امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
1457
ديدار امام زمان (عج) در خواب [1]
شيخ عباس قمي رحمه اللّه گويد استاد ما ثقه الاسلام نوري نوّر اللّه مرقده در كتاب دارالسّلام از استاد خود عالم ربّاني جناب حاج ملّافتحعلي سلطان آبادي رحمه اللّه نقل فرموده كه فاضل مقدّس آخوند ملّامحمد صادق عراقي در نهايت سختي و پريشاني و بدحالي بود و به هيچ وجه بزاي او گشايشي نمي شد تا آنكه شبي در خواب ديد، در يك وادي خيمه بزرگي را كه با قبّه اي سرپا است. پرسيد: اين خيمه از كيست؟ گفتند: از كهف حصين و غياث مضطرّ مستكين حضرت قائم مهدي و امام منتظر مرضي عجّل اللّه تعالي فرجه الشريف مي باشد. پس به تعجيل خدمت آن حضرت مشرف گرديد و سختي حال خود را به آن حضرت عرض كرد و از آن بزرگوار دعايي براي گشايش كار و رفع غم خويش خواست، آن حضرت او را حواله فرمود به سيّدي از اولاد خود و اشاره فرمود به خيمه او، آخوند از خدمت آن حضرت بيرون شد و رفت به همان خيمه‌اي كه حضرت به آن اشاره فرموده بود، ديد كه آقا سيّد محمد سلطان آبادي در آن خيمه بر روي سجّاده نشسته و مشغول دعا و قرائت است، آخوند بر سيّد سلام كرد و حكايت حال را براي او نقل نمود، پس سيّد براي گشايش امر و وسعت رزق به او دعايي ياد داد، پس از خواب بيدار شد در حالي كه آن دعا در خاطر او بود و قصد خانه سيّد كرد و پيش از اين خواب، آخوند از سيّد نفرت داشت و او را ترك كرده بود به جهتي كه آن را ذكر نمي كرد. پس چون به خدمت سيّد رسيد او را به همان نحو كه در خواب ديده بود، ديد در مصلّاي خود نشسته مشغول ذكر و استغفار است. سلام كرد و سيّد جواب سلام داد و تبسّمي نمود مثل آنكه از قضيّه مطّلع باشد پس آخوند براي گشايش امر خويش دعايي خواست، و سيّد تعليم او نمود همان دعايي را كه در خواب به او تعليم فرموده بود، پس آخوند مشغول به آن دعا شد به اندك زماني دنيا از هر طرف به او روي آورد و از سختي و بد حالي بيرون آمد. و مرحوم حاج ملافتحعلي رحمه اللّه عليه سيّد را مدح مي كرد مدح بليغي و او را ملاقات كرده بود و مقداري از زمان هم، شاگردي او زا نموده بود. امّا آن چه را كه سيّد تعليم آخوند كرده بود در خواب و بيداري پس سه چيز است: اوّل آنكه در عقب فجر دست برسينه گذارد و هفتاد مرتبه (يا فتّاح) بگويد. دوّم: مواظبت كند به خواندن اين دعا كه در كافي است و حضرت رسول ـ صلّي الله عليه و آله ـ تعليم فرمود به مردي از صحابه كه مبتلا بود به ناخوشي و پريشاني و از بركت خواندن اين دعا به اندك زماني ناخوشي و پريشاني از او برطرف شد( لا حول و لا قوّه الّا بالله توكّلت علي الحيّ الّذي لا يموت و الحمدللّه الّذي لم يتّخذ ولدا ولم يكن له شريك في الملك و لم يكن له وليّ من الذّل و كبّره تكبيرا) سوّم: درعقب نمازهاي صبح بخواند دعايي را كه از شيخ ابن فهد نقل شده و آن بدين شرح است:(بسم اللّه و صلّي اللّه علي محمّد و اله و افوّض امري الي اللّه انّ اللّه بصير بالعباد فوقيه اللّه سيّئات ما مكروا لااله الّا انت سبحانك انّي كنت من الظّالمين فاستجبناه من الغمّ و كذلك ننجي المؤمنين حسبنا اللّه و نعم الوكيل فانقلبوا بنعمه من اللّه و فضل لم يمسسهم سوء ماشاءاللّه لا حول و لاقوّه الّاباللّه ماشاءاللّه لاماشاءالناس ماشاءاللّه و ان كره النّاس حسبي الرّبّ من المربوبين حسبي الخالق من المخلوقين حسبي الرّازق من المرزوقين حسبي اللّه ربّ العالمين حسبي من هو حسبي حسبي من لم يزل حسبي حسبي من كان مذكنت لم يزل حسبي حسبي اللّه لا اله الّا هو عليه توكّلت و هو ربّ العرش العظيم) و اين اوراد را بايد غنيمت شمرد و به خواندن آن مواظبت نمود و از فوائد آن غفلت ننمود.
[1] . مفاتيح الجنان، باب اول.
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :