امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
1208
نماز ظهر عاشورا
آفتاب گرم بر پهناي دشت
نيزه‌هاي داغ آتش مي‌نشاند
دشت سوزان هم به چشم آسمان
پشته‌هاي خاك خونين مي‌فشاند
اصطكاك سنگ و سمّ اسب ها
صاعقه در صاعقه مي‌آفريد
از فرود تيغ‌ها بر خودها
رعد و برقي سخت مي‌آمد پديد
در دو صف رزم آوران سخت سر
نيزه بر كف، تيز تك مي‌تاختند
گرمپو، تازان، رجز خوان، بي‌امان
ماهرانه تير مي‌انداختند
يك طرف توحيد و پاكي و شرف
يك طرف شرك و پليدي و گناه
يك طرف هفتاد و اندكي جان پاك
يك طرف از نابكاران يك سپاه
يك طرف خورشيد عاشورا حسين
يك طرف سر دسته شب باوران
يك طرف بر ذروه فرزانگي
يك طرف در قعر پستي كافران
نعره‌ي مستانه‌ي اردوي كفر
در غبار كربلا پيچيده بود
از صف ايمان ترنم‌هاي عشق
در دل عرش خدا پيچيده بود
گرم مي‌شد دم به دم آهنگ جنگ
شعله‌ي پيكار بالا مي‌گرفت
نيزه‌ها و تيرهاي جان شكاف
در ميان سينه‌ها جا مي‌گرفت
اندر آن هنگامه‌ي خون و نبرد
با شتاب آمد كسي نزد امام
گفت: هنگام نماز است اي حسين!
شعله‌ور شد پيشوا از اين پيام
نيزه و شمشير را يكسو نهاد
عاشقانه بر سر سجاده شد
زير باران و صفير تيرها
ركعتان عشق را آماده شد
گفت تكبيري و در آن گير و دار
گرم نجوي با خداي خويش شد
ما سوي اللّه را همه از ياد برد
در نمازي فارغ از تشويش شد
تا نماز خون بپا دارد امام
پيش‌مرگانش به صف اندر شدند
در مسير بارش طوفان تير
پيش پايش لاله گون پرپر شدند
از فراز آسمان آسيمه سر
جبرئيل آمد در آن صحرا فرود
در مصلّي بر مصلّي سجده كرد
بال رأفت بر سر پاكان گشود
چون حسين بن علي تكبير گفت
آفرينش كرد بر او اقتدا
چشم خيل عرشيان مبهوت ماند
بر نماز آخر خون خدا
از قيام كربلا گويا هدف
با خدا راز و نيازي بوده است
زير تيغ و تير در صحراي خون
با وضوي خون نمازي بوده است
سيد احمد زرهاني
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :