امروز:
جمعه 6 اسفند 1395
بازدید :
902
عبادت در روايات
عبادت
1ـ قال الامام الصادق ـ عليه السّلام ـ : قال اللّه تبارك و تعالي: يا عبادي الصدّيقين، تنعّموا بعبادتي في الدّنيا، فانّكم تتنعّمون بها في الآخرة[1].
امام صادق ـ عليه السّلام ـ : خداي تبارك و تعالي فرموده است: اي بندگان راستين من! در دنيا به عبادت من متنعّم شويد; زيرا كه در آخرت به وسيله آن متنّعم مي‌گرديد.
2ـ قال رسول اللّه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : أفضل النّاس من عشق العبادة فعانقها، و أحبّها بقلبه، و با شرها بجسده، و تفرّغ لها، فهو لايبالي علي ما أصبح من الدّنيا علي عسر أم علي يسر[2].
پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : برترين مردم كسي است كه عاشق عبادت شود; پس، دست در گردن آن آويزد و از صميم دل دوستش بدارد و با پيكر خود با آن در آميزد و خويشتن را وقف آن گرداند; و او را باكي نباشد كه دنيايش به سختي گذرد يا به آساني.
3ـ قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : كفي بالعبادة شغلا[3].
بهترين كار و سر گرمي عبادت است.
4ـ قال الامام عليـ عليه السّلام ـ : فاتّقوا اللّه الّذي نفعكم بموعظته، و وعظكم برسالته، و امتنّ عليكم بنعمته، فعبّدوا أنفسكم لعبادته، و اخرجوا اليه من حقّ طاعته[4]
امام علي ـ عليه السّلام ـ : پس بترسيد از خدايي كه با پند خويش به شما سود رسانده و با رسالتش (كه از طريق پيامبران به شما ابلاغ كرده) شما را اندرز داده و با نعمت هايش بر شما منت نهاده است. بنابراين، جان‌هاي خود را براي عبادت او رام سازيد و حقّ طاعتش را به جاي آوريد.
5ـ عنه ـ عليه السّلام ـ : العبادة فوز[5].
عبادت، رستگاري است.
6ـ عنه ـ عليه السّلام ـ : فضيلة السّادة حسن العبادة[6].
برتري بزرگان (به) نيكويي عبادت است.
7ـ عنه ـ عليه السّلام ـ : اذا أحبّ اللّه عبداً ألهمه حسن العبادة[7].
هرگاه خداوند بنده‌اي را دوست بدارد، نيكويي عبادت را در دل او مي‌افكند.
8ـ عنه ـ عليه السّلام ـ : دوام العبادة برهان الظّفر بالسّعادة[8].
استمرار عبادت، دليل دستيابي به سعادت است.
9ـ عنه ـ عليه السّلام ـ : في الانفراد لعبادة اللّه كنوز الأرباح[9].
در خلوتِ عبادت خدا، گنج‌هاي سود است.
10ـ عنه ـ عليه السّلام ـ : ما تقرّب متقرّب بمثل عبادة اللّه[10].
هيچ تقرّب جوينده اي، به چيزي چون عبادت خدا، به او نزديك نشد.
حكمت عبادت
11ـ قال الامام الرضا ـ عليه السّلام ـ (في بيان علّة العبادة): لئلاّ يكونوا ناسين لذكره، و لا تاركين لأدبه، و لا لاهين عن أمره و نهيه، اذا كان فيه صلاحهم و قوامهم. فلو تركوا بغير تعبّد لطال عليهم الأمد فقست قلوبهم[11].
امام رضا ـ عليه السّلام ـ : در توضيح علت عبادت، مي‌فرمايد: تا اين كه مردم ياد خدا را فراموش نكنند و آداب او را وا نگذارند و از اوامر و نواهي او غافل نشوند; زيرا درستي و قوام آنان در دين است. اگر بدون تعبّد به حال خود رها مي‌شدند پس از مدّتي دل هايشان سخت مي‌شد.
خود را وقف عبادت كردن
12ـ قال رسول اللّه صلي اللّه عليه و آله: يقول ربّكم: يا بن آدم! تفرّغ لعبادتي أملأ قلبك غِنيً و أملأ يديك رزقا. يا بن آدم! لا تباعد منّي فأملأ قلبك فقرا و أملأ يديك شغلا[12].
پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : پروردگارتان مي‌فرمايد: اي فرزند آدم! خود را براي عبادت من فارغ گردان تا دلت را پر از بي نيازي كنم و دستانت را آكنده از روزي سازم. اي فرزند آدم! از من دوري مكن، كه دلت را از فقر انباشته مي‌كنم و دستانت را از گرفتاري مي‌آكنم.
13ـ قال الامام الصادق ـ عليه السّلام ـ : في التّوراة مكتوب: يا بن آدم! تفرّغ لعبادتي أملأ قلبك خوفاً، و ان لا تفرّغ لعبادتي أملأ قلبك شغلا بالدّنيا ثمّ لا أَسُدُّ فاقتك. و أكلك الي طلبها[13].
امام صادق ـ عليه السّلام ـ : در تورات نوشته شده است: اي آدم! خود را براي عبادت من فارغ گردان تا دلت را از ترس (از خودم) پر كنم; اگر خود را براي عبادت من فارغ نسازي، دلت را از اشتغال به دنيا انباشته مي‌كنم و آن گاه درِ نياز را به رويت نبندم و تو را به آنچه در طلب آن هستي وا گذارم.
14ـ عنه ـ عليه السّلام ـ : في التّوراة مكتوب: يا بن آدم! تفرّغ لعبادتي أملأ قلبك غِنيً، و لا أكلك الي طلبك. و عَلَيَّ أن أَسُدَّ فاقتك و أملأ قلبك خوفا منّي. و ان لا تفرّغ لعبادتي أملأ قلبك شغلا بالدّنيا ثُمَّ لا أسد فاقتك، و أكِلكَ الي طلبك[14].
در تورات نوشته شده است: اي پسر آدم! خودت را وقف عبادت من كن تا دلت را از بي نيازي آكنده سازم و تو را به خواسته ات وا نگذارم; و بر من است كه درِ نيازمندي را به روي تو ببندم و دلت را از ترس پر كنم. اگر خود را وقف عبادت من نسازي، دلت را از گرفتاري به دنيا پر كنم، سپس در نياز را به رويت نبندم و تو را به خواسته ات وا گذارم.
15ـ قال رسول اللّه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : تفرّغوا لطاعة اللّه و عبادته قبل أن ينزل بكم من البلاء ما يشغلكم عن العبادة[15].
پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : خود را براي طاعت خدا و عبادت او فارغ سازيد، پيش از آن كه گرفتاري و بلايي به شما رسد كه از عبادت بازتان دارد.
تفسير عبادت
16ـ قال الامام الصادق ـ عليه السّلام ـ ـ لمّا سئل عن العبادة ـ حسن النّية بالطاعة من الوجوه الّتي يطاع اللّه منها[16].
امام صادق ـ عليه السّلام ـ در پاسخ به اين پرسش كه عبادت چيست، فرمود: داشتن حسن نيّت در طاعت از چهره‌هايي كه از طريق آنها خداوند اطاعت مي‌شود (مقصود امام معصوم است).
17ـ في حديث المعراج: يا أحمد، هل تدري متي يكون لي العبد عابدا؟ قال: لا يا ربّ، قال: اذا اجتمع فيه سبع خصال: ورع يحجزه عن المحارم. و صَمتٌ يكفّه عمّا لا يعينه، و خوف يزداد كلّ يوم من بكائه، و حياء يستحي منّي في الخلاء، و أكل ما لابدّ منه، و يبغض الدّنيا لبغضي لها، و يحبّ الأخيار لحبّي ايّاهم[17].
در حديث معراج آمده است: اي احمد! آيا مي‌داني كه بنده چه وقت مرا بندگي مي‌كند؟ عرض كرد: نه، اي پروردگار.
فرمود: هر گاه هفت خصلت در او فراهم آيد: پارسايي و ورعي كه مانع او از حرام‌ها شود و سكوتي كه او را از سخنان بيهوده باز دارد و ترسي كه هر روز بر گريه او بيفزايد و شرمي كه در خلوت و تنهايي از من داشته باشد و به اندازه‌ي ضرورت بخورد و دنيا را ناخوش دارد چون من آن را ناخوش دارم و نيكان را دوست بدارد چون من آنان را دوست مي‌دارم.
قال الامام الرضا ـ عليه السّلام ـ : أول عبادة الله تعالي معرفته، و أصل معرفة الله توحيده.[18]
امام رضا ـ عليه السّلام ـ : سر آغاز عبادت خداي تعالي، شناخت اوست و ريشه‌ي شناخت خدا يگانه دانستن او.
حقيقت بندگي
18ـ قال الامام الصادق ـ عليه السّلام ـ لمّا سئل عن حقيقة العبوديّة: ثلاثة أشياء: أن لا يري العبد لنفسه فيما خَوَّلَهُ اليه مٌلكاً، لأنّ العبيد لا يكون لهم مُلكٌ. يرون المال مال اللّه يضعونه حيث أمرهم اللّه تعالي به، ولا يدّبر العبد لنفسه تدبيراً و جملة اشتغاله فيما أمره اللّه تعالي به ونهاه عنه... فهذا أوّل درجة المتّقين[19].
امام صادق ـ عليه السّلام ـ در پاسخ به پرسش درباره‌ي حقيقت بندگي، فرمود: حقيقت بندگي سه چيز است: اين كه بنده در آن چه خداوند به او عطا فرموده است براي خود مالكيتي قائل نباشد; زيرا بندگان مالك چيزي نيستند، مال را متعلّق به خدا مي‌دانند و آن را هر جا كه خداي تعالي فرمان داده است به مصرف مي‌رسانند. بنده براي خود تدبير و چاره انديشي نمي‌كند و تمام اشتغالش به چيزهايي است كه خداي تعالي او را به انجام آنها فرمان داده يا از آنها بازداشته است... اين نخستين درجه‌ي پرهيزگاران است.
19ـ قال الامام علي ـ عليه السّلام ـ العبودية خمسة اشياء: خلاء البطن، و قرائة القرآن، و قيام الليل، و التضرّع عند الصبح و البكاء من خشية‌ الله.[20]
امام علي ـ عليه السّلام ـ : بندگي در پنچ چيز است: اندرون از طعام تهي داشتن، قرآن خواندن، شب را به عبادت گذراندن و زاري كردن (به درگاه خداوند) هنگام صبح و گريستن از ترس خدا.
نقش عبادت در تكامل
20ـ مصباح الشريعة: قال الصادق ـ عليه السّلام ـ : العبوديّة جوهرة كنهها الرّبوبيّة، فما فقد في العبودية وجد في الربوبيّة، و ما خفي عن الرّبوبية اصيب في العبودية[21].
مصباح الشريعة: امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود: عبوديّت گوهري است كه باطن آن ربوبيّت است; پس، آن چه در عبوديت نيست سود در ربوبيّت يافت گردد و آن چه در ربوبيت مخفي بماند در عبوديّت به دست آيد.
21ـ روي أنّ اللّه تعالي يقول في بعض كتبه: يا بن آدم! أنا حيٌّ لا أموت، أطعني فيما أمرتك حتّي أجعلك حيّا لا تموت. يا بن آدم! أنا أقول للشّيء: كن فيكون، أطعني فيما أمرتك أجعلك تقول للشّي‌ء: كن فيكون[22].
روايت شده كه خداي تعالي در يكي از كتاب‌هاي خود مي‌فرمايد: اي فرزند آدم! من زنده‌اي هستم كه هرگز نمي‌ميرم; از فرمان‌هاي من اطاعت كن تا تو را زنده‌اي قرار دهم كه هرگز نميري. اي فرزند آدم! من به هر چه بگويم هست شو، هست مي‌شود. از فرمان‌هاي من اطاعت كن تا تو را چنان قرار دهم كه به هر چه بگويي هست شو، هست شود.
[1]. الكافي: 2 / 83 / 2 و ح 3.
[2]. الكافي: 2 / 83 / 2 و ح 3.
[3]. تحف العقول: 35.
[4]. نهج البلاغه، الخطبة 198.
[5]. غرر الحكم: 65، 6559، 4066، 5147، 6504، 9490.
[6]. همان.
[7]. همان.
[8]. همان.
[9]. همان.
[10]. همان.
[11]. عيون أخبار الرضا عليه السلام: 2 / 103 / 1، علل الشرائع: 256: 9.
[12]. كنز العمّال: 43614.
[13]. قصص الأنبياء: 166 / 193.
[14]. الكافي 2 / 83 / 1.
[15]. تنبيه الخواطر: 2 / 120.
[16]. الكافي: 2 / 83 / 4.
[17]. ارشاد القلوب: 205.
[18] . عيون أخبار الرضا ـ عليه السّلام ـ :1/150/51.
[19]. مشكاة الأنوار: 327.
[20] . مستدرك الوسائل: 11/244/12875.
[21]. مصباح الشريعة: 536.
[22]. مستدرك الوسائل: 11 / 258 / 12928.
@#@
22ـ قال الامام علي ـ عليه السّلام ـ : من قام بشرائط العبوديّة اهّل للعتق[1].
امام علي ـ عليه السّلام ـ : هر كه شرايط بندگي را به جاي آورد، سزاوار آزادي شود.
نقش شناخت در عبادت
23ـ قال الامام الرّضا ـ عليه السّلام ـ : أوّل عبادة اللّه معرفته[2].
امام رضا ـ عليه السّلام ـ : آغاز بندگي خدا، شناخت اوست.
24ـ قال الامام علي ـ عليه السّلام ـ : سكّنوا في أنفسكم معرفة ما تعبدون; حتّي ينفعكم ما تحرّكون من الجوارح بعبادة من تعرفون[3]
امام علي ـ عليه السّلام ـ : شناخت خدايي را كه مي‌پرستيد در جان‌هاي خود جاي دهيد تا خم و راست شدن هايتان براي عبادت كسي كه مي‌شناسيدش، شما را سود دهد.
25ـ عنه ـ عليه السّلام ـ : لا خير في عبادة ليس فيها تفقّه[4].
در عبادتي كه با شناخت توأم نباشد، خيري نهفته نيست.
26ـ عنه ـ عليه السّلام ـ : لا خير في عبادة لا علم فيها[5]
عبادتي كه همراه با آگاهي نباشد، ارزشي ندارد.
27ـ قال الامام زين العابدين ـ عليه السّلام ـ : لا عبادة الاّ بالتفقّة[6].
امام سجاد ـ عليه السّلام ـ : هيچ عبادتي جز با شناخت ارزش ندراد.
نقش يقين در عبادت
28ـ قال رسول اللّه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : لا عبادة الاّ بيقين[7].
پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : هيچ عبادتي جز با يقين ارزش ندارد.
29ـ قال الامام علي ـ عليه السّلام ـ (لمّا سمع رجلاً من الحروريَّة يتهجّد و يقرأ): نومٌ عَلي يقينٍ خيرٌ مِن صلاةٍ في شكٍَ.[8]
امام علي ـ عليه السّلام ـ چون صداي عبادت شبانه و تلاوت قرآن مردي از حروريه (خوارج نهروان) را شنيد، فرمود: خوابي كه با يقين همراه باشد، بهتر از نمازي است كه با شكّ توأم باشد.
آداب عبادت
30ـ قال رسول اللّه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : أُعبُد اللّه كأنّك تراه، فان لم تكن تراه، فانّه يراك[9].
پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : خدا را چنان عبادت كن كه گويي او را مي‌بيني; زيرا اگر تو او را نمي‌بيني او تو را مي‌بيند.
31ـ عنه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : أُعبُد اللّه و لا تشرك به شيئا، و اعمَلُ للّه كأنّك تراه[10].
خدا را بندگي كن و هيچ چيزي را شريك او مگردان و براي خدا چنان كار كن كه گويي او را مي‌بيني.
32ـ عنه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : الاحسان أن تعبد اللّه كأنّك تراه، فان لم تكن تراه فانّه يراك[11]
احسان اين است كه خدا را چنان عبادت كني كه گويي او را مي‌بيني; زيرا اگر تو او را نمي‌بيني او كه تو را مي‌بيند.
33ـ قال الامام الصادق ـ عليه السّلام ـ : (في قصّة يوسف و زليخا): لمّا همّت به و همّ بها، قالت: كما أنت! قال: و لِم؟ قالت: حتّي أُغَطِيَ وجه الصّنم لا يرانا، فذكر اللّه عند ذلك و قد علم أنّ اللّه يراه، فَفَرَّ منها[12].
امام صادق ـ عليه السّلام ـ (درباره‌ي داستان يوست و زليخا): چون زليخا آهنگ يوسف كرد و يوسف آهنگ زليخا، زليخا گفت: اندكي درنگ كن. يوسف گفت: چرا؟ زليخا گفت: تا صورت بت را بپوشانم كه ما را نبيند. در اين هنگام يوسف به ياد خدا افتاد و دانست كه خداوند او را مي‌بيند، لذا از زليخا گريخت.
34ـ قال الامام الباقر ـ عليه السّلام ـ (أيضا): فقال لها يوسف: ما صَنَعتِ؟ طرحت عليه ثوبا أستحي أن يرانا! قال: فقال يوسف: فأنتِ تستحين من صنمك و هو لا يسمع و لا يبصر، و لا أستحي أنا من ربّي؟![13]
در خبري ديگر، امام باقر ـ عليه السّلام ـ فرمود: يوسف به زليخا گفت: چه كردي؟ زليخا گفت: روي بت پارچه‌اي انداختم؛ زيرا خجالت مي‌كشم كه ما را ببيند. يوسف گفت: تو از بت خود كه نه مي‌شنود و نه مي‌بيند شرم مي‌كني و من از پروردگارم شرم نكنم؟
35ـ قال الامام الصادق ـ عليه السّلام ـ في قوله تعالي: (و لا تعملون من عمل الاّ كنّا عليكم شهودا) كان رسول اللّه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ اذا قرأ هذه الآية بكي بكاءا شديدا[14]
امام صادق ـ عليه السّلام ـ درباره‌ي آيه‌ي‌ «هيچ عملي نمي‌كنيد جز اين كه وقتي دست به آن مي‌زنيد ما بر شما گواه و ناظريم»، فرمود: رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ هر گاه اين آيه را مي‌خواند به شدّت مي‌گريست.
انواع عبادت
36ـ قال الامام علي ـ عليه السّلام ـ : التّفكّر في ملكوت السّماوات و الأرض عبادة المخلصين[15].
امام علي ـ عليه السّلام ـ : انديشيدن در ملكوت آسمان‌ها و زمين، عبادت مخلصان است.
37ـ عنه ـ عليه السّلام ـ : التفكّر في آلاء اللّه نعم العبادة.[16]
انديشيدن در نعمت‌هاي خداوند، نيكو عبادتي است.
38ـ في حديث المعراج: يا أحمد، انّ العبادة عشرة أجزاء تسعة منها طلب الحلال، فان أطيب مطعمك و مشربك فأنت في حفظي و كنفي[17]
در حديث معراج آمده است: اي احمد! عبادت ده قسمت است كه نه قسمت آن طلب روزي حلال مي‌باشد; پس، اگر خوراك و نوشيد نيت پاك و حلال باشد در پناه و حمايت من هستي.
39ـ قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ العبادة عشرة أجزاءٍ، تسعة أجزاءٍ في طلب الحلال.[18]
پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : عبادت ده بخش است كه نه بخش آن طلب روزي حلال مي‌باشد.
40ـ عنه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : العبادة سبعون جزءا، و أفضلها جزءاً طَلَبُ الحلال.[19]
عبادت هفتاد جزء است و برترين جزء آن طلب روزي حلال است.
41ـ قال الامام علي ـ عليه السّلام ـ : انّ من العبادة لين الكلام و افشاء السّلام[20].
امام علي ـ عليه السّلام ـ : به نرمي سخن گفتن و سلام كردن به مردم عبادت است.
44ـ قال رسول اللّه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : نظر الولد الي والديه حبّا لهما عبادة[21].
پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : نگاه مهرآميز فرزند به پدر و مادر عبادت است.
43ـ قال الامام الصادق ـ عليه السّلام ـ : انّ فوق كلّ عبادة عبادة، و حبّنا أهل البيت أفضل عبادة[22]
امام صادق ـ عليه السّلام ـ : برتر از هر عبادت، عبادتي است و دوست داشتن ما اهلبيت برترين عبادت مي‌باشد.
44ـ قال رسول اللّه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : النّظر الي العالم عبادة، و النّظر الي الامام المقسط عبادة، و النّظر الي الوالدين برأفة و رحمة عبادة، و النّظر الي أخ تَوَدُه في اللّه عزّوجّل عبادة[23].
پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : نگريستن به دانشمند عبادت است، نگريستن به پيشواي دادگر عبادت است، نگاه دلسوزانه و مهرآميز به پدر و مادر عبادت است و نگريستن به برادري كه براي خداي عزوجل دوستش داري عبادت است.
45ـ عنه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : حسن الظّنّ باللّه من عبادة اللّه تعالي[24].
خوش گماني به خداوند، از عبادت خداي تعالي است.
46ـ قال الجبرئيل ـ عليه السّلام ـ : يا محمّد، لو كانت عبادتنا علي وجه الأرض لعملنا ثلاث خصال: سقي الماء للمسلمين، و اغاثة أصحاب العيال. و ستر الذّنوب[25].
جبرئيل ـ عليه السّلام ـ : اي محمد!! اگر قرار بود ما در روي زمين عبادت كنيم، سه كار مي‌كرديم، آب دادن به مسلمانان، كمك كردن به مردان عيالوار و پوشاندن گناهان (عيب پوشي).
47ـ قال المسيح ـ عليه السّلام ـ ـ لرجل: ما تصنع؟ قال: أتعبّد، قال: فمن يعود عليك؟ قال: أخي، قال: أخوك أعبد منك[26].
مسيح ـ عليه السّلام ـ به مردي فرمود: چه كار مي‌كني؟ عرض كرد: عبادت پيشه كرده ام. فرمود: پس چه كسي مخارج تو را تأمين مي‌كند؟ عرض كرد: برادرم. فرمود: برادرت از تو عابدتر است.
انواع عابدان
48ـ قال الامام علي ـ عليه السّلام ـ : انّ قوما عبدوا اللّه رغبة فتلك عبادة التجّار، و انّ قوما عبدو اللّه رهبةً قتلك عبادة العبيد، و انّ قوما عبدو اللّه شكرا فتلك عبادة الأحرار[27].
امام علي ـ عليه السّلام ـ : گروهي به هواي پاداش خدا را عبادت كردند، و اين عبادتِ سوداگران است; دسته‌اي از روي ترس، خدا را عبادت كردند، و اين عبادت بردگان است; و گروهي براي سپاسگذاري خدا را عبادت كردند، و اين عبادت آزادگان است.
49ـ قال الامام الصادق ـ عليه السّلام ـ : (انّ) العبّاد ثلاثة، قوم عبدوا اللّه عزّوجّل خوفا فتلك عبادة العبيد، و قوم عبدوا اللّه تبارك و تعالي طلب الثّواب فتلك عبادة الأُجَراءِ، و قوم عبدوا اللّه عزّوجّل حبّا له فتلك عبادة الأحرار، و هي أفضل العبادة[28]
امام صادق ـ عليه السّلام ـ : عبادت كنندگان سه دسته اند: گروهي خداي عزوجل را از ترس عبادت مي‌كنند، كه اين عبادت بردگان است; گروهي خداي تبارك و تعالي را به طمع ثواب عبادت مي‌كنند، كه اين عبادت مزدوران است; و گروهي خداي عزوجل را از سر عشق و محبت به او عبادت مي‌كنند كه اين عبادت آزادگان است و اين برترين عبادت است.
50ـ عنه ـ عليه السّلام ـ : انّ النّاس يعبدون اللّه عزّوجّل علي ثلاثة أوجه: فطبقة يعبدونه رغبةً في ثوابه فتلك عبادة الحُرَصاءِ و هو الطّمع، و آخرون يعبدونه فَرَقاً من النّار فتلك عبادة العبيد و هي الرّهبة. و لكنّي أعبده حبّاً له عزّوجّل فتلك عبادة الكرام و هو الأمن؛ لقوله عزّوجّل: (و هم من فزع يومئذ آمنون) و لقوله عزّوجّل: (قل ان كنتم تحبّون اللّه...) فمن أحبّ اللّه أحبّه اللّه عزّوجّل، و من أحبّه الله عزوجل كان من الآمنين.[29]
[1]. غرر الحكم: 8529.
[2]. التوحيد: 34 / 2.
[3]. تحف العقول: 223 و 204.
[4]. همان.
[5]. تذكرة الخوّاص: 140.
[6]. تحف العقول: 280.
[7]. كنز الفوائد: 1 / 55.
[8] . نهج البلاغه، الحكمة 97.
[9]. كنز العمال: 5250، 5252، 5254.
[10]. كنز العمال: همان.
[11]. كنر العمال: همان.
[12]. البحار: 12 / 300 / 95 و ص 301 / 97.
[13]. البحار: همان.
[14]. مجمع البيان: 5 / 180.
[15]. غرر الحكم: 1792، 1147.
[16]. همان.
[17]. ارشاد القلوب: 203.
[18] . البحار: 103/18/81.
[19] . معاني الأخبار: 367/1.
[20]. غرر الحكم: 3421.
[21]. تحف العقول: 46.
[22]. المحاسن: 1 / 247 / 462.
[23]. أمالي الطوسّي: 454 / 1015.
[24]. الدرّة الباهرة: 18.
[25]. تنبيه الخواطر: 1 / 39 و ص 65.
[26]. همان.
[27]. نهج البلاغه: الحكمة 237.
[28]. الكافي: 2 / 84 / 5.
[29] . الخصال: 188/259.
@#@
مردم در عبادت خداي عزوجل بر سه گروهند: يك گروه او را به هواي پاداشش عبادت مي‌كند كه اين عبادت آزمندان است و آن طمع باشد; گروهي ديگر او را از ترس دوزخ عبادت مي‌كنند كه اين عبادت بردگان است و آن ترس باشد; اما من، خداي عزوجل را به خاطر عشق و محبت به او عبادت مي‌كنم و اين عبادت كريمان است و آن مايه‌ي امن و امان باشد; به دليلِ اين سخن خداي عزوجل كه: «و آنان از ترس و هراس آن روز در امانند» و نيز به دليل اين سخن او عزوجل كه: «بگو اگر خدا را دوست داريد...» بنابراين، هر كه خدا را دوست بدارد خداي عزوجل نيز او را دوست دارد و هر كه خداوند عز و جل دوستش بدارد از وحشت وز قيامت در امان است.
51ـ قال الامام زين العابدين ـ عليه السّلام ـ : انّي أكره أن اعبد اللّه و لا غرض لي الاّ ثوابه. فأكون كالعبد الطّمع المطمّع، ان طمع عمل و الاّ لم يعمل، و أكره أن (لا) أعبده الاّ لخوف عقابه، فأكون كالعبد السّوء، ان لم يخف لم يعمل. قيل: فلم تعبده؟ قال: لما هو أهله بأياديه علي و انعامه[1].
امام سجاد ـ عليه السّلام ـ : من خوش ندارم كه خدا را عبادت كنم در حالي كه از اين كار غرضي جز پاداش او نداشته باشم; زيرا در اين صورت مانند برده‌ي طمعكار هستم كه اگر به چيزي چشم داشته باشد كار مي‌كند و گر نه كار نمي‌كند; همچنين خوش ندارم كه خدا را جز به سبب ترس از كيفر او عبادت نكنم، چه در اين حال همچون بنده‌ي نابكاري خواهم بود كه اگر نترسد كار نمي‌كند. عرض شد: پس، براي چه خدا را عبادت مي‌كني؟ فرمود: زيرا او به سبب الطاف و نعمت‌هايش به من، سزاوار عبادت است.
52ـ قال الامام الرّضا ـ عليه السّلام ـ : لو لم يخوّف اللّه النّاس بجنّة و نار لكان الواجب أن يطيعوه و لا يعصوه; لتفضّله عليهم و احسانه اليهم و ما بدأهم به من انعامه الّذي ما استحقّوه[2].
امام رضا ـ عليه السّلام ـ : اگر خداوند مردم را به بهشت و دوزخي هم وعده و وعيد نمي‌داد، باز لازم بود كه از او اطاعت كنند و نافرمانيش نكنند; زيرا به آنان تفضل و نيكي فرموده و نعمت هايش را در اختيارشان گذاشته است، بي آن كه (به سبب انجام عملي) استحقاق آن را داشته باشند.
عبادت غير خدا
53ـ قال الامام علي ـ عليه السّلام ـ : العبيد ثلاثة، عَبدٌ رِقٍّ، و عَبدُ شَهوَةٍ، وَ عَبدُ طَمَعٍ[3].
امام علي ـ عليه السّلام ـ : بندگان سه گونه اند: بنده‌ي زر خريد، بنده‌ي شهوت و بنده‌ي طمع.
54ـ قال الامام الصادق ـ عليه السّلام ـ : ليس العبادة هي السّجود و لا الرّكوع، انّما هي طاعة الرّجال، من أطاع المخلوق في معصية الخالق فقد عبده[4].
امام صادق ـ عليه السّلام ـ : عبادت به سجود و ركوع نيست بلكه فرمانبري از رجال است; هر كه فرمان آفريده‌اي را كه مخالف فرمان آفريدگار است اطاعت كند بي‌گمان او را عبادت كرده است.
55ـ قال الامام الباقر ـ عليه السّلام ـ : من أصغي الي ناطق فقد عبده، فان كان النّاطق يؤدّي عن اللّه عزّوجّل فقد عبداللّه، و ان كان النّاطق يؤدّي عن الشيّطان فقد عبد الشّيطان[5].
امام باقر ـ عليه السّلام ـ : هر كه به گوينده‌اي گوش سپارد، او را بندگي كرده است; اگر آن گوينده از طرف خداي عزوجل بگويد، شنونده خدا را عبادت كرده و اگر از طرف شيطان بگويد، شيطان را عبادت كرده است.
56ـ قال الامام علي ـ عليه السّلام ـ : من عبد الدّنيا و آثرها علي الآخرة استوخم العاقبة[6].
امام علي ـ عليه السّلام ـ : هر كه بندگي دنيا كند و آن را بر آخرت بر گزيند، فرجامش ناگوار باشد.
57ـ قال رسول اللّه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : ملعون ملعون من عبد الدّينار و الدّرهم[7].
پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : از رحمت خدا به دور است، كسي كه بندگي دينار و درهم كند.
58ـ قال الامام الصادق ـ عليه السّلام ـ : من أطاع رجلاً في معصية فقد عبده[8].
امام صادق ـ عليه السّلام ـ : هر كه از مردي در معصيت خدا فرمان برد، هر آينه او را بندگي كرده است.
59ـ قال الامام علي ـ عليه السّلام ـ : من قضي حقّ من لا يقضي حقّه فقد عبده[9].
امام علي ـ عليه السّلام ـ : هر كه حق كسي را به جا آورد كه حق او را به جا نمي‌آورد، هر آينه او را بندگي كرده است[10].
60ـ قال الامام الصادق ـ عليه السّلام ـ (و قد سأله أبو بصير عن قوله تعالي: (اتّخذوا أحبارهم و رهبانهم أرباباً من دون اللّه) أما و اللّه ما دعوهم الي عبادة أنفسهم، و لو دعوهم الي عباده أنفسهم لما أجابوهم، و لكن أحلّوا لهم حراماً و حرّموا عليهم حلالاً، فعبدوهم من حيث لا يشعرون[11].
امام صادق ـ عليه السّلام ـ در پاسخ به سؤال ابو بصير درباره‌ي از آيه‌ي «يهود علما و راهبان خود را، به جاي خدا، خدايان خود گرفتند»، فرمود: به خدا سوگند علما و راهبان يهود آنان را به عبادت خود فرا نخواندند. اگر ايشان را به عبادت خود دعوت مي‌كردند قطعاً دعوتشان را نمي‌پذيرفتند! بلكه حرامي را براي آنان حلال كردند و حلالي را حرام و بدين ترتيب، ناخود آگاه علما و راهبان خود را عبادت و بندگي كردند.
61ـ قال الامام علي ـ عليه السّلام ـ : تدبّروا أحوال الماضين من المؤمنين قبلكم. كيف كانوا في حالِ التّمحيصِ و البلاءِ... اتّخذتهُم الفراعنة عبيداً فساموهم سوءَ العذابِ، وَجَرَّعوهم المِرار[12].

امام علي ـ عليه السّلام ـ : در احوال مؤمناني كه پيش از شما بوده‌اند، بينديشيد كه در حال آزمايش و بلا چگونه بودند؟!... فرعونيان آنان را به بندگي گرفتند و بدترين شكنجه‌ها را به آنها چشاندند و انواع تلخي‌ها را جرعه جرعه در كامشان ريختند.
برترين عبادت
62ـ قال الامام الصادق ـ عليه السّلام ـ : أفضل العبادة العلم باللّه و التّواضع له[13].
امام صادق ـ عليه السّلام ـ : برترين عبادت، شناخت خدا و فروتني براي اوست.
63ـ عنه ـ عليه السّلام ـ : أفضل العبادة إِدمانُ التّفكر في اللّه و في قدرته[14].
برترين عبادت، انديشيدن مداوم درباره‌ي خدا و قدرت اوست.
64ـ قال رسول اللّه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : أفضل العبادة قول «لا اله الاّ اللّه و لا حول و لا قوّة الاّ باللّه»، و خير الدّعاء الاستغفار، ثمّ تلا النّبيُّ ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : (فاعلم أنّه لا اله الاّ اللّه و استَغفِر لذَنبِك)[15].
پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : برترين عبادت گفتن جمله‌ي «لا اله الاّ اللّه و لا حول و لا قوّة الا باللّه» است و بهترين دعا استغفار است. سپس پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ اين آيه را تلاوت كرد: «بدان كه خدايي جز اللّه نيست و از گناهت آمرزش بخواه».
65ـ قال الامام الجواد ـ عليه السّلام ـ : أفضل العبادة الاخلاص[16].
امام جواد ـ عليه السّلام ـ : برترين عبادت، اخلاص است.
66ـ قال الامام علي ـ عليه السّلام ـ : أفضل العبادة العفاف[17].
امام علي ـ عليه السّلام ـ : برترين عبادت، پاكدامني است.
67ـ عنه ـ عليه السّلام ـ : أفضل العبادة غلبة العادة[18].
برترين عبادت، چيره آمدن بر عادت است.
68ـ عنه ـ عليه السّلام ـ : أفضل العبادة الزَّهادَة[19].
برترين عبادت، دل بر كندن از دنياست.
69ـ عنه ـ عليه السّلام ـ : أفضل العبادة الفكر[20]
برترين عبادت، انديشيدن است.
70ـ قال رسول اللّه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : أفضل العبادة الفقه[21].
پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : برترين عبادت، فقه (فهم دين) است.
71ـ قال الامام الكاظم ـ عليه السّلام ـ : ما عبداللّه بشيء أفضل من العقل[22].
امام كاظم ـ عليه السّلام ـ : خداوند به چيزي برتر از خِرَد، عبادت نشده است.
72ـ قال الامام الصادق ـ عليه السّلام ـ : و اللّه ما عبداللّه بشيء أفضل من أداء حقّ المؤمن[23].
امام صادق ـ عليه السّلام ـ : به خدا سوگند كه خداوند به چيزي برتر از ادا نمودن حق مؤمن، عبادت نشده است.
73ـ قال الامام الباقر ـ عليه السّلام ـ : ما عبداللّه بشيء أفضل مِن عفّةِ بطنٍ و فرجٍ[24].
امام باقر ـ عليه السّلام ـ : خداوند به چيزي برتر از عفت بطن و فرج، عبادت نشده است.
74ـ قال الامام الصادق ـ عليه السّلام ـ : ما عبداللّه بشيء أفضل من الصّمت و المشي الي بيته[25].
امام صادق ـ عليه السّلام ـ : خداوند به چيزي برتر از خاموشي و رفتن به خانه‌ي او (حج)، عبادت نشده است.
75ـ في حديث المعراج: يا أحمد، ليس شيء من العبادة أحبّ الي من الصّمت و الصّوم[26].
در حديث معراج آمده است: اي احمد! هيچ عبادتي نزد من محبوبتر از خاموشي و روزه نيست.
76ـ قال الامام الباقر ـ عليه السّلام ـ (لمّا سئل عن أفضل العبادة): ما من شيء أحبّ الي اللّه عزّوجّل من أن يُسأَلَ و يُطلَبَ ممّا عنده[27].
امام باقر ـ عليه السّلام ـ در پاسخ به پرسش از برترين عبادت، فرمود: نزد خداي عزّوجلّ چيزي محبوبتر از اين نيست كه از آن چه نزد اوست خواسته و طلبيده شود.
77ـ قال الامام علي ـ عليه السّلام ـ : غضّ الطّرف عن محارم اللّه سبحانه أفضل عبادة[28].
امام علي ـ عليه السّلام ـ : چشم بستن از حرام‌هاي خداوند سبحان، برترين عبادت است.
78ـ قال رسول اللّه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : أعظم العبادة أجراً أخفاها[29].
[1]. البحار: 70 / 210 / 33.
[2]. عيوم أخبار الرّضا ـ عليه السّلام ـ : 2 / 180 / 4.
[3]. تنبيه الخواطر: 1 / 49.
[4]. البحار: 72 / 94 / 6.
[5]. الكافي: 6 / 434 / 24.
[6]. الخصال: 632 / 10 و 129 / 132.
[7]. همان.
[8]. الكافي: 2 / 398 / 8.
[9]. نهج البلاغه: الحكمة 164.
[10]. كلمه «عَبَدَهُ» را برخي از شارحان نهج البلاغه به صورت ثلاثي مزيد (عَبَّدَهُ) خوانده‌اند كه در اين صورت معناي جمله چنين است: «هر كه... او را بنده خود كرده است».
[11]. الكافي: 2 / 398 / 7.
[12]. نهم البلاغه، الخطبة 192، أنظر تمام الكلام.
[13]. تحف العقول: 364.
[14]. الكافي: 2 / 55 / 3.
[15]. المحاسن: 1 / 453 / 1045.
[16]. تنبيه الخواطر: 2 / 109.
[17]. الكافي: 2 / 468 / 8.
[18]. غرر الحكم: 2873.
[19]. غرر الحكم: 2872، 2907.
[20]. همان.
[21]. الخصال: 30 / 104.
[22]. الكافي: 1 / 18 / 12.
[23]. الاختصاص: 28.
[24]. الكافي: 2 / 79 / 1.
[25]. الخصال: 35 / 8.
[26]. ارشاد القلوب: 205.
[27]. مكارم الاخلاق: 2 / 7 / 1976.
[28]. غرر الحكم: 6427.
[29]. قرب الاسناد: 135 / 475.
@#@
پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : بزرگترين ثواب را آن عبادتي دارد كه پنهاني تر انجام گيرد.
79ـ قال الامام علي ـ عليه السّلام ـ : أفضل العبادة اخلاص العمل[1].
امام علي ـ عليه السّلام ـ : برترين عبادت، خالص گردانيدن عمل (براي خدا) است.
80ـ قال رسول اللّه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : أنسك النّاس نسكا أنصحهم جيبا، و أسلمهم قلباً لجميع المسلمين[2].
پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : عابدترين مردم، كسي است كه نسبت به همه‌ي مسلمانان يكرنگ تر و پاك دل تر باشد.
81ـ قال الامام علي ـ عليه السّلام ـ : لا عبادة كالخضوع[3].
امام علي ـ عليه السّلام ـ : عبادتي چون فروتني نيست.
عابدترين مردم
82ـ قال الامام زين العابدين ـ عليه السّلام ـ : يقول اللّه: ابن آدم، اعمل بما افترضت عليك تكن من أعبد النّاس[4].
امام سجاد ـ عليه السّلام ـ : خدا مي‌فرمايد: فرزند آدم! آنچه بر تو فرض كرده ام عمل كن، تا از عابدترين مردمان باشي.
83ـ قال رسول اللّه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : من أتي اللّه بما افترض اللّه عليه فهو من عبد النّاس[5].
پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : هر كس آنچه را كه خداوند بر او واجب ساخته است به جاي آورد، در شمار عابدترين مردمان است.
84ـ قال الامام الصادق ـ عليه السّلام ـ : أعبد النّاس من أقام الفرائض[6].
امام صادق ـ عليه السّلام ـ : عابدترين مردم، كسي است كه واجبات را به پا دارد.
85ـ قال رسول اللّه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : اعمل بفرائض اللّه تكن من أتقي النّاس[7].
پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : به فرايض خدا عمل كن، تا از پرهيزگارترين مردمان باشي.
86ـ قال الامام علي ـ عليه السّلام ـ : لا عبادة كأداء الفرائض[8].
امام علي ـ عليه السّلام ـ : هيچ عبادتي، چون گزاردن واجبات نيست.
87ـ قال الامام الرّضا ـ عليه السّلام ـ : ليست العبادة كثرة الصّيام و الصّلاة، و انّما العبادة كثرة التّفكّر في أمر اللّه[9].
امام رضا ـ عليه السّلام ـ : عبادت به فراواني روزه و نماز نيست بلكه عبادت به بسيار انديشيدن در كار خداست.
88ـ قال الامام علي ـ عليه السّلام ـ : فاعلم أنّ أفضل عباد اللّه عند اللّه امام عادل هُدِيَ وَ هَدَي[10].
امام علي ـ عليه السّلام ـ : بدان، كه برترين بندگان خدا نزد او، پيشواي دادگري است كه خود رهيافته باشد و ديگران را به راه راست رهنمون شود.
بندگان بد
89ـ قال رسول اللّه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : بئس العبدُ عبدٌ له وجهان، يُقبِلُ بِوَجهٍ و يُدبِرُ بِوَجهٍ، إِن أُوتِيَ أخوه المسلم خيراً حَسَدَهُ، و إِن ابتُلِيَ خَذَلَهُ[11].
پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : بد بنده‌اي است، آن بنده‌اي كه دو چهره دارد: با چهره‌اي رو مي‌كند و با چهره‌اي پشت مي‌كند، اگر به برادر مسلمانش نعمتي داده شود، بر او حسد مي‌ورزد و اگر گرفتار شود، تنهايش مي‌گذارد.
90ـ عنه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ ، بئس العبدُ عَبدٌ أَوَّلُهُ نطفةٌ، ثُمَّ يَعُودُ جِيفَةً، ثمّ لايدرِي ما يُفعَلُ به فيما بين ذلك[12].
بد بنده‌اي است، آن بنده‌اي كه آغازش نطفه‌اي است و فرجامش مرداري و در اين ميان نمي‌داند با او چه مي‌شود.
91ـ عنه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : بئس العبدُ عَبدٌ خُلِقَ لِلعبادةِ فَأَلهَتهُ العاجِلَةِ عن الآجِلَةِ، فازَ بالرّغبةِ العاجِلَةِ و شَقِيَ بالعاقِبَةِ[13].
بد بنده‌اي است، آن بنده‌اي كه براي عبادت آفريده شده، اما دنيا او را از آخرت غافل كرده است، به خواهش‌هاي زود گذر دنيوي دست يافته و در عاقبت بدبخت شده است.
92ـ عنه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : بئس العبد عبد تجبّر و اختال، و نسي الكبير المتعال[14].
بد بنده‌اي است، آن بنده كه تكبر و غرور ورزد و خداي بزرگ بلند مرتبه را از ياد برد.
93ـ عنه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : بئس العبد عبد عتا و بغي، و نسي الجبّار الأعلي[15].
بد بنده‌اي است، آن بنده كه سر كشي و طغيان نمايد و خداي جبّار بَرين را فراموش كند.
94ـ عنه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : بئس العبد عبد له هوي يضلّه، و نفس تذلّه[16].
بد بنده‌اي است، آن بنده كه او را هوسي گمراه كننده باشد و نفسي خوار كننده.
95ـ عنه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : بئس العبد عبد له طمع يقوده الي طبع[17]/[18].
بد بنده‌اي است، آن بنده كه او را طمعي باشد كه به ننگ و پستيش كشاند.
عبادت ناپذيرفتني
96ـ قال رسول اللّه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : العبادة مع أكل الحرام كالبناء علي الرّمل، و قيل: علي الماء[19].
پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : عبادتِ توأم با حرام خواري، چون ساختماني است بر روي شن و به قولي: بر روي آب.
97ـ عنه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : انّ لِلّهِ ملكا ًينادي علي بيت المقدس كلّ ليلة: من أكل حراما لم يقبل اللّه منه صرفا و لا عدلا. و الصّرف النّافلة، و العدل الفريضة[20].
خدا را فرشته‌اي است كه هر شب بر فراز بيت المقدس بانگ مي‌زند: هر كس مال حرامي بخورد، خداوند از او نه مستحبي مي‌پذيرد و نه واجبي.
98ـ قال الامام الباقر ـ عليه السّلام ـ : انّ الرّجل اذا أصاب مالا من حرام لم يقبل منه حجّ و لا عمرة و لا صِلَةُ رَحِمٍ; حتّي انّه يفسد فيه الفرج[21].
امام باقر ـ عليه السّلام ـ : هر گاه مرد مالي از حرام به دست آورد، نه حجي از او پذيرفته مي‌شود نه عمره‌اي و نه صله‌ي رحمي، حتي در نطفه اش اثر سوء مي‌گذارد.
99ـ قال رسول اللّه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : لا يكتسب العبد مالا حراما فيتصدّق منه فيوجر عليه، و لا ينفق منه فيبارك (اللّه) له فيه، و لا يتركه خلف ظهره الاّ كان رادّه (زاده) الي النّار[22].
پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : اگر بنده مال حرامي به دست آورد و از آن صدقه بدهد، اجري به او داده نمي‌شود و اگر از آن انفاق كند، خداوند براي او در آن بركت قرار نمي‌دهد و بعد از خود باقي نگذارد مگر اين كه سوق دهنده‌ي (ره توشه‌ي) او به سوي آتش باشد.
100ـ عنه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : درهم يرّده العبد الي الخصماء خير له من عبادة ألف سنة، و خير له من عتق ألف رقبة، و خير له من ألف حجّة و عمرة[23].
درهمي كه بنده به طلبكاران بر مي‌گرداند، براي او بهتر از هزار سال عبادت و بهتر از آزاد كردن هزاز بنده و بهتر از گزاردن هزار حج و عمره است.
101ـ عنه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : من اكتسب مالا حراما لم يقبل اللّه منه صدقة و لا عتقا و لا حجا و لا اعتمارا، و كتب اللّه جلّ و عزّ بعدد أجر ذلك أوزارا، و ما بقي منه بعد موته كان زاده الي النّار، و من قدر عليها فتركها مخافة اللّه عزّوجّل دخل في محبّة اللّه عزّوجّل و رحمته، و يؤمر به الي الجنّة[24].
هر كه مال حرامي را كسب كند، خداوند از او نه صدقه و زكاتي مي‌پذيرد و نه آزاد كردن بنده‌اي و نه حجّي و نه عمره‌اي و خداوند عزّوجلّ به اندازه‌ي ثواب اين كارها براي او گناه بنويسد و آنچه از آن مال پس از مرگ او باقي ماند، ره توشه‌اش به سوي دوزخ باشد. اما اگر كسي مال حرامي را به دست آورد و از ترس خداي عزوجل آن را رها كند، مشمول محبّت و رحمت خداوند عزّوجلّ گردد و دستور داده شود كه او را به بهشت برند.
102ـ قال الامام الباقر ـ عليه السّلام ـ : من أصاب مالا من أربع لم يقبل منه في أربع: من أصاب مالا من غلول أو ربا أو خيانة أو سرقة، لم يقبل منه في زكاة و لا في صدقة و لا في حجّ و لا في عمرة[25].
امام باقر ـ عليه السّلام ـ : هر كه از چهار راه مالي به دست آورد، چهار چيز از او پذيرفته نشود: كسي كه از راه دزديدن غنايم يا ربا يا خيانت (در امانت) يا سرقت مالي به دست آورد نه زكاتي از او پذيرفته مي‌شود، نه صدقه‌اي، نه حجّي و نه عمره اي.
نشاط در عبادت
103ـ قال الامام علي ـ عليه السّلام ـ مِن كِتابِهِ إلَي الحارِثِ الهمداني ـ : خادع نفسك في العبادة و ارفق بها و لا تقهرها، و خذ عفوها و نشاطها، الاّ ما كان مكتوبا عليك من الفريضة، فانّه لا بدّ من قضائها و تعاهدها عند محلّها[26].
امام علي ـ عليه السّلام ـ در نامه خود به حارث همداني مي‌فرمايد: نفس خود را براي عبادت كردن بفريب و با آن مدارا كن و به زور به عبادت وادارش مساز و از اوقات فراغت و سر خوشي آن (براي عبادات مستحبي) بهره بر گير، مگر فرايضي كه بر تو واجب گشته است كه در اين موارد بايد آنها را به موقع انجام دهي و بر آنها مواظبت نمايي.
104ـ قال رسول اللّه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : آفة العبادة الفترة[27].
پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : آفت عبادت سستي است.
105ـ قال الامام زين العابدين ـ عليه السّلام ـ (في الدّعاء): أسالك من الشّهادة أقسطها، و من العبادة أنشطها[28].
امام سجاد ـ عليه السّلام ـ (در دعا): خدايا! از شهادت دادن، عادلانه ترين آن را و از عبادت با نشاط ترينش را از تو مسألت دارم.
106ـ قال رسول اللّه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : خذوا من العبادة ما تطيقون: فانّ اللّه لا يسأم حتّي تَسأمُوا[29].
[1]. غرر الحكم: 3315.
[2]. الكافي: 2 / 163 / 2.
[3]. غرر الحكم: 10506.
[4]. تحف العقول: 281.
[5]. الخصال: 125 / 122 و 16 / 56.
[6]. همان.
[7]. أمالي الطوسي: 120 / 187.
[8]. نهج البلاغه: الحكمة 113.
[9]. تحف العقول: 442.
[10]. نهج البلاغة: الخطبة 164.
[11]. نوادر الراوندّي: 22.
[12]. نوادر الراوندّي: 22.
[13]. همان.
[14]. همان.
[15]. همان.
[16]. همان.
[17]. أي الدنس (النهاية: 3 / 112).
[18]. نوادر الراوندّي: 23.
[19]. عدّة الداعي: 141 و 140.
[20]. همان.
[21]. أمالي الطوسي: 680 / 1447.
[22]. عدّة الداعي: 93.
[23]. جامع الأخبار: 441 / 1243.
[24]. أعلام الدين: 414.
[25]. أمالي الصدوق: 358 / 4.
[26]. نهج البلاغة: الكتاب 69.
[27]. تحف العقول: 6.
[28]. البحار: 94 / 155 / 22.
[29]. كنز العمّال: 5301.
@#@
پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : از عبادت به اندازه‌اي كه توان داريد، برگيريد; زيرا خداوند خسته نمي‌شود مگر آن گاه كه شما خسته شويد.
107ـ قال الامام الصادق ـ عليه السّلام ـ : لا تُكَرِّهوا الي أنفسكم العبادة[1].
امام صادق ـ عليه السّلام ـ : عبادت را به نفس‌هاي خود تحميل نكنيد.
كوتاهي در عبادت
108ـ قال الامام علي ـ عليه السّلام ـ (في صفة الملائكة): و انّهم علي مكانهم منك، و منزلتهم عندك، و استجماع أهوائهم فيك، و كثرة طاعتهم لك، و قلّة غفلتهم عن أمرك، لو عاينوا كنه ما خفي عليهم منك لحقّروا أعمالهم، و لزرفا أنفسهم، و لعرفوا أنّهم لم يعبدوك حقّ عبادتك، و لم يطيعوك حقّ طاعتك[2].
امام علي ـ عليه السّلام ـ در توصيف فرشتگان مي‌فرمايد: آنان با همه مقام و منزلتي كه نزد تو دارند و با اين كه همه‌ي دلخواهشان منحصر در توست و با وجود كثرت طاعتشان از تو و اندك بودن غفلتشان از امر تو، اگر حقيقت آنچه از تو را كه بر آنان پوشيده است مشاهده كنند، بي گمان اعمال خود را ناچيز شمارند و خويشتن را سرزنش كنند و پي برند كه تو را چنان كه شايسته‌ي عبادت توست عبادت نكرده‌اند و آن سان كه سزاوار فرمانبري از توست فرمان نبرده اند.
109ـ قال رسول اللّه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : قال اللّه عزّوجّل: لا يتّكل العاملون علي أعمالهم الّتي يعملون بها لثوابي؛ فانّهم لو اجتهدوا و أتعبوا أنفسهم أعمارهم في عبادتي كانوا مقصّرين، غير بالغين في عبادتهم كنه عبادتي فيما يطلبون من كرامتي[3].
پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : خداي عزوجل فرموده است: آنها كه براي ثواب من عمل مي‌كنند، نبايد به اعمالي كه انجام مي‌دهند تكيه كنند; زيرا اگر همه‌ي عمر در عبادت من بكوشند و خود را به رنج و زحمت اندازند، باز حقّ آن را ادا نكنند و به كنه عبادت من كه در طلب بخشش و كرامت من انجام مي‌دهند نرسند.
110ـ قال الامام الكاظم ـ عليه السّلام ـ : عليك بالجدّ، لا تخرجنّ نفسك من حدّ التّقصير في عبادة اللّه عزّوجّل و طاعته; فانّ اللّه لا يعبد حقّ عبادته[4].
امام كاظم ـ عليه السّلام ـ : همواره بكوش و هرگز خود را در عبادت و طاعت خداي عزّوجلّ بي‌تقصير مدان; زيرا خداوند آن گونه كه شايسته‌ي پرستش است، پرستش نمي‌شود.
111ـ عنه ـ عليه السّلام ـ : أكثر من أن تقول: اللّهم لا تجعلني من المعارين و لا تخرجني من التّقصير. قال: قلت: أمّا المعارون فقد عرفت أنّ الرّجل يعار الدّين ثمّ يخرج منه، فما معني لا تخرجني من التّقصير؟ فقال: كلّ عمل تريد به اللّه عزّوّجل فكن فيه مقصّرا عند نفسك; فانّ النّاس كلّهم في أعمالهم فيما بينهم و بين اللّه مقصّرون الاّ من عَصَمَهُ اللّه عزّوجّل[5].
بسيار بگو: خدايا! مرا از عاريه داران قرار مده و از حد تقصير بيرونم مبر. راوي مي‌گويد: عرض كردم: معناي عاريه داران را مي‌دانم كه مردي دين را به طور عاريه مي‌گيرد و سپس از آن خارج مي‌شود. اما معناي «مرا از حد تقصير بيرونم مبر» چيست؟ حضرت فرمود: هر كاري كه براي خدا انجام مي‌دهي خود را در آن مقصر بدان; زيرا همه‌ي مردم در كارهايي كه براي خدا مي‌كنند، مقصر هستند مگر كسي كه خداي عزوجل نگهش دارد.
112ـ قال الامام الباقر ـ عليه السّلام ـ (لجابر): يا جابر! لا أخرجك اللّه مِن النّقص و (لا) التّقصير[6].
امام باقر ـ عليه السّلام ـ به جابر فرمود: اي جابر! خداوند تو را از كاستي و تقصير بيرون نبرد.[7]
113ـ قال الامام علي ـ عليه السّلام ـ (في خلقه الملائكة): أما انّهم علي مكانتهم منك، و طاعتهم ايّاك، و منزلتهم عندك، و قلّة غفلتهم عن أمرك، لو عاينوا ما خفي عنهم منك لاحتقروا أعمالهم، و لأزروا علي أنفسهم، و لعلموا أنّهم لم يعبدوك حقّ عبادتك، سبحانك خالقا و معبودا![8].
امام علي ـ عليه السّلام ـ درباره آفرينش فرشتگان مي‌فرمايد: آنان با همه‌ي منزلتي كه نزد تو دارند و طاعتي كه مي‌كنند و جايگاهي كه نزدت دارند و كمتر از كار تو غافل و بي خبرند، اگر آن چه را از (عظمت) تو بر آنها پوشيده است مشاهده كنند، هر آينه اعمال خود را ناچيز شمارند و خويشتن را سر زنش نمايند و در يابند كه تو را چنان كه حق توست بندگي نكرده اند. پاكي تو اي آفريدگار و اي معبود!
114ـ عنه ـ عليه السّلام ـ (في المناجاة): الهي! ان كنت لا ترحم الاّ المجدّين في طاعتك فإلي من يفزع المقصّرون؟! و ان كنت لا تقبل الاّ من المجتهدين فإلي من يلتجئُ المفرّطون؟![9].
امام علي ـ عليه السّلام ـ (در مناجات): الهي! اگر تو تنها به كساني رحم كني كه در طاعت تو مي‌كوشند، پس تقصير كاران به سوي چه كسي بگريزند و اگر تنها از كساني مي‌پذيري كه سختكوشند پس كوتاهي كنندگان به چه كسي پناه برند؟
پاداش اخلاص در عبادت
115ـ قال الامام الحسين ـ عليه السّلام ـ : من عبداللّه حقّ عبادته آتاه فوق أمانيه و كفايته[10].
امام حسين ـ عليه السّلام ـ : هر كه خدا را چنان كه حق عبادت اوست عبادت كند، خداوند برتر از آرزوها و بيشتر از حد كفايتش به او عطا فرمايد.
116ـ قال رسول اللّه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : اذا قال (أي العبد): ايّاك نعبد، قال اللّه عزّوجّل: صدق عبدي ايّاي يعبد، اشهدكم لاثيبنّه علي عبادته ثوابا يغبطه كلّ من خالفه في عبادته لي[11].
پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : هر گاه (بنده) بگويد: تنها تو را بندگي مي‌كنيم. خداي عزّوجلّ فرمايد: بنده ام راست مي‌گويد. او فقط مرا بندگي مي‌كند; شما را گواه مي‌گيرم كه به او براي عبادتش چنان پاداشي دهم كه هر كس بر خلاف عبادت او رفته بر وي رشك برد.
117ـ قال الامام الباقر ـ عليه السّلام ـ : لا يكون العبد عابداً لله حقّ عبادته حتّي ينقطع عن الخلق كلّه اليه، فحينئذ يقول: هذا خالص لي فيتقبّله بكرمه[12].
امام باقر ـ عليه السّلام ـ : بنده، خدا را چنان كه سزاوار است عبادت نكند مگر آن گاه كه از همه‌ي خلايق ببرد و به او روي آورد; در اين هنگام است كه خداوند مي‌فرمايد: اين بنده‌ي خالص من است; پس با كَرَم خود او را مي‌پذيرد.
موانع لذت بردن از عبادت
118ـ قال الامام علي ـ عليه السّلام ـ : كيف يجد لذّة العبادة من لا يصوم عن الهوي؟![13].
امام علي ـ عليه السّلام ـ : چگونه لذت عبادت را بچشد، كسي كه از هوي و هوس باز نمي‌ايستد؟
119ـ قال المسيح ـ عليه السّلام ـ : بحقّ أقول لكم: انّه كما ينظر المريض الي طيّب الطّعام فلا يلتذه مع ما يجده من شدّة الوجع، كذلك صاحب الدّنيا لا يلتذّ بالعبادة و لا يجد حلاوتها مع ما يجد من حبّ المال[14].
مسيح ـ عليه السّلام ـ : حقيقتي را به شما بگويم:همان گونه كه شخص بيمار به خوراك خوب و خوشمزه مي‌نگرد اما به سبب درد شديدي كه دارد از آن لذتي نمي‌برد، دنيا دار نيز با وجود مال دوستي از عبادت لذت نمي‌برد و طعم شيرين آن را نمي‌چشد.
120ـ عنه ـ عليه السّلام ـ : بحقّ أقول لكم: من لا ينقّي من زرعه الحشيش يَكثُر فيه حتّي يغمره فيفسده، و كذلك من لا يخرج من قلبه حبّ الدّنيا يغمره حتّي لا يجد لحبّ الآخرة طعما[15].
حقيقتي را به شما بگويم: كسي كه علف‌هاي هرز زراعت خود را وجين نكند، آن علف‌ها زياد مي‌شود تا جايي كه تمام مزرعه را فرا مي‌گيرد و زراعت را از بين مي‌برد; همچنين كسي كه دوستي دنيا را از دلش بيرون نكند، دنيا دوستي دلش را فرا گيرد تا جايي كه طعم آخرت دوستي را نچشد.
121ـ في أخبار داود ـ عليه السّلام ـ : ما لأوليائي و الهمّ بالدّنيا؟ انّ الهمّ يذهب حلاوة مناجاتي من قلوبهم. يا داود! انّ محبّتي من أوليائي ان يكونوا روحانيّين لايغتمّون[16].
در خبرهاي داود ـ عليه السّلام ـ آمده است: دوستان مرا چه به غم دنيا خوردن؟ غم دنيا شيرني مناجات را از دل‌هايشان مي‌برد. اي داود! من دوست دارم كه دوستان من روحاني باشند و غم دنيا را به خود راه ندهند.
رها كردن عبادت
122ـ قال رسول اللّه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : ما أقبح الفقر بعد الغني، و أقبح الخطيئة بعد المسكنة! و أقبح من ذلك العابد للّه ثمّ يدع عبادته[17].
پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : چه زشت است نيازمندي پس از توانگري و چه زشت است گناه با وجود درويشي و ضعف و زشت‌تر از اينها كار كسي است كه عبادت خدا را پيشه كند و سپس آن را رها سازد.
123ـ قال الامام الكاظم ـ عليه السّلام ـ : ما أقبح الفقر بعد الغني، و أقبح الخطيئة بعد النّسك! و أقبح من ذلك العابد للّه ثمّ يترك عبادته[18].
امام كاظم ـ عليه السّلام ـ : چه زشت است نيازمندي بعد از توانگري و چه زشت است گناه به دنبال عبادت و زشت تر از اينها كار كسي است كه عبادت خدا را پيشه كند و سپس از عبادتش دست شويد.
همه‌ مردم بندگان خدايند
124ـ قال رسول اللّه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : لا يقولنّ أحدكم: عبدي و لا أَمَتي، كلّكم عبيد اللّه و كلّ نسائكم إِماءُ اللّه، و لكن ليقل: غلامي و جاريتي و خادمي و فِتياني[19].
پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : مبادا كسي از شما بگويد: بنده‌ي من، كنيز من. همه‌ي شما بندگان خداييد و زنانتان همگي كنيزان اويند. بلكه بايد بگويد: غلام من، كلفت من، خدمتكار من و نوكر من.
.
[1]. الكافيف: 2 / 86 / 2.
[2]. نهج البلاغه: الخطبة 109.
[3]. أمالي الطوسّي: 212 / 368، التمحيص: 57 / 115.
[4]. الكافي: 2 / 72 / 1 و ص 72 / 4 و ح 2.
[5]. همان.
[6]. همان.
[7] . يعني خداوند توفيقت دهد كه هميشه عبادتت را ناقص و خودت را در طاعت و بندگي خدا مقصّر بداني. يا خودت را ناقص و مقصر بداني؛ زيرا با احساس نقص و كمبود آدمي از تكبّر بيرون مي‌آيد و با احساس تقصير از خودپسندي و غرور و تنبلي در عبادت، دست مي‌شويد.
[8]. نور الثقلين: 4 / 350 / 22.
[9]. البلد الأمين: 314.
[10]. التفسير المنسوب الي الامام العسكري ـ عليه السّلام ـ : 327/179.
[11]. أمالي الصدوق: 147 / 1.
[12]. مستدرك الوسائل: 1 / 101 / 91.
[13]. غرر الحكم: 6985.
[14]. تحف العقول: 507، 509.
[15]. همان.
[16]. مسكّن الفؤاد: 80.
[17]. الكافي: 2 / 84 / 6.
[18]. تحف العقول: 397.
[19]. تنبيه الخواطر: 1 / 9.
محمد محمدي ري شهري ـ ميزان الحكمة ـ ص 3410
مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :