امروز:
چهار شنبه 29 شهريور 1396
بازدید :
1429
راز انگشتر فيروزه[1]

خادم امام علي النقي ـ عليه السّلام ـ نقل مي‌‎كند رخصت طلبيدم از آن حضرت كه به زيارت جدّش امام رضا ـ عليه السّلام ـ بروم، فرمود با خود انگشتري داشته باش كه نگينش عقيق زرد باشد و نقش نگين (ماشاءاللّه لا قوّه الّا باللّه استغفراللّه) باشد و بر روي ديگر نگين محمد و علي نقش كرده باشد، چون اين انگشتر را با خود داري امان يابي از شرّ دزدان و راهزنان و براي سلامتي تو تمامتر و دين تو را حفظ كننده تر است. خادم گويد بيرون آمدم و انگشتري كه حضرت فرموده بود تهيّه كردم و برگشتم كه وداع كنم چون وداع كردم برگشتم و دور شدم، حضرت فرمود: كه مرا برگردانند، چون بازگشتم فرمود اي صافي! گفتم لبيك يا سيّدي فرمود كه انگشتر فيروزه هم بايد با خود داشته باشي بدرستيكه ميان طوس و نيشابور شيري به تو برخواهد خورد و قافله را از رفتن منع خواهد كرد، تو پيش برو و انگشتر را به شير بنما و بگو مولاي من مي‌گويد كه از راه دور شو، و بايد كه بر يك طرف فيروزه (اللّه الملك) نقش كني و برطرف ديگر (الملك للّه الواحد القهار) زيرا كه نقش انگشتر اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ للّه الملك) بود. چون خلافت بر آن جناب برگشت (الملك للّه الواحد القّهار) نقش كرد و نگينش فيروزه بود و چنين نگيني امان مي‌بخشيد از حيوانات درنده و باعث ظفر و غلبه در جنگها مي‌شود. صافي مي‌گويد به سف رفتم و به خدا سوگند در همان مكان كه حضرت فرموده بود شير بر سر راه آمد آنچه حضرت فرموده بود به عمل آوردم و شير برگشت، چون از زيارت برگشتم آنچه گذشته بود به خدمت آن حضرت عرض كردم، فرمود: يك چيز مانده كه نگفتي، اگر خواهي من نقل كنم، گفتم: اي آقاي من شايد فاموش كرده باشم، فرمد شبي در طوس نزديك قبر شريف شب را به سر مي بردي گروهي از جنّيان كه به زيارت قبر آن حضرت آمده بودند آن نگين را در دست تو ديدند و نقش آن را خواندند، پس آن را از دست تو درآورده به نزد بيمارشان بردند صحت يافت، پس انگشتر را برگرداندند و تو در دست راست كرده بودي ايشان در دست چپ تو كردند تو از اين مطلب تعجّب بسيار كردي و سبب آن را ندانستي و نزديك سر خود ياقوتي يافته برداشتي و اكنون همراه توست، ببر به بازار آن را به هشتاد اشرفي خواهي فروخت و اين ياقوت هديّه آن جنّيانست كه براي تو آورده بودند. خادم گفت ياقوت را به بازار بردم و به هشتاد اشرفي فروختم هم چنانكه سيّدم فرموده بود.
[1] . مفاتيح، باب سوم.
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :