امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
2178
تواضع

تواضع آن است كه انسان، خود را از كساني كه در جاه و مقام از او پايين ترند، برتر نداند و نيز به معناي شكسته نفسي و افتادگي آمده است كه آدمي خود را از ديگران بالاتر نبيند.[1]
ريشه تواضع «وضع» است به معناي خويش را كوچك نشان دادن، در مقابل «تكبر» كه خود را بزرگ دانستن است.[2]
بايد توجه داشت كه مفهوم تواضع به معناي كوچكي كردن و به ديگران ارج نهادن است، نه آنكه تواضع خود را خوار كردن و زير بار ذلّت رفتن باشد، تواضع اقدامي است كه انسان داوطلبانه در برابر ديگران به خاطر امتيازاتي كه در آنان احساس مي كند، انجام مي دهد، ممكن است فردي خود را برابر ديگران از جهتي يا جهاتي داراي امتياز ببيند، براي اينكه مبادا به غرور و تكبر مبتلا شود بايد به جهات امتياز خود توجه نكند، بلكه به امتيازهاي ديگران، حتي احتمال پاره اي امتيازات در آنان توجه كند و به خاطر همان جهات امتياز، فروتني كند؛ اما ذلّت امري است كه معمولاً از ناحيه ديگران تحميل مي گردد، و در ذلّت، فردِ ذّلت پذير تحقير مي شود، اگر تواضع با ذلت همراه شود، مردود است.
تواضع در قرآن
ايمان و اعتقاد به خدا، تمام شؤون زندگي انسان مؤمن را در بر مي گيرد. آن گونه كه آثار بندگي خدا در رفتار و گفتار او آشكار مي شود. يكي از برجستگيهاي اخلاقي كه قرآن كريم در وصف بندگان خدا بيان كرده، رفتار متواضعانه آنان است:
«وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذينَ يَمْشونَ عَلَي الاَرضِ هَوناً وَ اِذا خاطَبَهُمُ الجاهِلونَ قالُوا سَلاماً»[3]
بندگان خداي رحمان كساني اند كه با تواضع روي زمين راه مي روند و چون نادانان خطابشان كنند سخن نرم و مسالمت جويانه گويند.
خداوند سبحان به رهبر اسلام چنين سفارش مي كند:
«وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِمَنِ اتَّبعَكَ مِنَ الْمُؤمنينَ»[4]
در برابر هر يك از مؤمنان كه از تو پيروي مي كند، فروتني كن.
همچنين در كنار وظايف متعددي كه براي فرزندان نسبت به پدر و مادر ذكر كرده، فرموده است:
«وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذًُلَّ مِنَ الرَّحمَةِ»[5]
در برابرشان، از روي مهرباني، شانه ها را فرو انداز (تواضع كن).
چند روايت پيرامون تواضع
پيشوايان اسلام در سخنان متعددّي ارزش تواضع را بيان كرده و حد و مرزش را تعيين نموده اند.
امام رضا ـ عليه السلام ـ پيرامون حدّ تواضع چنين فرموده است:
«تواضع درجاتي دارد، از آن جمله، انسان قدر خويش را بشناسد و با دلي سالم در جايگاه خود نشيند، دوست نداشته باشد به سوي كسي رود، مگر چنان كه به سويش آيند (با مردم چنان كه دوست دارد با او رفتار شود رفتار كند) اگر بدي بيند، آن را با نيكي بپوشاند، فرو خورنده خشم و درگذرنده از (لغزش) مردم باشد و خداوند نيكوكاران را دوست دارد.»[6]
در اين راستا امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود:
«از تواضع است كه در نشستن به پايين مجلس راضي باشي و با هر كسي رو به رو شدي، سلام كني، نزاع و مجادله را ترك گويي، گرچه حق با تو باشد، و دوست نداشته باشي كه به خاطر تقوايي كه داري تو را ستايش كنند.»[7]
رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ تواضع را سبب رفع ستم از جامعه دانسته، مي فرمايد:
«تَواضَعُوا حَتّي لا يَبْغي اَحَدٌ عَلي اَحَدٍ»[8]
نسبت به يكديگر فروتن باشيد تا كسي بر ديگري ستم روا ندارد.
نقل شده است كه روزي آن حضرت به يارانش فرمود: چرا شيريني عبادت را در شما نمي بينم! پرسيدند: شيريني پرستش چيست؟ فرمود: فروتني.[9]
حضرت امير ـ عليه السلام ـ نيز فروتني را از بزرگترين عبادتها شمرده و فرموده است.
«عَلَيْكَ بِالتَّواضُعِ فَاِنَّهُ مِنْ اَعْظمَ العِبادَة»[10]
بر تو باد به تواضع، كه از بزرگترين عبادتهاست.
آثار تواضع
اين صفت زيباي انساني آثار نيكو و گرانقدري دارد كه به برخي از آنها اشاره مي كنيم:
1 . مايه سربلندي است. رسول اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود:
«اِنَّ التَّواضُعَ لا يَزيدُ الْعَبْدَ اِلّا رَفْعَةً فَتَوا ضَعُوا يَرْحَمُكمُ اللهُ»[11]
فروتني جز بر سربلندي بنده نيفزايد، پس تواضع كنيد، خدايتان شما را رحمت كند.
حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ فرمود:
«طُوبي للْمُتواضِعينَ فِي الدُّنيا هُمْ اَصْحَابُ المَنابِرِ يَوْمَ القِيامةِ»[12]
خوشا به حال فروتنان در دنيا، آنان در روز رستاخيز از اهل جايگاههاي بلند (عزّت و شرف) هستند.
حضرت صادق ـ عليه السلام ـ نيز فرموده است:
«اِنَّ في السَّماءِ مَلَكَيْنِ مُوَكَّلينِ بِالعِبادِ، فَمَنْ تَواضَعَ للّهِ رَفَعاهُ وَ مَنْ تَكَبَّرَ وضَعاهُ»[13]
همانا دو فرشته در آسمان بر بندگان گمارده شده اند پس هر كس كه به خاطر خدا فروتني كند او را بالا برند، و آن كس كه تكبّر كند پايينش آورند.
2 . نردبان ترّقي است. اميرمؤمنان علي ـ عليه السلام ـ فرمود:
«اَلتَّواضُعُ سُلَّمُ الشَّرَفِ»[14]
فروتني، نردبان شرافت و بزرگي است.
3 . سبب نظم مي گردد. حضرت علي ـ عليه السلام ـ فرموده است:
«بِخَفْضِ الْجَناحِ تَنْتَظِمُ الاُموُرُ»[15]
با تواضع كارها مرتّب مي شود.
4 . محبّت آور است. آن حضرت در اين باره نيز فرمود:
«ثَمَرَةٌ التَّواضُعِ الْمَحَبَّةُ»[16]
ميوه فروتني مهرباني است.
تواضع در برابر چه كساني رواست؟
فروتني، در فرهنگ اسلام، تنها در برابر بزرگان دين، فرزانگان دانش، مؤمنان و پدر و مادر شايسته و پسنديده است، زيرا در اينگونه موارد تواضع با ذلت همراه نيست اما تواضع در مقابل مستكبران، فرومايگان و يا توانگران به خاطر ثروت و قدرت آنان زشت و نكوهيده است. زماني كه تواضع، انگيزه و جهت غير الهي داشته باشد، شكل «ذلّت» به خود مي گيرد و سبب بي مقدار شدن ارزشهاي والاي انساني مي گردد.
امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ فرمود:
«مَنْ اَتي غَنيّاً فَتَواضَعَ لَهُ لِغِناهُ، ذَهَبَ ثُلْثادينهِ»[17]
هر كس نزد توانگري رود و به خاطر ثروتش برايش فروتني كند، دو سوّم دينش از ميان رفته است
چند نمونه از تواضع معصومين ـ عليهم السّلام ـ
رهبران معصوم ـ عليهم السّلام ـ كليه صفات انساني از جمله تواضع را در حد اعلا دارا بودند، بطور مثال:
1 . رسول گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ از روي تواضع، به گوسفندان علف مي داد و شيرشان را با دست خود مي دوشيد، كفش و لباسش را خود وصله مي زد، با خدمتكاران هم غذا مي شد، در آسيا كردن غلّه به خدمتگزار خود كمك مي كرد، نيازمنديهاي خانه را از بازار تهيه كرده، به خانه حمل مي كرد، با دارا و ندار، كوچك و بزرگ دست مي داد، در سلام كردن بر ديگران پيشي مي گرفت و دعوت مؤمنان را مي پذيرفت.[18]
2 . پدر و پسري از ياران امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ مهمان آن حضرت شدند، ايشان به آنان احترام گذاشت و آنها را در بالاي مجلس جاي داد و خود پيش روي آنان نشست. سپس غذا آورد و با هم صرف كردند. پس از غذا، «قنبر»، خدمتگزار امام، طشت و ابريق[19] آورد و خواست بر دست مهمانان آب بريزد. امام خود برخاست، ابريق را گرفت تا بر دست مهمان خويش آب بريزد. در اين حال، مهمان با سرعت، دست خود را عقب كشيد و عرض كرد: اي اميرمؤمنان! چگونه در محضر خدا، كسي مثل شما روي دست من آب بريزد؟ امام فرمود: درست است كه خدا تو را مي بيند، ولي من برادر تو هستم، بنشين و دستت را بشوي، پاداش اين كار آن است كه در بهشت، ده چندان به من خدمت خواهند كرد، مهمان پذيرفت و دستش را شست. سپس آن حضرت، ابريق را به فرزندش، محمد حنفيه داد و فرمود: اگر اين پسر به تنهايي مهمان من بود، خود آب بر دستش مي ريختم، ولي خداوند دوست دارد ميان پدر و پسر تفاوتي باشد. برخيز! تو نيز بر دست پسر آب بريز.[20]
3 . حضرت باقر ـ عليه السلام ـ فرمود:
«پدرم با كساني مسافرت مي كرد كه او را نشناسند و با كاروانيان شرط مي كرد كه برخي نيازمنديهايشان را برآورده سازد و به‌ آنان خدمت كند،در سفري آن حضرت سرگرم خدمت به مسافران بود كه فردي از آن ميان او را شناخت و به اهل كاروان گفت: آيا مي دانيد اين شخص كيست؟ گفتند: نه. گفت: اين علي بن الحسين ـ عليه السلام ـ است، مسافران گرد آن حضرت حلقه زدند، دست و پاي ايشان را بوسيدند و گفتند: اي فرزند رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ آيا مي خواهيد ما دوزخي شويم؟ اگر خداي نخواسته ما به شما بي ادبي مي كرديم، بدبخت مي شديم، چه سبب شده كه شما چنين كنيد؟ فرمود: من هرگاه با آشنايان مسافرت كنم آنان به احترام پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ بيش از حد به من خدمت مي كنند، از بيم آنكه مبادا شما نيز چنين كنيد، ناشناخته با شما همراه شدم.»[21]
4 . حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ روزي به يارانش فرمود:
«از شما خواهشي دارم گفتند: بفرما اي روح الله! ما در خدمت شما هستيم گفت:‌مي خواهم پاي شما را بشويم. گفتند: ما به چنين كاري سزاوارتريم. فرمود: سزاوارترين مردم به خدمت كردن عالم و دانشمند است. آن گاه برخاست و پاي ياران خود را شست و فرمود: من اين گونه تواضع كردم تا شما نيز بياموزيد و پس از من با مردم تواضع كنيد با تواضع بناي حكمت و دانايي آباد مي شود، نه با تكبّر، زراعت در دشت هموار رشد مي كند نه در كوه و كمر.»[22]
افتادگي آموز اگر قابل فيضي هرگز نخورد آب زميني كه بلند است به اميد آنكه سخن و سيره رهبران الهي را آويزه گوش كرده، از رذالت تكبر و غرور دست بشوييم و به فضيلت تواضع و فروتني دست يابيم. آمين.

[1] . لغت نامه دهخدا، واژه تواضع و معراج السعاده، باب چهارم، صفت پانزدهم.
[2] . بحارالانوار، ج 72، ص 118.
[3] . فرقان، آيه 63.
[4] . شعرا، آيه 215.
[5] . اسراء، آيه 24.
[6] . اصول كافي، ج 2، ص 101.
[7] . همان، ص 100.
[8] . ميزان الحكمة، ج 10، ص 508.
[9] . جامع السعادات، ج 1، ص 395، اعلمي.
[10] . بحارالانوار، ج 72، ص 119، بيروت.
[11] . جامع السعادات، ج 1، ص 396.
[12] . همان.
[13] . وسائل الشيعه، ج 11، ص 215.
[14] . شرح غررالحكم، آمدي، ص 263.
[15] . همان، ج 3، ص 229.
[16] . همان، ص 327.
[17] . نهج‌البلاغه، فيض، ص 1187.
[18] . بحارالانوار، ج 70، ص 208.
[19] . ابريق نوعي ظرف آب است شبيه آفتابه كه براي دست شستن سر سفره مورد استفاده قرار مي گرفته است.
[20] . بحارالانوار، ج 72، ص 118.
[21] . سفينة البحار، ج 1، ص 382.
[22] . اصول كافي، ج 1، ص 29.
علي اصغر الهامي نيا ـ اخلاق اسلامي، ص161
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :