امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
591
مناجات الشاكين
اِلهى‏ اِلَيْكَ اَشْكُو نَفْساً بِالسُّوءِ اَمَّارَةً، وَاِلىَ الْخَطيئَةِ مُبادِرَةً

خدايا به سوى تو شكايت آورم از نفسى كه مرا همواره به بدى وادارد و به سوى گناه شتاب دارد

وَبِمَعاصيكَ مُولَعَةً، وَلِسَخَطِكَ مُتَعَرِّضَةً، تَسْلُكُ بى‏ مَسالِكَ‏

و به نافرمانيهايت حريص است و به موجبات خشمت دست درازى كند مرا به راههايى كه‏

الْمَهالِكِ، وَتَجْعَلُنى‏ عِنْدَكَ اَهْوَنَ هالِكٍ، كَثيرَةَ الْعِلَلِ، طَويلَةَ الْأَمَلِ، اِنْ‏

منجر به هلاكت مى‏شود مى‏كشاند و بصورت پست‏ترين نابودشدگان درم آورد بيماريهايش بسيار و آرزويش دراز

مَسَّهَا الشَّرُّ تَجْزَعُ، وَاِنْ مَسَّهَا الْخَيْرُ تَمْنَعُ، مَيَّالَةً اِلَى اللَّعِبِ وَاللَّهْوِ،

است اگر شرى به او رسد بى‏تاب شود و اگر خيرى نصيبش گردد سركشى كند به اسباب بازى و سرگرميهاى بيهوده‏

مَمْلُوَّةً بِالْغَفْلَةِ وَالسَّهْوِ، تُسْرِ عُ بى‏ اِلىَ الْحَوْبَةِ، وَتُسَوِّفُنى‏ بِالتَّوْبَةِ،

بسيار متمايل و از بى‏خبرى و فراموشى انباشته است مرا به سوى گناه شتاب دهد و به نوبت توبه به امروز و فردايم كند

اِلهى‏ اَشْكُو اِلَيْكَ عَدُوّاً يُضِلُّنى‏، وَشَيْطاناً يُغْوينى‏، قَدْ مَلَأَ

خدايا به تو شكايت آورم از دشمنى كه گمراهم كند و شيطانى كه مرا از راه بدر برد سينه‏ام را پر از

بِالْوَسْواسِ صَدْرى‏ وَاَحاطَتْ هَواجِسُهُ بِقَلْبى‏، يُعاضِدُ لِىَ الْهَوى‏،

وسوسه كرده و تحريكات زهرآگينش قلبم را احاطه كرده به هوا و هواسم كمك كند

وَيُزَيِّنُ لى‏ حُبَّ الدُّنْيا وَيَحُولُ بَيْنى‏ وَبَيْنَ الطَّاعَةِ وَالزُّلْفى‏، اِلهى‏

و دوستى دنيا را پيش چشمم آرايش دهد ميان من و فرمانبردارى و تقرب به درگاهت حائل گردد خدايا

اِلَيْكَ اَشْكُو قَلْباً قاسِياً مَعَ الْوَسْواسِ مُتَقَلِّباً، وَبِالرَّيْنِ وَالطَّبْعِ مُتَلَبِّساً،

پيش تو شكوه آرم از دلى كه سخت شده و بدست وسوسه‏ها بگردد و به زنگ (خودبينى) و خوى زشت پوشيده شده،

وَعَيْناً عَنِ الْبُكآءِ مِنْ خَوْفِكَ جامِدَةً، وِ اِلى‏ ما تَسُرُّها طامِحَةً، اِلهى‏

و از ديده‏اى كه به هنگام گريه كردن از خوف تو خشك است ولى براى نگريستن به مناظر خوش‏آيندش خيره و حريص است خدايا

لا حَوْلَ لى‏ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِقُدْرَتِكَ، وَلا نَجاةَ لى‏ مِنْ مَكارِهِ الدُّنْيا اِلاَّ

جنبش و نيرويى براى من نيست جز به نيروى تو و راه نجاتى از گرفتاريهاى دنيا ندارم جز

بِعِصْمَتِكَ، فَاَسْئَلُكَ بِبَلاغَةِ حِكْمَتِكَ، وَنَفاذِ مَشِيَّتِكَ، اَنْ لا تَجْعَلَنى‏

نگهدارى تو پس از تو مى‏خواهم به حكمت رسايت و به مشيت جارى و گذرايت كه مرا تنها در معرض‏

لِغَيْرِ جُوْدِكَ مُتَعَرِّضاً، وَلا تُصَيِّرَنى‏ لِلْفِتَنِ غَرَضاً وَكُنْ لى‏ عَلَى‏

جود و بخشش خود درآورى و هدف تيرهاى بلا و آزمايش قرارم ندهى و مرا در پيروزى‏

الْأَعْدآءِ ناصِراً، وَعَلَى الْمَخازى‏ وَالْعُيُوبِ ساتِراً وَمِنَ الْبَلاءِ واقِياً،

بر دشمنان يارى كنى و رسوائيها و عيوبم را بپوشانى و از بلا محافظتم كنى‏

وَعَنِ الْمَعاصى‏ عاصِماً بِرَأْفَتِكَ وَرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.

و از گناهان نگاهم دارى به مهر و رحمتت اى مهربانترين مهربانان‏
شیخ عباس قمی- مفاتیح الجنان
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :