امروز:
جمعه 31 شهريور 1396
بازدید :
1191
دعايت مستجاب شد

مرد تاجري در شهر «كوفه» ورشكست شد و مقدار زيادي بدهكار گرديده به طوري كه از ترس طلبكاران در خانه‌اش پنهان شد و او از خانه بيرون نيامد. تا اينكه شبي از ماندن در خانه دلتنگ گرديد. بنابراين نيمه شب از خانه خارج گرديد و براي مناجات به مسجد رفت و مشغول نماز و راز و نياز به درگاه بي‌نياز شد و در دعايش از خداوند خواست كه فرجي بنمايد و قرض‌هايش را اداء فرمايد.
در همان زمان، بازرگان ثروتمندي در خانه‌اش خوابيده بود در خواب به او گفتند: «اكنون مردي خداوند را مي‌‌خواند و اداي دين خود را مي‌طلبد، برخيز و قرض او را اداء كن.»
بازرگان ثروتمند بيدار شد، وضو گرفت و دو ركعت نماز خواند و دوباره خوابيد، باز در خواب همان ندا را شنيد، تا اينكه در مرتبه سوم برخواست و هزار دينار با خود برداشت و سوار شتر شد. آنگاه مهار شتر را رها كرد و گفت: آن كس كه در خواب به من امر كرد كه از خانه خارج شوم، خودش مرا به مرد محتاج خواهد رسانيد. شتر كوچه‌هاي شهر را يكي پس از ديگري پيمود و در برابر مسجدي توقف كرد. تاجر پياده شد و به طرف مسجد رفت ناگاه از درون مسجد صداي گريه و زاري شنيد. داخل مسجد شد، نزد تاجر ورشكسته رفت و گفت «اي بنده خدا، سر بردار، زيرا دعايت مستجاب شد».
آنگاه هزار دينار پول را به او داد و گفت:‌ با اين قرض‌هايت را بپرداز و مخارج زن و بچه‌هايت را تأمين كن و هر گاه اين پول تمام شد و باز محتاج شدي، اسم من فلان، محل كارم فلان جا و خانه‌ام در فلان محله است. به من مراجعه كن تا دوباره به تو پول بدهم.
تاجر ورشكسته گفت: اين پول را از تو مي‌پذيرم، زيرا مي‌دانم عطا و بخشش پروردگارم مي‌باشد، ولي اگر دوباره محتاج شدم، نزد تو نمي‌آيم.
بازرگان پرسيد: پس به چه كسي مراجعه مي‌كني؟
تاجر ورشكسته پاسخ داد: به همان كس كه امشب به او عرض حاجت كردم و او تو را فرستاد تا كارم را درست كني. باز هم اگر محتاج شوم، از او كمك مي‌خواهم كه بخشنده‌ترين بخشندگان است و هيچ گاه بندگان خود را از ياد نمي‌برد.
اگر محتاج شوم باز هم به خدايم كه به من نزديك است و دعايم را مستجاب مي‌كند روي مي‌آورم و از او مي‌خواهم كه تو يا امثال تو را بفرستد و كارم را اصلاح نمايد.
من واله جمال فروزان يك كسم آشفته دو زلف پريشان يك كسم
سامان مرا يكي و سر من يكي بود سودا يكي و بي سر و سامان يك كسم
هر جا به هر كه روي كنم سوي او بود بيناي يك جمالم و حيران يك كسم
از هر خسي قبول عطائي نمي‌كنم مستغرق مراهب احسان يك كسم
چون گربگان به سفره هر كس نمي‌روم همچون شتر نواله خورخوران يك كسم
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :