امروز:
سه شنبه 3 مرداد 1396
بازدید :
784
آيا قرآن كريم، دربارة محدوديت آزادي‎هاي فردي و سياسي سخن گفته است؟

واژه «آزادي» در لغت، به معناي قدرت انتخاب، رهايي، خالص شدن از آميختگي، مبرا بودن از عيب و نقص وميانه شيء است و در اصطلاح، معاني گوناگون دارد كه تا بيش از دويست تعريف مي‎رسد، به عنوان نمونه، آزادي عبارت است از «فقدان موانع در راه تحقق آرزوهاي انسان»[1]
از نظر اسلام، انسان موجودي است كه به صورت خدادادي و فطري داراي آزادي و قدرت انتخاب مي باشد. خدا با دادن عقل به انسان و فرستادن پيامبران و كتب آسماني، حق و باطل، راه هدايت و رستگاري و گمراهي و بدبختي را به او نشان داده، تا آزادانه بينديشد و با انتخاب خود راه صحيح را برگزيند: « وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ؛[2] بگو: اين حق است از سوي پروردگارتان! هر كس مي‎خواهد ايمان بياورد (و اين حقيقت را پذيرا شود) و هر كس مي‎خواهد كافر گردد».
خداوند اگر مي‎خواست مي‎توانست همة انسان‎ها را به صورت اجبار و تحميلي به راه حق و سعادت هدايت نمايد؛ ولي سنّتش بر اين قرار گرفته است كه انسان آزادانه و با اراده و اختيار خود راه حق الهي را انتخاب نمايد، چرا كه آن چه ارزشمند است، انتخاب آزادانه است و ايمان اجباري در پيشگاه خداوند ارزشي ندارد: «وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدى؛ (انعام، آية 35) اگر خدا بخواهد، آن‎ها را (به اجبار) به هدايت جمع خواهد كرد» (ولي هدايت اجباري، چه سودي دارد؟)
بنابراين، محدوديت‎هايي را كه دنيا براي انسان به وجود آورده، هيچ منافاتي با آزادي انسان ندارد؛ زيرا انسان ديندار آزادانه و با انتخاب خود اين محدوديت‎ها را پذيرفته است، يعني انسان تكوينا قدرت انتخاب دارد، اما معناي قدرت انتخاب داشتن اين نيست كه انسان هيچ قانوني را با انتخاب خود نپذيرد، لازمة انسانيت و عقلانيت انسان، پذيرفتن حدود و ضوابط، در زندگي است. به همين جهت انسان آزادانه مي‎انديشد، فكر مي‎كند و از بين برنامه‎هاي زندگي، بهترين برنامه را براي خود برمي‎گزيند.
افزون بر اين گرچه محدوديت‎هاي ديني مانع از برخي تمايلات انسان مي شود؛ ولي اين نه تنها منفي و بد نيست و به آزادي انسان ضربه نمي‎زند، بلكه يكي از امتيازات دين و تأمين كنندة آزادي واقعي انسان است، چون آزادي مطلق و بي‎قيد و بند به اين معنا كه انسان هر گونه تمايلي كه خواست اشباع كند و هميشه به غرايز خود پاسخ دهد، امتياز و برتري براي انسان به حساب نمي‎آيد و نمي‎تواند ماية سعادت انسان باشد؛ اين گونه آزادي، در واقع بندة هوي و هوس و خواهش‎هاي حيواني بودن است كه خود بالاترين اسارت و بندگي مي باشد. روايات زيادي از معصومين ـ عليهما السلام ـ وارد شده كه اسير هواي نفس و بنده طمع، هيچ گاه آزادي ندارد، به همين دليل آزادي اجتماعي بدون آزادي معنوي، روحي و فكري ممكن نيست. حضرت علي ـ عليه السلام ـ در اين باره مي‎فرمايد: «لا تكن عبد غيرك جعلك الله حرّا؛ بندة ديگران مباش كه خدا تو را آزاد قرار داده است.» آن گاه كه درون جان بنده هوي و هوسي باشد انسان بنده ديگران خواهد شد.
آزادي واقعي آن است كه انسان قوا و غريزه‎هاي خود را مهار كند و در بند غضب، حرص، طمع، آز، جاه‎طلبي و... نباشد. بتواند بر خواهش‎هاي نفساني خود مسلط باشد و اسير بت‎هاي دروني و بيروني نباشد، لذا قرآن به انسان مي‎گويد: كه اي انسان! بندة شياطين، شهوات و هواهاي نفساني نباش، روح خود را از قيد و بند ماديات و جاذبه‎هاي دنيايي و تمايلات نفساني رها ساز و اگر مي‎خواهي بنده باشي از قيد همة بندگي‎ها خود را آزاد و بندة آن كس باش كه شايستگي بندگي را دارد.
يكي از اهداف مهم پيامبران الهي نيز آزاد كردن انسان‎ها از اسارت و زنجيرهاي دروني و بيروني بوده است: «وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ،[3] با جهاد اكبر و مجاهده با نفس، آزادي معنوي ايجاد مي‎كنند و سپس با جهاد اصغر آزادي منطقي اجتماعي را بدست مي‎آورند. اگر انسان به برنامه‎هاي دين حق باشد، از اسارت‎ها و بندگي‎هاي رها و آزادي‎هاي دروني و بيروني را به دست خواهد آورد.
در اجتماع و حكومت، اقتصاد، حقوق، عقيده، قلم، بيان و... اگر قوانيني حاكم نباشد چيزي جز هرج و مرج و فساد و بي‎بند و باري نخواهد بود، پس خوب است، قوانيني بر پايه عقل و وحي الهي، تدوين شود، تا سعادت انسان‎ها را تضمين و آزادي واقعي را به ارمغان آورد.[4]
با توجه به گستردگي مبحث آزادي، در اين پاسخ به اختصار به انواع آزادي و سپس به حدود آن‎ها از نظر قرآن اشاره مي‎كنيم.

انواع آزادي:
1. آزادي انديشه: آزادي معنوي و اخلاقي چيزي است كه انسان در درون جانش اسير شهوات، حرص، طمع، مقام و خرافات، شرك نمي شود: و تعقل و آزاد انديشي، زير بناي انتخاب صحيح هدف، مسير و شيوه زندگي و شرط برخورداري از هدايت الهي است. قرآن كريم، در بيش از سيصد آيه، همگان را به تفكر و آزادي انديشه دعوت فرموده: «... كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ؛[5] و اين گونه، خداوند آيات (خود را) براي شما روشن مي‎گرداند؛ باشد كه در (كار) دنيا و آخرت بينديشيد.» و اساس دعوت حق پرستان را بر بصيرت و برهان مي‎داند.
افزون بر اين، قرآن كريم، براي انديشيدن، موضوع و منابعي را معرفي كرده كه برخي از آن ها عبارتند از:
1. سير آفاقي انفسي ؛ «أَ فَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْناها وَ زَيَّنَّاها وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ  وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها وَ أَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ وَ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ؛[6] آيا آنان به آسمان بالاي سرشان نگاه نکردند که چگونه ما آن را بنا کرده ايم و چگونه آن را (به وسيله ستارگان) زينت بخشيده ايم و هيچ شكاف و شكستي در آن نيست، و زمين را گسترش داديم و در آن كوه هايي عظيم و استوار فكنديم و از هر نوع گياه بهجت انگيز در آن رويانديم.
«سَنُرِيهِمْ ءآياتينا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ...؛[7] به زودي نشانه هاي خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آن ها نشان مي دهيم، تا براي آن ها آشکار گردد که او حق است...».
2. قرآن؛ «وَ لَقَدْ صَرَّفْنا فِي هذَا الْقُرْآنِ لِيَذَّكَّرُوا؛[8] ما در اين قرآن انواع بيانات مؤثر را آورديم تا متذکر شوند.»
3. تاريخ گذشتگان؛ «أَ فَلَمْ يَهْدِ لَهُمْ كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ يَمْشُونَ فِي مَساكِنِهِمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لآياتٍ لِأُولِي النُّهى؛[9] آيا براي هدايت آنان کافي نيست که بسياري از نسل هاي پيشين را (که طغيان و فساد کردند) هلاک نموديم و اين ها در مسکن هاي ويران شده آنان راه مي روند مسلما در اين امر نشانه هاي روشني براي خردمندان است.»
و ... .
قرآن كريم، انسان را از گرفتار آمدن در دام موانع دروني و بروني آزادي انديشه برحذر مي‎دارد، و عواملي را به عنوان مانع نام مي برد:
الف) تقليد كوركورانه از گذشتگان ب) تعصب‎هاي غلط و جمود فكري به نام ارث مقدس پدران؛ «وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ»[10] و هنگامي که به آنان گفته شود از آن چه خدا نازل کرده است پيروي کنيد، مي گويند نه ما از آن چه پدران خود را بر آن يافتيم پيروي مي نماييم آيا اگر پدران آن ها چيزي نمي فهميدند و هدايت نيافتند، باز از آن ها پيروي خواهند کرد؟»
2 آزادي انتخاب دين
قرآن كريم؛ نفي هر گونه تحميل عقيده، بر آزادي انسان در انتخاب و پذيرش دين به عنوان ابتدايي‎ترين حق انساني تأكيد فرموده و مي فرمايد: «لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ»[11] البته چنان كه صاحب الميزان نيز نوشته‎اند، توحيد در اصل، روح و اساس همه نواميس اسلامي و زير بناي معارف، اخلاق و قوانين و مبناي تشريع دين است، بر اين اساس فقط آزادي دين در دايره اديان توحيدي (اسلام، يهوديت، مسيحيت و زرتشت) است و نيز آزادي ديني، به معناي دعوت، تبليغ و نشر همة اديان نيست.[12]
3 آزادي سياسي ـ اجتماعي

الف)آزادي سياسي
قرآن با به رسميت شناختن حق دخالت مردم در نظام سياسي و برخورداري از حق انتخاب[13] با نهي از استبداد و لزوم دخالت مردم در تعيين و تمشيت امور خويش «وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ»[14] آزادي سياسي آنان را تأمين كرده است.
از سوي ديگر، تحمل و مداراي پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ حتي در برابر اعتراض نا به جاي منافقان، «وَ مِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقاتِ»[15] نشانگر رفتار حاكم اسلامي با مردم و دادن آزادي به آنان است، افزون بر اين، حاكمان ديني موظف به تأمين فضاي سالم بحث و گفتگو و تحقيق در معارف ديني حتي براي غير مسلمانانند؛ «وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلام اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ؛[16] و اگر يکي از مشرکان از تو پناهندگي بخواهد، به او پناه ده تا سخن خدا را بشنودم سپس او را به محل امنش برسان ...»

ب)آزادي بيان
آزادي بيان به عنوان يك سنت الهي و توصيه اولياي او در قرآن كريم، در قالب وجوه مختلفي آمده است.
1. برخورداري از هدايت را گوش دادن به بيان‎هاي مختلف و انتخاب نيكوترين آنها دانسته است؛[17]
2. امر به معروف و نهي از منكر را بر همه واجب كرده و راه را براي اظهار نظر و بيان حقايق در همه سطوح جامعه گشوده است.
3. در صورت درخواست مباهله از سوي آنان، پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ موظف است بدون هيچ گونه تهديد و ارعابي با آنان به مباهله برخيزد.[18]
4 آزادي در انتخاب همسر
در قرآن كريم بر آزادي انسان در انتخاب همسر و برقراري رابطه جنسي با او تصريح شده است، «نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّي شِئْتُمْ»[19] همچنين مذاكره و گفتگوي متين و شايسته با زنان در مورد ازدواج را مجاز شمرده است؛ حتي اگر در حال عده باشند؛ و ... .
5. آزادي وطن
آزادي در انتخاب وطن و سكونت در آن، حق طبيعي و از سوي قرآن مورد تأييد قرار گرفته است. و از سوره هايي مانند: سوره بقره/ آيات 84 و 85 و 191 و 227 و 246) و... مي‎توان آزادي انسان‎ها را در انتخاب مسكن و حرمت سلب آزادي مسكن ـ كه ميثاق الهي شمرده است ـ استفاده كرد.

حدود آزادي
آزادي موهبتي الهي است كه بر اساس حكمت بالغه خداوند به انسانها عطا و در تشريع احكام يك پيش فرض تلقي شده است، ولي بدون شك، آزادي تأمين كننده سعادت انسان، آزادي حيواني نيست و در همه جوامع و بر طبق همه اديان و مكاتب داراي حدودي است؛ زيرا آزادي مطلق با بندگي نسبت به خدا، توحيد و با حق فطري انسان؛ يعني اجتماعي بودن قابل جمع نيست.
در اين جا، ديدگاه قرآن در مورد حدود آزادي در ابعاد مختلف ارائه مي‎شود.

الف) آزادي بيان
اين آزادي، محدود به امور ذيل است:
ـ عدم مخالفت با حكم خدا و پيامبرانش؛ (احزاب، 36).
ـ نياميختن حق و باطل و عدم كتمان حقايق ديني؛ (بقره، آية 42)
ـ عدم بدعت گذاري در دين و اظهار نظرهاي خلاف واقع؛ (نحل، آية 116)
ـ عدم غلوّ در دين و پرهيز از گفتار باطل؛ (نساء، آية 171)
ـ عدم اشاعه زشتي‎ها؛ (نور، آية 19)
ـ عدم تمسخر و عيب‎جويي از ديگران؛ (حجرات، آية 11) و...
ب) آزادي سياسي، اجتماعي
اين آزادي، محدود به امور ذيل است:
ـ عدم پذيرش ولايت و سلطه كافران و بيگانگان؛ (نساء، 144)
ـ عدم برقراري ارتباط ويژه، به عنوان محرم اسرار خود با بيگانگان؛ (آل عمران، آية 118)
ـ عدم افشاي اخبار امنيتي؛ (نساء، آية 83)
ـ حفظ ادب نسبت به رهبران الهي؛ (حجرات، 2)
ـ عدم ايجاد فساد در جامعه؛ (بقره، 60)
ـ عدم ايجاد تفرقه و اختلاف؛ (آل عمران، آية 103)
ـ عدم تجسس در امور ديگران؛ (حجرات، آية‌12)
ـ عدم ورود به خانه ديگران بدون اذن؛ (نور، آية 27) و...

آزادي جنسي
با عنايت به آنكه برقراري روابط جنسي در اسلام تنها در قالب ازدواج به رسميت شناخته شده، اين آزادي محدود به امور ذيل است:
1. حفظ نگاه؛ «به مردان با ايمان بگو ديده فرو نهند و به زنان با ايمان بگو: ديدگان خود را (از هر نامحرمي) فرو بندند.» (سوره نور، آيه 31).
2. حفظ حريم عفاف؛ «وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ» (نور، آية 31)
3. عدم برقراري ارتباط جنسي نامشروع؛ «وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ»؛ (انعام، آية 151)
4. عدم برقراري روابط جنسي با هم جنس؛ (نمل، آيات 54 ـ 55) و...
خلاصه آنكه قرآن، انسان را موجودي با اراده و اختيار با معيارهاي انساني و اخلاقي معرفي مي‎كند. برهمين اساس، اسلام، آزادي را بر مبناي انسانيت و ارزش‎هاي انساني، برابري، مساوات، حق و عدالت مي‎داند و گردش ثروت و فعاليت‎هاي اقتصادي را در چهارچوب آن‎ها قرار مي‎دهد و از خودسري و يكه تازي گروهي ثروتمند و مال‎اندوز ممانعت به عمل مي‎آورد و جامعه را از زير بار تحميل‎هاي نارواي آنان آزاد مي‎سازد. همه اهرم‎هاي فشار و ابزاري را كه ثروتمندان به كار بسته و مي‎بندند تا توده‎هاي مردم را در تنگنا قرار دهند و آزادي‎هاي آنان را سلب كنند، در تعاليم پيامبران محكوم و مردود شمرده شده است. مانند: احتكار، كم فروشي، گرانفروشي، استثمار، ظلم، انحصار طلبي، بي‎عدالتي‎هاي اقتصادي و ...

پي نوشت ها:
[1] . ر.ك: مطهري، مرتضي، گفتارهاي معنوي، انتشارات صدرا، ص 14.
 [2]. کهف/29.
 [3]. اعراف/157.
[4] . ر.ك: مطهري، مرتضي، گفتارهاي معنوي، انتشارات صدرا، ص 10 ـ 17؛ ايازي، سيد علي اكبر، آزادي در قرآن، مؤسسه نشر و تحقيقات ذكر.
 [5]. بقره/219.
 [6]. ق/6 و 7.
 [7]. فصلت/53.
 [8]. اسراء/41.
 [9]. طه/135.
 [10]. بقره/170.
 [11]. بقره/256.
[12] . طباطبايي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، جامعه مدرسين، ج 4، ص 117.
 [13]. فتح/10.
 [14]. آل عمران/159.
 [15]. توبه/58.
 [16]. توبه/6.
 [17]. زمر/18.
 [18]. آل عمران/ 61.
 [19]. بقره/223 و 235.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :