امروز:
دوشنبه 5 تير 1396
بازدید :
874
آيا بهشت و جهنم فقط در دين اسلام وجود دارد و در ساير اديان به اين مسائل مهم معنوي توجهي شده نشده است؟

مطالعه در تاريخ زندگي ملل و اقوام گذشته و حتي اقوام وحشي و غير متمدن كنوني اين حقيقت را براي ما بخوبي روشن مي كند كه بشريت در جميع ادوار زندگي در هر نقطه اي كه زندگي مي كرده و در هر رتبه و مقامي كه بوده يك ادراك پنهاني شبيه به الهام درخود مي يافته، مبتني بر اينكه از پس امروز، فردايي هست كه در آن روز عدالت مطلقه حكم فرما و هر كسي به جزاي عمل خود، خواه خير و خواه شر، نايل خواهد شد كه ذيلاً به بيان برخي از آنها مي پردازيم.
1. معاد در ميان ملل باستان:
الف) مصريها در حدود 2600 سال قبل از ميلاد عقيده داشتند كه زندگي انسان با مرگ پايان نمي پذيرد، بلكه بعد از مرگ عالم ديگري وجود دارد كه هر فردي پاداش و كيفر كردار نيك و بد خود را در آنجا مشاهده خواهد نمود[1].
ب) در قرن پنجم ق،م مردم يونان معتقد بودند كه اموات در كشتي مخصوص«كارن» نشسته توسط موكل ارواح در برابر محكمه اعلي، فرود مي آيند. در اين محكمه سه قاضي بنام هاي «مينوس»، «واك» و «رادامانت» از واردين بازپرسي و محاكمه به عمل مي­آورند؛ هرگاه مردگان گنهكار باشند مورد قهر و غضب واقع شده به تاتار يعني جهنم وارد گشته توسط مأمورين عذاب معذب مي شوند و اگر بي گناهي آنان ثابت گردد به جزاير خوش آب و هوا يعني بهشت كه انواع نعمت ها در آن فراهم است، روانه مي شوند و با عقلا و شجاعان محشور خواهند بود[2].
ج) از عبارات قرچل شاعر رومي كه در سال هفتاد قبل از ميلاد متولد شده و در سال 19 قبل از ميلاد در گذشته است نيز برمي آيد كه روميها نيز مانند مصري­ها و يوناني­ها، معتقد به زندگي پس از مرگ و بهشت و جهنم بوده اند و بهشت و جهنم آنها نيز شبيه به هم بوده است.[3]
د) مردم بابل نيز در حدود هزار سال بعد از مردم مصر به عالم پس از مرگ و ثواب و عقاب در آنجا معتقد بودند.[4]
2. معاد از نظر مذاهب بزرگ عالم:
الف) پيروان آئين برهمايي يا هندوئسم همانند اديان ديگر بر اين باورند كه زندگي انسان با مرگ فيزيكي پايان نمي يابد... باورمندي به داوري پس از مرگ كه در اديان سامي (يهوديت ـ مسيحيت ـ اسلام) آشكارا مي­بينيم براي نخستين بار در برهماييان پديدار ميشود. گفته شده در آنجا اعمال انسان در ترازويي وزن ميشود و مردم بر حسب فزوني اعمال بد و يا نيك خود، پاداش گرفته يا مجازات خواهند شد در حضور «ياما» پادشاه سرزمين مردگان نيكوكاران از بدكاران جدا مي شوند و در حالي كه گروه اول به بهشت فرستاه ميشوند، گروه دوم به دوزخ خواهند رفت[5].
ب) در دين زرتشتي روح پس از مرگ سه روز در كنار بدن باقي مي ماند و در مورد اعمال خود مي انديشد روز چهارم روح از بدن جدا شده و به جايگاه داوري رهسپار مي شود. فرشتگان خدا تمام اعمال بر روي زمين را ثبت مي كنند و با توجه به اين گزارش ها، اعمال نيك و بد سنجيده و نيكان به بهشت و مجرمين به جهنم فرستاده مي شوند[6].
ج) در دين يهود مباحث معاد شناسي منحصر بخود است كه برابر آن زندگي با مرگ فيزيكي پايان نمي يابد. يهوديت بر آن است كه در قيامت مردگان از قبرهايشان برمي خيزند و ارواح به چيزي كه مستحق آن هستند دست خواهند يافت اما از سوي ديگر در يهوديت عقيده اي وجود دارد كه بنابر آن زندگي پس از مرگ فقط نصيب افراد پرهيزگار مي شود و افراد شرور با مرگ فيزيكي براي هميشه نابود مي شوند[7].
د) در آئين نصاري (مسيحيت) متون مقدس آن مي گويندکه پايان جهان با حضور دوبارة مسيح به عنوان داور تمام انسانها و آموزش انجيل به تمام انسانها همراه خواهد بود. در پايان جهان كسانيكه اعمال شان در راستاي آموزه هاي حضرت عيسي بوده به بهشت فرستاده مي شوند و آنهايي كه ناپرهيزگار و گناهكار بوده اند به دوزخ فرستاده مي شوند[8].
در نهايت مطلب بايد گفت تمام اديان جهان به گونه اي به زندگي پس از مرگ باورمند هستند هرچند كه در جزئيات با هم تفاوت دارند، تمام ادياني كه منشاء هندي دارند بر اين باورند كه انسان پس از مرگ با توجه به اعمال دنيايي خود بار ديگر در كالبدي نوين تولد مي يابد. آنان معتقد به تناسخ اند به اين معنا كه روح انسان با مرگ جسم مادي از بين نمي رود و پس از مرگ جسم اول به جسم تازه اي وارد مي شود. فقط هندوئيسم خصوصاً هندوئيسم ودايي آنگونه كه گفته شده به بهشت و جهنم اعتقاد دارد.
در اديان ابراهيمي مباحث مربوط به معاد شناسي كم و بيش يكسان است. روز داوري و حسابرسي رستاخيز مردگان محاسبه ميزان خوبي و بدي انسانها بر روي زمين و سرانجام، فرستادن آنها به بهشت و جهنم با توجه به اعمالشان اجزاي اصلي معاد شناسي اديان سامي است. ديدگاه اسلام در مورد معاد روشن ترين و مشخص ترين ديدگاه است[9]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. بسوي جهان ابدي، زين العابدين قرباني لاهيجي.
2. دين شناسي تطبيقي، كدار ناث تيواري.
3. «خدا، انسان، ماشيح در آموزه هاي يهود»، ابراهام كهن ترجمه امير فريدون گرگاني.

پي نوشت ها:
[1] . قرباني لاهيجي، زين العابدين، بسوي جهان ابدي، تهران، نشر سايه، چاپ اول، ص36.
[2] . همان، ص45.
[3] . همان، ص46.
[4] . همان، ص48.
[5] . كوار ناث تيواري، دين شناسي تطبيقي، ترجمة فنايي، ابراهيميان، نشر محسن، 78 تهران، ص 28.
[6] . همان، ص112.
[7] . همان، ص133.
[8] . همان، ص157.
[9] . همان، ص223.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :