امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
558
مناجات شعبانيه
مناجات مرويّه از ابن خالويه كه نقل كرده و گفته اين مناجات حضرت اميرالمؤمنين و امامان از فرزندان او عليهم السلام است كه در ماه شعبان مى‏خواندند:

اَللّهُمَ‏صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَاسْمَعْ دُعائى‏ اِذا دَعَوْتُكَ، وَاْسمَعْ‏

خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد و بشنو دعايم را هنگامى كه تو را خوانم و بشنو

نِدائى‏ اِذا نادَيْتُكَ، وَاَقْبِلْ عَلىَّ اِذا ناجَيْتُكَ، فَقَدْ هَرَبْتُ اِلَيْكَ، وَوَقَفْتُ‏

صدايم را هر گاه تو را صدا زنم و رو به من كن هرگاه با تو راز گويم زيرا من به سوى تو گريختم و پيش رويت‏

بَيْنَ يَدَيكَ، مُسْتَكيناً لَكَ مُتَضرِّعاً اِلَيْكَ، راجِياً لِما لَدَيْكَ ثَوابى‏،

ايستادم در حال بيچارگى و فروتنى به درگاهت و اميدوارم ثوابم را كه در پيش تو است‏

وَتَعْلَمُ ما فى‏ نَفْسى‏، وَتَخْبُرُ حاجَتى‏، وَتَعْرِفُ ضَميرى‏، وَلا يَخْفى‏

و تو آنچه را من در دل دارم مى‏دانى و حاجتم را آگاهى و از نهادم باخبرى‏

عَلَيْكَ اَمْرُ مُنْقَلَبى‏ وَمَثْواىَ، وَما اُريدُ اَنْ اُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقى‏، واَتَفَوَّهُ‏

و سرانجام كار و سرمنزل من بر تو روشن است و نيز آنچه را مى‏خواهم از گفتارم بدان لب گشايم و آن طلبى‏

بِهِ مِنْ طَلِبَتى‏، وَاَرْجُوهُ لِعاقِبَتى‏، وَقَدْ جَرَتْ مَقاديرُكَ عَلَىَّ يا سَيِّدى‏

را كه مى‏خواهم به زبان آرم و اميد آن را براى سرانجام كارم دارم، اى آقاى من مقدّرات‏

فيما يَكُونُ مِنّى‏ اِلى‏ آخِرِ عُمْرى‏، مِنْ سَريرَتى‏ وَعَلانِيَتى‏، وَبِيَدِكَ لا

تو بر من جارى گشته در آنچه از من تا آخر عمر سر زند چه از كارهاى پنهانم و چه آشكارم و بدست تو است نه‏

بِيَدِ غَيْرِكَ زِيادَتى‏ وَنَقْصى‏ وَنَفْعى‏ وَضَرّى‏، اِلهى‏ اِنْ‏حَرَمْتَنى‏، فَمَنْ‏

به دست ديگرى كم و زياد شدن و سود و زيان من خدايا اگر توام محروم كنى پس كيست‏

ذَاالَّذى‏ يَرْزُقُنى‏، وَاِنْ خَذَلْتَنى‏ فَمَنْ ذَاالَّذى‏ يَنْصُرُنى‏، اِلهى‏ اَعُوذُ

كه روزيم دهد و اگر تو خوارم كنى پس كيست كه ياريم دهد خدايا پناه برم‏

بِكَ مِنَ غَضَبِكَ، وَحُلُولِ سَخَطِكَ، اِلهى‏ اِنْ كُنْتُ غَيْرَ مُسْتَاْهِلٍ‏

به تو از خشمت و فرو ريختن عذابت خدايا اگر من شايستگى رحمت تو را ندارم‏

لِرَحْمَتِكَ، فَاَنْتَ اَهْلٌ اَنْ تَجُودَ عَلىَّ بِفَضْلِ سَعَتِكَ، اِلهى‏ كَاَنّى‏

ولى تو شايسته آنى كه از زياده بخششت به من احسان كنى خدايا خود را چنان‏

بِنَفْسى‏ واقِفَةٌ بَيْنَ يَدَيْكَ، وَقَدْ اَظَلَّها حُسْنُ تَوَكُّلى‏ عَلَيْكَ، فَقُلْتَ ما

مى‏نگرم كه گويا در برابرت ايستاده و آن توكل نيكويى كه بر تو دارم بر سر من سايه افكنده و تو نيز آنچه را

اَنْتَ اَهْلُهُ وَتَغَمَّدْتَنى‏ بِعَفْوِكَ، اِلهى‏ اِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ اَوْلى‏ مِنْكَ‏

شايسته آنى درباره من فرموده و مرا در سراپرده عفو خويش پوشانده‏اى خدايا اگر بگذرى پس كيست‏

بِذلِكَ، وَاِنْ كانَ قَدْ دَنا اَجَلى‏ وَلَمْ يُدْنِنى‏ مِنْكَ عَمَلى‏، فَقَدْ جَعَلْتُ‏

كه از تو بدين كار سزاوارتر باشد و اگر مرگم نزديك شده و عملم مرا به تو نزديك نكرده من به ناچار قرار مى‏دهم‏

الإِقْرارَ بِالذَّنْبِ اِلَيْكَ وَسيلَتى‏ اِلهى‏ قَدْ جُرْتُ عَلى‏ نَفْسى‏ فِى‏

اقرار به گناه را وسيله خويش به درگاهت خدايا من بر خويشتن ستم كردم در

النَّظَرِ لَها فَلَهَا الْوَيْلُ اِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَها، اِلهى‏ لَمْ يَزَلْ بِرُّكَ عَلَىَّ اَيَّامَ‏

آن توجهى كه بدان كردم پس واى بر او اگر نيامرزيش خدايا پيوسته در دوران زندگى نيكى تو

حَيوتى‏، فَلا تَقْطَعْ بِرَّكَ عَنّى‏ فى‏ مَماتى‏، اِلهى‏ كَيْفَ آيَسُ مِنْ حُسْنِ‏

بر من مى‏رسد پس نيكيت را در هنگام مرگ نيز از من مگير خدايا من چگونه مأيوس شوم از اينكه پس از مرگ مورد حسن‏

نَظَرِكَ لى‏ بَعْدَ مَماتى‏، وَاَنْتَ لَمْ تُوَلِّنى‏ اِلاّ الْجَميلَ فى‏ حَيوتى‏، اِلهى‏

نظر تو واقع گردم در صورتى‏كه در دوران زندگيم جز به نيكى سرپرستيم نكردى خدايا

تَوَلَّ مِنْ اَمْرى‏ ما اَنْتَ اَهْلُهُ، وَعُدْ عَلَىَّ بِفَضْلِكَ عَلى‏ مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُ‏

سرپرستى كن كار مرا چنانچه تو شايسته آنى و توجه كن بر من به فضل خويش كه همچون گنهكارى هستم‏

جَهْلُهُ، اِلهى‏ قَدْ سَتَرْتَ عَلَىَّ ذُنُوباً فِى الدُّنْيا وَاَ نَا اَحْوَجُ اِلى‏سَتْرِها

كه نادانيش سراپا او را فراگرفته خدايا براستى تو گناهانى را در دنيا بر من پوشاندى كه من به پوشاندن آنها

عَلَىَّ مِنْكَ فى‏ الْأُخْرى‏، اِذْ لَمْ تُظْهِرْها لاَِحَدٍ مِنْ عِبادِكَ الصَّالِحينَ،

در آخرت محتاج‏ترم (در دنيا پوشاندى) با اينكه آشكارش نكردى براى هيچيك از بندگان شايسته‏ات‏

فَلاتَفْضَحْنى‏ يَوْمَ الْقِيمَةِ عَلى‏ رُؤُسِ الْأَشْهادِ، اِلهى‏ جُودُكَ بَسَطَ

اى خدا پس در روز قيامت در برابر ديدگان مردم مرا رسوا مكن خدايا جود و بخششت‏

اَمَلى‏، وَعَفْوُكَ اَفْضَلُ مِنْ عَمَلى‏، اِلهى‏ فَسُرَّنى‏ بِلِقآئِكَ يَوْمَ تَقْضى‏

آرزويم را گستاخ كرده و گذشت تو برتر است از عمل من خدايا مرا در آن روزى‏

فيهِ بَيْنَ عِبادِكَ، اِلهى‏ اعْتِذارى‏ اِلَيْكَ اِعْتِذارُ مَنْ لَمْ يَسْتَغْنِ عَنْ‏

كه ميان بندگانت داورى كنى به ديدارت مسرور ساز خدايا عذرخواهى من به درگاهت عذرخواهى كسى است كه بى‏نياز

قَبُولِ عُذْرِهِ، فَاقْبَلْ عُذْرى‏ يا اَكْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ اِلَيْهِ الْمُسيئُونَ، اِلهى‏

نشده از پذيرفتن عذرش پس عذر مرا بپذير اى بزرگوارترين كسى‏كه گنهكاران به درگاهش معذرت خواهى كنند خدايا

لا تَرُدَّ حاجَتى‏، وَلا تُخَيِّبْ طَمَعى‏، وَلا تَقْطَعْ مِنْكَ رَجآئى‏ وَاَمَلى‏،

حاجتم را بازمگردان و طمعم را به نوميدى مكشان و اميد و آرزويم را از درگاهت قطع مفرما

اِلهى‏ لَوْ اَرَدْتَ هَوانى‏ لَمْ تَهْدِنى‏، وَلَوْ اَرَدْتَ فَضيحَتى‏ لَمْ تُعافِنى‏،

خدايا اگر خوارى مرا خواسته بودى راهنمائيم نمى‏كردى و اگر رسوائيم را مى‏خواستى تندرستيم نمى‏دادى‏

اِلهى‏ ما اَظُنُّكَ تَرُدُّنى‏ فى‏ حاجَةٍ قَدْ اَفْنَيْتُ عُمْرى‏ فى‏ طَلَبِها مِنْكَ،

خدايا گمان ندارم كه مرا بازگردانى در مورد حاجتى كه عمر خويش را در خواستن آن از تو سپرى كردم‏

اِلهى‏ فَلَكَ الْحَمْدُ اَبَداً اَبَداً دآئِماً سَرْمَداً، يَزيدُ وَلا يَبيدُ كَما تُحِبُ‏

خدايا ستايش خاص تو است ستايش ابدى جاويدان هميشگى كه فزون شود ولى كم نگردد بدان نحو كه دوست‏دارى‏

وَتَرْضى‏، اِلهى‏ اِنْ اَخَذْتَنى‏ بِجُرْمى‏ اَخَذْتُكَ بِعَفْوِكَ، وَاِنْ اَخَذْتَنى‏

و خوشنود شوى خدايا اگر مرا به جنايتم مأخوذ دارى من هم تو را به عفوت بگيرم و اگر به گناهم‏

بِذُنُوبى‏ اَخَذْتُكَ بِمَغْفِرَتِكَ، وَاِنْ اَدْخَلْتَنىِ النَّارَ اَعْلَمْتُ اَهْلَها اَنّى‏

بگيرى من هم تو را به آمرزشت بگيرم و اگر به دوزخم ببرى بدوزخيان اعلام مى‏كنم كه من‏

اُحِبُّكَ، اِلهى‏ اِنْ كانَ صَغُرَ فى‏ جَنْبِ طاعَتِكَ عَمَلى‏، فَقَدْ كَبُرَ فى‏

تو را دوست دارم خدايا اگر عمل من در جنب اطاعت تو كوچك است ولى آرزويم در

جَنْبِ رَجآئِكَ اَمَلى‏، اِلهى‏ كَيْفَ اَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِكَ بِالْخَيْبَةِ مَحْروماً،

كنار اميد تو بزرگ است خدايا چگونه من از پيش تو محروم برگردم‏

وَقَدْ كانَ حُسْنُ ظَنّى‏ بِجُودِكَ اَنْ تَقْلِبَنى‏ بِالنَّجاةِ مَرْحُوماً، اِلهى‏

با اينكه چنان حسن ظنى من به جود و بخششت داشتم كه مرا مورد رحمت خويش قرار داده با نجات بازم خواهى گرداند خدايا

وَقَدْ اَفْنَيْتُ عُمْرى‏ فى‏ شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْكَ، وَاَبْلَيْتُ شَبابى‏ فى‏ سَكْرَةِ

من عمرم را در حرص غفلت از تو سپرى كردم و جوانيم را در مستى دورى از تو

التَّباعُدِ مِنْكَ، اِلهى‏ فَلَمْ اَسْتَيْقِظْ اَيّامَ اغْتِرارى‏ بِكَ، وَرُكُونى‏ اِلى‏

از بين بردم و از اينرو خدايا بيدار نشدم در آن روزگارى كه به كرم تو مغرور بودم و به راه خشم‏

سَبيلِ سَخَطِكَ، اِلهى‏ وَاَنَا عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدِكَ، قائِمٌ بَيْنَ يَدَيْكَ،

تو متمايل گشته بودم خدايا من بنده تو و فرزند بنده توام كه در برابرت ايستاده و

مُتَوَسِّلٌ بِكَرَمِكَ اِلَيْكَ، اِلهى‏ اَنَا عَبْدٌ اَتَنَصَّلُ اِلَيْكَ مِمَّا كُنْتُ‏

به وسيله كرم تو به درگاهت توسل جويم خدايا من بنده‏اى هستم كه مى‏خواهم از آلودگى آنچه بدان با

اُواجِهُكَ بِهِ مِنْ قِلَّةِ اسْتِحْيائى‏ مِنْ نَظَرِكَ، وَاَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْكَ اِذِ

تو روبرو شدم از بى‏حيايى خودم در پيش روى تو خود را پاك سازم و از تو گذشت مى‏خواهم زيرا

الْعَفْوُ نَعْتٌ لِكَرَمِكَ، اِلهى‏ لَمْ يَكُنْ لى‏ حَوْلٌ فَانْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِيَتِكَ‏

گذشت وصف شناساى كرم تو است خدايا من آن نيرويى كه بتوانم بوسيله آن خود را از نافرمانيت منتقل سازم ندارم‏

اِلاَّ فى‏ وَقْتٍ اَيْقَظْتَنى‏ لِمَحَبَّتِكَ، وَكَما اَرَدْتَ اَنْ اَكُونَ كُنْتُ، فَشَكَرْتُكَ‏

مگر در آن وقت كه تو براى دوستيت بيدارم كنى و آن طور كه خواهى باشم پس تو را سپاس گويم كه مرا

بِاِدْخالى‏ فى‏ كَرَمِكَ، وَلِتَطْهيرِ قَلْبى‏ مِنْ اَوْساخِ الْغَفْلَةِ عَنْكَ، اِلهى‏

در كرم خويش داخل كردى و دلم را از چركيهاى بى‏خبرى و غفلت از خويش پاكيزه ساختى خدايا

اُنْظُرْ اِلَىَّ نَظَرَ مَنْ نادَيْتَهُ فَاَجابَكَ، وَاْستَعْمَلْتَهُ بِمَعُونَتِكَ فَاَطاعَكَ، يا

به من بنگر نگريستن كسى كه او را خوانده‏اى و او پاسخت داده و به يارى خويش به كارش واداشته‏اى و فرمانبريت كرده‏

قَريبَاً لا يَبْعُدُ عَنِ المُغْتَرِّ بِهِ، وَيا جَواداً لايَبْخَلُ عَمَّنْ رَجا ثَوابَهُ،

اى نزديكى كه دور نگردى از آن كس كه بدو مغرور گشته و اى بخشنده‏اى كه بخل نورزد از آنكس كه اميد نيكيش دارد

اِلهى‏ هَبْ لى‏ قَلْباً يُدْنيهِ مِنْكَ شَوْقُهُ، وَلِساناً يُرْفَعُ اِلَيْكَ صِدْقُهُ،

خدايا دلى به من بده كه اشتياقش به تو موجب نزديكيش به تو گردد و زبانى كه صدق گفتارش‏

وَنَظَراً يُقَرِّبُهُ مِنْكَ حَقُّهُ، اِلهى‏ إنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِكَ غَيْرُ مَجْهُولٍ وَمَنْ‏

بسوى تو بالا آيد و نظر حقيقت بينى كه همان حقيقتش او را به تو نزديك گرداند خدايا كسى‏كه بوسيله تو شناخته شد گمنام نيست‏

لاذَ بِكَ غَيْرُ مَخْذُولٍ، وَمَنْ اَقْبَلْتَ عَلَيْهِ غَيْرُ مَمْلُوكٍ، اِلهى‏ اِنَّ مَنِ‏

و كسى‏كه به تو پناهنده شد خوار نيست و كسى كه تو بسويش رو كنى بنده ديگرى نخواهد بود خدايا براستى‏

انْتَهَجَ بِكَ لَمُسْتَنيرٌ، وَاِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ لَمُسْتَجيرٌ، وَقَدْ لُذْتُ بِكَ يا

هركس به تو راه جويد راهش روشن است و هر كه به تو پناه جويد پناه دارد و من اى خدا به تو پناه آورده‏ام‏

اِلهى‏، فَلا تُخَيِّبْ ظَنّى‏ مِنْ رَحْمَتِكَ، وَلا تَحْجُبْنى‏ عَنْ رَاْفَتِكَ، اِلهى‏

پس گمانى را كه به رحمتت دارم نوميد مكن و از مهر خويش منعم مكن خدايا

اَقِمْنى‏ فى‏ اَهْلِ وِلايَتِكَ مُقامَ مَنْ رَجَا الزِّيادَةَ مِنْ مَحَبَّتِكَ، اِلهى‏

جاى مرا در ميان دوستدارانت جاى آن دسته از ايشان قرار ده كه اميد افزايش دوستيت را دارند خدايا

وَاَ لْهِمْنى‏ وَلَهاً بِذِكْرِكَ اِلى‏ذِكْرِكَ، وَهِمَّتى‏ فى‏ رَوْحِ نَجاحِ اَسْمآئِكَ‏

در دلم انداز شيدايى و شيفتگى ذكر خود را پياپى و همتم را در نشاط فيروز شدن اسمائت‏

وَمَحَلِّ قُدْسِكَ، اِلهى‏ بِكَ عَلَيْكَ اِلاَّ اَلْحَقْتَنى‏ بِمَحَلِّ اَهْلِ طاعَتِكَ،

و محل قدست قرار ده خدايا به حق خودت بر خودت سوگند كه مرا به محل فرمانبرداريت و جايگاه‏

وَالْمَثْوَى الصَّالِحِ مِنْ مَرْضاتِكَ، فَاِنّى‏ لا اَقْدِرُ لِنَفْسى‏ دَفْعاً، وَلا

شايسته‏اى از مقام خوشنوديت برسانى زيرا كه من قادر بر دفع چيزى از خود نيستم و

اَمْلِكُ لَها نَفْعاً، اِلهى‏ اَ نَا عَبْدُكَ الضَّعيفُ الْمُذْنِبُ وَمَمْلُوكُكَ، الْمُنيبُ،

مالك سودى هم برايش نيستم خدايا من بنده ناتوان گنهكار تو و مملوك زارى و توبه كننده به درگاهت هستم‏

فَلا تَجْعَلْنى‏ مِمَّنْ صَرَفْتَ عَنْهُ وَجْهَكَ، وَحَجَبَهُ سَهْوُهُ عَنْ عَفْوِكَ،

پس مرا در زمره كسانى كه روى از آنها گرداندى و غفلتشان مانع از گذشت تو گشته قرارم مده‏

اِلهى‏ هَبْ لى‏ كَمالَ الإِنْقِطاعِ اِلَيْكَ، وَاَنِرْ اَبْصارَ قُلُوبِنا بِضِيآءِ نَظَرِها

خدايا بريدن كاملى از خلق بسوى خود به من عنايت كن و ديده‏هاى دلمان را به نور توجهشان‏

اِلَيْكَ، حَتّى‏ تَخْرِقَ اَبْصارُ الْقُلوُبِ حُجُبَ النُّورِ، فَتَصِلَ اِلى‏ مَعْدِنِ‏

به سوى خود روشن گردان تا ديده‏هاى دل پرده‏هاى نور را پاره كند و به مخزن اصلى‏

الْعَظَمَةِ، وَتَصيرَ اَرْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ، اِلهى‏ وَاجْعَلْنى‏ مِمَّنْ‏

بزرگى و عظمت برسد و ارواح ما آويخته به عزت مقدست گردد خدايا قرارم ده از كسانى‏كه او را خواندى‏

نادَيْتَهُ فَاَجابَكَ، وَلاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِكَ، فَناجَيْتَهُ سِرّاً وَعَمِلَ لَكَ‏

و پاسخت داد و در معرض توجه قرارش دادى و او در برابر جلال تو مدهوش گشت و از اين رو در پنهانى با او به راز گويى پرداختى ولى‏

جَهْراً، اِلهى‏ لَمْ اُسَلِّطْ عَلى‏ حُسْنِ ظَنّى‏ قُنُوطَ الْأَياسِ، وَلاَ انْقَطَعَ‏

او آشكارا برايت كار كرد خدايا به خوش بينى من نااميدى را مسلط مكن و اميدم را كه به‏

رَجآئى‏ مِنْ جَميلِ كَرَمِكَ، اِلهى‏ اِنْ كانَتِ الْخَطايا قَدْ اَسْقَطَتْنى‏

كرم نيكويت دارم قطع مكن خدايا اگر خطاهايم مرا از نظرت انداخته‏

لَدَيْكَ، فَاصْفَحْ عَنّى‏ بِحُسْنِ تَوَكُّلى‏ عَلَيْكَ، اِلهى‏ اِنْ حَطَّتْنِى الذُّنُوبُ‏

پس بدان اعتماد خوبى كه به تو دارم از من درگذر خدايا اگر گناهانم‏

مِنْ مَكارِمِ لُطْفِكَ، فَقَدْ نَبَّهَنِى الْيَقينُ اِلى‏ كَرَمِ عَطْفِكَ، اِلهى‏ اِنْ اَنامَتْنِى‏

بواسطه بزرگواريهاى لطفت مرا بى‏مقدار ساخته ولى در عوض يقين به بزرگ توجه تو مرا هشيار كرده خدايا اگر

الْغَفْلَةُ عَنِ الإِسْتْعِدادِ لِلِقآئِكَ، فَقَدْ نَبَّهَنِى الْمَعْرِفَةُ بِكَرَمِ آلائِكَ،

بى‏خبرى از آماده شدن براى ديدارت مرا به خواب فرو برده ولى در عوض معرفت به بزرگ نعمتهايت مرا بيدار كرده‏

اِلهى‏ اِنْ دَعانى‏ اِلَى النَّارِ عَظيْمُ عِقابِكَ، فَقَدْ دَعانى‏ اِلَى الْجَنَّةِ

خدايا اگر بزرگ كيفرت مرا به دوزخ مى‏خواند ولى در مقابل پاداش فراوانت مرا به بهشت‏

جَزيلُ ثَوابِكَ، اِلهى‏ فَلَكَ اَسْئَلُ وَاِلَيْكَ اَبْتَهِلُ وَاَرْغَبُ، وَاَسْئَلُكَ اَنْ‏

دعوت مى‏كند خدايا پس از تو خواهم و بسوى تو زارى كنم و بگرايم و از تو خواهم كه‏

تُصَلِّىَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَاَنْ تَجْعَلَنى‏ مِمَّنْ يُديمُ ذِكَرَكَ وَلا

درود فرستى بر محمد و آل محمد و مرا از كسانى قرارم دهى كه پيوسته به ياد تواند و

ويَنْقُضُ عَهْدَكَ، وَلايَغْفُلُ عَنْ شُكْرِكَ، وَلا يَسْتَخِفُّ بِاَمْرِكَ، اِلهى‏

پيمانت را نمى‏شكنند و از شكر تو غافل نشوند و دستور تو را سبك نشمارند خدايا

وَاَلْحِقْنى‏ بِنُورِ عِزِّكَ الْأَبْهَجِ فَاَكُونَ لَكَ عارِفاً، وَعَنْ سِواكَ مُنْحَرِفاً،

برسان مرا به نور درخشان عزتت تا عارف به ذاتت باشم و از غير تو روگردان باشم‏

وَمِنْكَ خآئِفاً مُراقِباً، يا ذَاالْجَلالِ وَالْإِكْرامِ، وَصَلَّى اللَّهُ عَلى‏ مُحَمَّدٍ

و از تو ترسان و نگران باشم اى صاحب جلالت و بزرگوارى و درود خدا بر محمد

رَسُولِهِ وَ الِهِ الطَّاهِرينَ، وَسَلَّمَ تَسْليماً كَثيراً، و اين از مناجاتهاى جَليلُ الْقَدْر

پيامبرش و بر آل پاكش باد و سلام بسيار بر ايشان باد
شیخ عباس قمی- مفاتیح الجنان
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :