النِّعَمِ وَالْإِحْسانِ، وَالْكَرَمِ وَالْإِمْتِنانِ، قادِرٌ اَزَلِىٌّ،

كه معبودى نيست جز او آن صاحب نعمت و احسان و كرم و بخشش و توانا ازلى

عالِمٌ اَبَدِىٌّ، حَىٌّ اَحَدِىٌّ، مَوْجُودٌ سَرْمَدِىٌّ، سَميعٌ بَصيرٌ، مُريدٌ كارِهٌ، مُدْرِكٌ‏

داناى جاويدان زنده يگانه موجود هميشگى شنواى بيناى با اراده با كراهت درك كننده‏اى‏

صَمَدِىٌّ، يَسْتَحِقُّ هذِهِ الصِّفاتِ، وَهُوَ عَلى‏ ما هُوَ عَلَيْهَ فى‏ عِزِّ صِفاتِهِ، كانَ‏

كه نيازمند نيست و شايسته اين اوصاف است و او در عين آنكه بى نياز از اين صفات است‏

قَوِيّاً قَبْلَ وُجُودِ الْقُدْرَةِ وَالْقُوَّةِ، وَكانَ عَليماً قَبْلَ ايجادِ الْعِلْمِ وَالْعِلَّةِ،

پيش از پيدايش نيرو و قدرت نيرومند بوده و پيش از ايجاد علم و علت‏

لَمْ يَزَلْ سُلْطاناً اِذْ لا مَمْلَكَةَ وَلامالَ، وَلَمْ يَزَلْ سُبْحاناً عَلى‏ جَميعِ الْأَحْوالِ،

دانا بوده هنگامى كه نه كشورى بوده و نه مالى او سلطنت و پادشاهى داشته هميشه در همه احوال منزه و بى‏نياز بوده‏

وُجُودُهُ قَبْلَ الْقَبْلِ فى‏ اَزَلِ الْأزالِ، وَبَقآئُهُ بَعْدَ الْبَعْدِ مِنْ غَيْرِ اِنْتِقالٍ‏

هستى او پيش از هر پيشى در ازل ازلها بوده و ماندنش بعد از هر بعدى است بدون تغيير و زوال‏

وَلا زَوالٍ، غَنِىٌّ فِى الْأَوَّلِ وَالْاخِرِ، مُسْتَغْنٍ فِى الْباطِنِ وَالظَّاهِرِ، لا جَوْرَ

بى‏نياز است در آغاز و انجام و مستغنى است در نهان و آشكار هيچ ستمى‏

فى‏ قَضِيَّتِهِ، وَلامَيْلَ فى‏ مَشِيَّتِهِ، وَلا ظُلْمَ فى‏ تَقْديرِهِ، وَلا مَهْرَبَ مِنْ‏

در داوريش نيست و هيچ انحراف و اعوجاجى در مشيتش نخواهد بود و هيچ ظلمى در اندازه‏گيرى او وجود ندارد، راه گريزى از

حُكُومَتِهِ، وَلا مَلْجَاَ مِنْ سَطَواتِهِ، وَلا مَنْجا مِنْ نَقِماتِهِ، سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ‏

حكمش و پناهگاهى در برابر حملات و يورشش نيست و وسيله نجاتى از انتقام و غضبش وجود ندارد رحمت او

غَضَبَهُ، وَلايَفُوتُهُ اَحَدٌ اِذا طَلَبَهُ، اَزاحَ الْعِلَلَ فِى التَّكْليفِ، وَسَوَّى‏

برغضبش پيشى گرفته و هر كه را بخواهد از دستش بدر نرود در تكاليف خود موانع را از پيش پا برداشته و در

التَّوْفيقَ بَيْنَ الضَّعيفِ وَالشَّريفِ، مَكَّنَ اَدآءَ الْمَاْمُورِ، وَسَهَّلَ سَبيلَ‏

توفيق انجام آنها ميان ناتوان و توانا را يكسان كرده به هر چه دستور داده قدرت انجام آن را داده و هر چه را

اجْتِنابِ الْمَحْظُورِ، لَمْ يُكَلِّفِ الطَّاعَةَ اِلاَّ دُوْنَ الْوُسْعِ والطَّاقَةِ، سُبْحانَهُ ما

قدغن كرده راه اجتنابش را آسان كرده و تكليفى نكرده جز به مقدار وسع و طاقت منزه باد او كه‏

اَبْيَنَ كَرَمَهُ، وَاَعْلى‏ شَاْنَهُ، سُبْحانَهُ ما اَجَلَّ نَيْلَهُ، وَاَعْظَمَ اِحْسانَهُ، بَعَثَ‏

چقدركرم‏وبزرگواريش‏آشكاروشأن‏ومرتبه‏اش بلند است منزه باد كه چه اندازه عطايش ارجمندواحسان‏وبخشش‏بزرگ است‏

الْأَنْبِيآءَ لِيُبَيِّنَ عَدْلَهُ، وَنَصَبَ الْأَوْصِيآءَ لِيُظْهِرَ طَوْلَهُ وَفَضْلَهُ، وَجَعَلَنا

پيمبران را فرستاد تا عدل و دادش را آشكار سازد و اوصياء را به جانشينى آنها منصوب داشت تا كرم و فضلش را ظاهر كند و (از فضل او

مِنْ اُمَّةِ سَيِّدِ الْأَنْبِيآءِ، وَخَيْرِ الْأَوْلِيآءِ، وَاَفْضَلِ الْأَصْفِيآءِ، وَاَعْلَى الْأَزْكِيآءِ،

است كه) ما را از امت سيد پيمبران و بهترين اولياء و برترين برگزيدگان و والاترين پاكيزگان‏

مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ، امَنَّا بِهِ وَبِما دَعانا اِلَيْهِ، وَبِالْقُرْآنِ الَّذى‏

محمد صلى اللّه عليه و آله و سلم قرار داد ايمان آورديم به او و به آنچه ما را بدان خواند و به قرآنى كه‏

اَنْزَلَهُ عَلَيْهِ، وَبِوَصِيِّهِ الَّذى‏ نَصَبَهُ يَوْمَ الْغَديرِ، وَاَشارَ بِقَوْلِهِ هذا عَلِىٌّ اِلَيْهِ،

خدا بر او نازل فرمود و به وصيش كه در روز غدير او را (به جانشينى خود) منصوب فرمود و به گفتارش كه فرمود: «اين على است» و به او

وَاَشْهَدُ اَنَّ الْأَئِمَّةَ الْأَبْرارَ، وَالْخُلَفآءَ الْأَخْيارَ بَعْدَ الرَّسُولِ الْمُخْتارِ، عَلِىٌ‏

اشاره كرد و گواهى دهم كه امامان نيكوكار و جانشينان برگزيده پس از پيامبر مختار عبارتند از: «على»

قامِعُ الْكُفَّارِ، وَمِنْ بَعْدِهِ سَيِّدُ اَوْلادِهِ الْحَسَنُ بْنُ عَلِىٍّ، ثُمَّ اَخُوهُ السِّبْطُ

زبون كننده كافران و پس از او بهترين فرزندانش حسن بن على سپس برادرش سبط

التَّابِعُ لِمَرْضاتِ اللَّهِ الْحُسَيْنُ، ثُمَّ الْعابِدُ عَلِىٌّ، ثُمَّ الْباقِرُ مُحَمَّدٌ، ثُمَ‏

رسول گرامى پيرو آنچه موجب خوشنودى خدا بود حسين، سپس(آن‏امام) عابد على،سپس(حضرت)باقرمحمد،سپس (امام)

الصَّادِقُ جَعْفَرٌ، ثُمَّ الْكاظِمُ مُوسى‏، ثُمَّ الرِّضا عَلِىٌّ، ثُمَّ التَّقِىُّ مُحَمَّدٌ، ثُمَ‏

صادق جعفر، سپس (حضرت) كاظم موسى، سپس امام رضا على، سپس تقى (كه نامش) محمد است، سپس‏

النَّقِىُّ عَلِىٌّ، ثُمَّ الزَّكِىُّ الْعَسْكَرِىُّ. الْحَسَنُ، ثُمَّ الْحُجَّةُ الْخَلَفُ الْقآئِمُ‏

على النقى، سپس زكى عسكرى (حضرت) حسن سپس فرزند خلف او حجت قائم‏

الْمُنْتَظَرُ الْمَهْدِىُّ، الْمُرجَى الَّذى‏ بِبَقائِهِ بَقِيَتِ الدُّنْيا، وَبِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرى‏،

منتظر مهدى آن مايه اميدى كه به بقاى او دنيا باقى مانده و به بركت او خلق روزى خورند

وَبِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَالسَّمآءُ، وَبِهِ يَمْلَأُ اللَّهُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً، بَعْدَ

و به وجود او زمين و آسمان پابرجا مانده و بدست او خداوند زمين را پر از عدل و داد كند پس‏

ما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً، وَاَشْهَدُ اَنَّ اَقْوالَهُمْ حُجَّةٌ، وَامْتِثالَهُمْ فَريْضَةٌ،

از آنكه از ظلم و ستم پر شده باشد و گواهى دهم كه گفتارشان (براى ما) حجت و دليل است و

وَطاعَتَهُمْ مَفْرُوضَةٌ، وَمَوَدَّتَهُمْ لازِمَةٌ مَقْضِيَّةٌ، وَالْإِقْتِدآءَ بِهِمْ مُنْجِيَةٌ،

فرمانبرداريشان واجب و پيرويشان فرض و محبت و دوستيشان لازم و حتمى است و اقتداء كردن به ايشان موجب نجات‏

وَمُخالَفَتَهُمْ مُرْدِيَةٌ، وَهُمْ ساداتُ اَهْلِ الْجَنَّةِ اَجْمَعينَ، وَشُفَعآءُ يَوْمِ‏

و مخالفتشان سبب هلاكت است و آنهايند بزرگان و آقايان همه اهل بهشت، و شفيعان روز

الدّينِ، وَاَئِمَّةُ اَهْلِ الْأَرْضِ عَلَى الْيَقينِ، وَاَفْضَلُ الْأَوْصِيآءِ الْمَرْضِيّينَ،

جزا و پيشوايان مردم روى زمين بطور قطع و يقين و هم چنين برترين اوصياء پسنديده ايشانند

وَاَشْهَدُ اَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ، وَمُسآئَلَةَ الْقَبْرِ حَقٌّ، وَالْبَعْثَ حَقٌّ، وَالنُّشُورَ حَقٌّ،

و گواهى دهم كه مرگ حق است و سؤال و جواب در قبر حق است و برانگيخته شدن حق‏است‏وزنده‏شدن‏پس‏ازمرگ حق است‏

وَالصِّراطَ حَقٌّ، وَالْميزانَ حَقٌّ، وَالْحِسابَ حَقٌّ، وَالْكِتابَ حَقٌّ، وَالْجَنَّةَ حَقٌّ،

و صراط حق است و ميزان حق است و حساب حق است و كتاب (نامه اعمال) حق است و بهشت حق است

وَالنَّارَ حَقٌّ، وَاَنَّ السَّاعَةَ اتِيَةٌ لارَيْبَ فيها، وَاَنَ‏اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِى‏الْقُبُورِ، اَللّهُمَ‏

و دوزخ حق است و براستى قيامت آمدنى است و شكى در آن نيست و حتماً خداوند در ميان گورها مردگان را برانگيزد خدايا

فَضْلُكَ رَجآئى‏، وَكَرَمُكَ وَرَحْمَتُكَ اَمَلى‏، لا عَمَلَ لى‏ اَسْتَحِقُّ بِهِ الْجَنَّةَ،

فضل تو را اميد دارم و كرم و رحمتت آرزوى من است عملى كه بدان سزاوار بهشت‏

وَلا طاعَةَ لى‏ْ اَسْتَوْجِبُ بِهَا الرِّضْوانَ، اِلاَّ اَنِّى اِعْتَقَدْتُ تَوْحيدَكَ وَعَدْلَكَ،

باشم ندارم و نه طاعتى كه بدان مستوجب رضوان گردم جز آنكه من به يگانگى و عدل و داد تو معتقد هستم‏

وَارْتَجَيْتُ اِحْسانَكَ وَفَضْلَكَ، وَتَشَفَّعْتُ اِلَيْكَ بِالنَّبِىِّ وَآلِهِ مَنْ اَحِبَّتِكَ،

و به احسان و فضل تو اميدوارم و شفيع گردانم به درگاهت پيغمبر و خاندانش را كه محبوب توأند

وَاَنْتَ اَكْرَمُ الْأَكْرَمينَ، وَاَرْحَمُ الرَّاحِمينَ، وَصَلَّى اللَّهُ عَلى‏ نَبِيِّنا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ‏

و تو بزرگوارترين كريمانى و مهربانترين مهربانانى و درود خدا بر پيامبر ما محمد و آل‏

اَجْمَعينَ، الطَّيِّبينَ الطَّاهِريْنَ، وَسَلَّمَ تَسْليماً كَثيراً كَثيراً، وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ

پاك و پاكيزه‏اش همگى باد و سلام مخصوص او بسيار بسيار و جنبش و نيرويى نيست‏

اِلاَّ بِاللَّهِ الْعَلِىِ‏الْعَظيمِ، اَللّهُمَّ يااَرْحَمَ‏الرَّاحِمينَ، اِنّى‏اَوْدَعْتُكَ يَقينى‏ هذا، وَثَباتَ‏

جز به خداى والاى بزرگ خدايا اى مهربانترين مهربانان من اين يقينم را (كه عرضه داشتم) و استقامت‏

دينى‏، وَاَنْتَ خَيْرُ مُسْتَوْدَع ٍ، وَقَدْ اَمَرْتَنا بِحِفْظِ الْوَدآئِعِ، فَرُدَّهُ عَلَىَّ وَقْتَ‏

در دينم را نزد تو به وديعت نهادم و تو بهترين امانتدارانى و خودت ما را به امانت‏دارى دستور داده‏اى پس اى خدا اين امانت را هنگام‏

حُضُورِ مَوْتى‏ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ* مؤلف گويد:كه‏دردعاهاى مأثوره است: اَللّهُمَ‏

مرگ به من برگردان به رحمتت اى مهربانترين مهربانان * * * * * * * * * * * * * * * * * * خدايا

اِنِّى‏ اَعُوذُ بِكَ مِنَ الْعَديلَةِ عِنْدَ الْمَوْتِ. و عديله عِنْدَ الْمَوْت يعنى عدول كردن از

به تو پناه برم از عديله در وقت مرگ * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

حقّ به باطل در وقت مردن و آن چنان است كه شيطان نزد محتضر حاضر شود و وسوسه كند و او را در تشكيك اندازد تا آنكه او را از ايمان بيرون كند و از اين جهت است كه در دعاها استعاذه از آن شده و جناب فخر المحقّقين (ره) فرموده كه هر كه خواهد از آن سالم بماند استحضار كند اَدِلّه ايمان و اصول خمسه را با اَدِلّه قَطْعِيَّه و صفاى خاطر و بسپرد آنرا به حقّ تعالى كه در وقت حضور موت به او رَدّ فرمايد به اين طريق كه بگويد بعد از عقايد حقّه:

اَللّهُمَّ يا اَرْحَمَ الرَّحِمينَ، اِنّى‏ قَدْ اَوْدَعْتُكَ يَقينى‏ هذا، وَثَباتَ دينى‏،

خدايا اى مهربانترين مهربانان من به تو سپردم يقين خود و استقامت در دينم را

وَاَنْتَ خَيْرُ مُسْتَوْدَعٍ، وَقَدْ اَمَرْتَنا بِحِفْظِ الْوَدائِعِ، فَرُدَّهُ عَلَىَّ وَقْتَ‏

و تو بهترين امانتدارانى كه به ما دستور امانت‏دارى داده‏اى پس آن امانت را هنگام‏

حُضُورِ مَوْتى‏، پس برحسب فرمايش آن بزرگوار خواندن اين‏دعاى شريف عديله و

مرگم به من بازگردان. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

استحضار معنى آن در خاطر براى سلامت جُستن از خطر عديله عِنْدَ الْمَوْت نافع است و امّا اينكه اين‏دعا مأثور است يا از مُنشأت علماء است خِرّيت صناعت عِلم حديث و روايت و جامع شَمْلِ اخبار ائمه‏عليهم السلام عالم متبحّر خبير و محدّث ناقد بصير شيخنا الأكرم و المحدّث الأعظم مولانا الحاجّ ميرزا حسين النّورى نَوَّرَ اللَّهُ مرقده فرموده وَاَمَّا دُعآءُ الْعَديلَةِ الْمَعْرُوفَةِ فَهُوَ مِنْ مُؤَلَّفاتِ بَعْضِ اَهْلِ الْعِلْمِ لَيْسَ بِمَاْثُورٍ وَلا مَوْجُودٍ فى‏ كُتُبِ حَمَلَةِ الْأَحادِيثِ وَنُقَّادِها و بدانكه‏شيخ طوسى ازمحمدبن‏سليمان ديلمى روايت‏كرده است‏كه بخدمت حضرت‏صادق‏عليه السلام عرض كردم كه شيعيان تو مى‏گويند كه ايمان بر دو قسم است يكى مستقرّ و ثابت و ديگر آنكه به‏امانت سپرده شده‏است و زايل مى‏گردد پس بمن بياموز دعائى را كه هرگاه آنرا بخوانم ايمان من كامل گردد و زايل نشود فرمود كه بگو بعد



از هر نماز واجب رَضيتُ بِاللَّهِ رَبّاً، وَبِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وآلِهِ نَبِيّاً، وَبِالإِسْلامِ‏

* * * * * * * * * * * راضى و خشنودم كه پروردگارم خدا است و محمد صلى الله عليه و آله پيغمبرم هست و اسلام‏

ديناً، وَبِالْقُرآنِ كِتاباً، وَبِالْكَعْبَةِ قِبْلَةً، وَبِعَلِىٍّ وَلِيّاً وَاِماماً، وَبِالْحَسَنِ‏

دينم و قرآن كتابم و كعبه قبله‏ام و على صاحب اختيار و امام من است و حسن و

وَالْحُسَيْنِ، وَعَلِىِ‏بْنِ‏الْحُسَيْنِ، وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ، وَجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، وَمُوسى‏ بْنِ‏

حسين و على بن الحسين و محمد بن على و جعفر بن محمد و موسى بن‏

جَعْفَرٍ، وَعَلِىِّ بْنِ مُوسى‏، وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ، وَعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ، وَالْحَسَنِ بْنِ‏

جعفر و على بن موسى و محمد بن على و على بن محمد و حسن بن‏

عَلِىٍّ، وَالْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ، صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ اَئِمَّةً، اَللّهُمَّ اِنّى‏

على و حجة بن الحسن صلوات الله عليهم امامان و پيشوايان منند خدايا من به پيشوايى ايشان‏

رَضيتُ بِهِمْ اَئِمَّةً، فَارْضَنى‏ لَهُمْ، اِنَّكَ عَلى‏ كُلِّشَىْ‏ءٍ قَديرٌ.

خشنودم مرا هم مورد خشنودى آنان گردان كه تو بر هر چيز توانايى‏
شیخ عباس قمی- مفاتیح الجنان
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :