امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
612
مناجات العارفين
اِلهى‏ قَصُرَتِ الْأَلْسُنُ عَنْ بُلُوغِ ثَنآئِكَ كَما يَليقُ بِجَلالِكَ، وَعَجَزَتِ‏

خدايا زبانها قاصر است از رسيدن به ثناى تو آنطور كه شايسته جلال تو است و عقلها

الْعُقُولُ عَنْ اِدْراكِ كُنْهِ جَمالِكَ، وَانْحَسَرَتِ الْأَبْصارُدُونَ النَّظَرِ اِلى‏

عاجز است از ادراك كنه جمالت و ديده‏ها تار و بى‏فروغ ماند از نظر كردن به سوى انوار

سُبُحاتِ وَجْهِكَ، وَلَمْ تَجْعَلْ لِلْخَلْقِ طَريقاً اِلى‏ مَعْرِفَتِكَ اِلاَّ بِالْعَجْزِ

ذاتت و قرار ندادى براى خلق خود راهى به سوى شناسائيت جز به اظهار عجز

عَنْ مَعْرِفَتِكَ، اِلهى‏ فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَرَسَّخَتْ اَشْجارُ الشَّوْقِ‏

از شناسائيت خدايا پس ما را از كسانى قرار ده كه درختهاى شوق‏

اِلَيْكَ فى‏ حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَاَخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ،

بسوى تو در بوستانهاى سينه‏شان ريشه محكم كرده و سوز محبتت سراسر دلشان را فراگرفته‏

فَهُمْ اِلى‏ اَوْكارِ الْأَفْكارِ يَاْوُونَ، وَفى‏ رِياضِ الْقُرْبِ وَالْمُكاشَفَةِ

پس آنها به آشيانه‏هاى انديشه‏ها جاى گيرند و در چمنزارهاى قرب به تو و مكاشفه‏

يَرْتَعُونَ، وَمِنْ حِياضِ الْمَحَبَّةِ بِكَاْسِ الْمُلاطَفَةِ يَكْرَعُونَ، وَشَرايِعَ‏

مى‏چرند و از حوضهاى محبت به جام ملاطفت (آب حيات) بنوشند و در كنار نهرهاى‏

الْمُصافاتِ يَرِدُونَ، قَدْ كُشِفَ الْغِطآءُ عَنْ اَبْصارِهِمْ، وَانْجَلَتْ ظُلْمَةُ

صفا وارد گشته‏اند در حالى كه پرده از پيش ديدگانشان برداشته شده و تاريكى شبهه و

الرَّيْبِ عَنْ عَقآئِدِهِمْ وَضَمآئِرِهِمْ، وَانْتَفَتْ مُخالَجَةُ الشَّكِّ عَنْ‏

ترديد از صفحه عقايد و نهادشان زائل گشته و يكسره خلجان شك و ريب از

قُلُوبِهِمْ وَسَرآئِرِهِمْ، وَانْشَرَحَتْ بِتَحْقيقِ الْمَعْرِفَةِ صُدُورُهُمْ، وَعَلَتْ‏

دلها و درونشان بيرون رفته و دريچه‏هاى سينه‏شان بواسطه استوار شدن معرفت بازگشته و همتهاشان‏

لِسَبْقِ السَّعادَةِ فِى الزَّهادَةِ هِمَمُهُمْ، وَعَذُبَ فى‏ مَعينِ الْمُعامَلَةِ

براى پيشى گرفتن در خوشبختى در اثر پارسايى بلند گرديده و نوشيدنيهاشان در چشمه كردار

شِرْبُهُمْ، وَطابَ فى‏ مَجْلِسِ الْأُنْسِ سِرُّهُمْ، وَاَمِنَ فى‏ مَوْطِنِ الْمَخافَةِ

شيرين و گوارا شده و درونشان در محفل انس با تو پاكيزه گشته و راهشان در جاهاى هولناك‏

سِرْبُهُمْ، وَاطْمَاَنَّتْ بِالرُّجُوعِ اِلى‏ رَبِّ الْأَرْبابِ اَنْفُسُهُمْ، وَتَيَقَّنَتْ‏

امن گشته و جانهاى ايشان در بازگشت بسوى رب الارباب مطمئن گرديده و روانشان‏

بِالْفَوْزِ وَالْفَلاحِ اَرْواحُهُمْ، وَقَرَّتْ بِالنَّظَرِ اِلى‏ مَحْبُوبِهِمْ اَعْيُنُهُمْ،

به فيروزى و رستگارى يقين پيدا كرده و ديدگانشان به واسطه ديدار محبوب روشن گشته‏

وَاسْتَقَرَّ بِاِدْراكِ السُّؤْلِ وَنَيْلِ الْمَأْمُولِ قَرارُهُمْ، وَرَبِحَتْ فى‏ بَيْعِ‏

و به واسطه رسيدن به مقصود و نائل شدن به آرزوهاى خويش قرارى يافته و سوداگرى ايشان بواسطه فروختن‏

الدُّنْيا بِالْاخِرَةِ تِجارَتُهُمْ، اِلهى‏ ما اَلَذَّ خَواطِرَ الْإِلْهامِ بِذِكْرِكَ عَلَى‏

دنيا به آخرت كاملاً سودمند گشته است خدايا چه اندازه لذيذ است ياد تو در دلها كه بوسيله الهام خطور كند

الْقُلُوبِ، وَما اَحْلَى الْمَسيرَ اِلَيْكَ بِالْأَوْهامِ فى‏ مَسالِكِ الْغُيُوبِ، وَما

و چقدر شيرين است سير بسوى تو با مركب انديشه‏ها كه در راههاى غيب صورت مى‏گيرد و چقدر

اَطْيَبَ طَعْمَ حُبِّكَ، وَما اَعْذَبَ شِرْبَ قُرْبِكَ، فَاَعِذْنا مِنْ طَرْدِكَ وَاِبْعادِكَ، وَاجْعَلْنا

گوارا است طعم دوستى تو و چه شيرين است شربت قرب تو پس اى خدا ما را از راندن و دور كردنت پناه ده

مِنْ اَخَصِّ عارِفيكَ، وَاَصْلَحِ عِبادِكَ، وَاَصْدَقِ طآئِعيكَ، وَاَخْلَصِ عُبَّادِكَ،

و قرارمان ده از مخصوص‏ترين عارفانت و از شايسته‏ترين بندگانت و راستگوترين فرمانبردارانت و خالص‏ترين‏

يا عَظيمُ يا جَليلُ، يا كَريمُ يا مُنيلُ، بِرَحْمَتِكَ وَمَنِّكَ يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ.

پرستش كنندگانت اى عظيم اى با جلالت اى بزرگوار اى عطابخش به رحمت و احسانت اى مهربانترين مهربانان
شیخ عباس قمی- مفاتیح الجنان
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :