امروز:
يکشنبه 8 اسفند 1395
بازدید :
639
آنيميسم چه نوع آئيني است ؟

براي روشن شدن سؤال فوق به ناچار بايد به تعريف لغوي و اصطلاحي و مباحث پيرامون آن پرداخت:


تعريف لغوي:
كلمه «آنيم» و «انيم» به معناي تحريك كردن و به هيجان آوردن از همان كلمه روح است كه[1] براي نخستين بار انسان شناس انگليسي اي،‌بي، تايلر (1832، 1917) آن را براي تبيين نظرية خود در باب منشأ دين به كار برد.[2]
تعريف اصطلاحي:
روح يا روح پرستي نوعي مذهب ابتدائي است، يا ابتدائي ترين مذهب عالم است[3] روح پرستي به اين معني است كه قبائل ابتدائي به وجود ارواح نامرئي خاصي معتقد بودند. اولين خصوصيات اين ارواح اين است كه داراي شخصيت انساني هستند، آگاهي دارند، اراده دارند، كينه دارند، نفرت و عشق و محبت دارند، خدمت يا خيانت مي كنند، شومند يا مقدس و خيرند يا شرّ. اينها همه صفات انسان است كه به ارواح داده شده است. اين ارواح، كه ارواح انساني هستند انسان را زندگي و حيات و حركت مي بخشند. دومين خصوصيت روح، ماندگاري آن است.
بدوي مي گويد كه انسان وقتي مُرد، روحش باقي مي ماند ... يا به آسمان بر مي گردد، يا در تاريكي ها زندگيش را ادامه مي دهد، يا در اعماق جنگلها، يا در زواياي شهرها و يا اينكه به تعبير بسياري از قبائل بدوي درست در كنار جنازه مي ماند و هميشه حافظ جنازه خويش است. ... و آنكه به جنازه بي حرمتي كند، يا حرمتش بدارد، از روح حافظ جنازه سزا مي بيند. اگر بي حرمتي كرده باشد، صدمه مي خورد ... در صورت احترام گذاشتن به جنازه، روح جنازه احترامش مي گذارد و حتي حفظش مي كند، و مثل يك نگهبان، پاسدار خانوادة او است و موجب بركت و مصونيت افراد اين خانواده مي شود[4] ....
اساس بينش و اعتقاد در اين مذهب (انيميسم يا روح پرستي) اصالت روح است و مقصود از روح، نيروي مرموزي است كه در فرد انساني و انسانها و همچنين در اشياء وجود دارد. [5]
جان گرايان طبيعت را داراي شعور و انسان وار (Anthropomorphic) مي دانند و به گونه اي با آن راز و نياز مي كنند و براي آن قرباني تقديم مي دارند كه گويا طبيعت تحت تأثير اين امور قرار مي گيرد. بقاياي اين گرايش در برخي اديان به خصوص آئين هندو تا اين زمان مشاهده مي شود. برخي از بت ها نماد قواي طبيعت هستند .... پرستش زمين، آسمان و اجرام سماوي، آتش ... همچنين پرستش توتم قبيله و روح نياكان و بزرگان، همراه با دلجويي از موجودات خطرناك، مانند شيطان و جن (از ما بهتران) ميان اقوام باستاني رواج داشته است[6] ....


پيدايش انيميسم:
اگرچه تاريخ پيدايش اين مذهب كاملاً روشن نيست، ولي مي توان گفت كه آنيميسم قبل از تدوين تاريخ و پيدايش خط در ميان ابتدائي ترين اقوام بشر، وجود داشته است. آثار باستاني مكشوف برخي از عقائد اين مذهب را نشان مي‌دهد به همين دليل بنيانگذار انيميسم مشخص نيست.[7]


اشكال مختلف جان پرستي:
«فليسين شاله» مي گويد: «جان پرستي را از ادراكات مذهبي مجاور آن نمي توان جدا كرد: در اين دين افكار «مانا» و «تابو» و عقيده به نياكان افسانه اي و زندگي پس از مرگ يافت مي شود ... بدويان معتقدند روح در بعضي از قسمتهاي جسم قرار دارد. مردم استراليا آن را در چربي و كليه ها ساكن مي دانند. به عقيده آنان بدون اينكه انسان بميرد، روح مي تواند موقتاً بدن را ترك نمايد و از فاصله دور بر آن نظارت داشته باشد. فرازر مي نويسد: روح ممكن است دزديده شود يا از ميان برود و يا مراجعت نمايد و در بعضي موارد تعويض گردد ... راس موسن مي نويسد: «در نظر اسكيموها انسان از سه قسمت جسم و روح و نام تركيب شده است[8] ....


اعمال و عقايد انيميسم:
آنيميسم را به سختي مي توان از ساير آئين هاي ساده بدوي و بت پرستي مشخص و ممتاز ساخت، چه آنكه در بسياري از مبادي با هم مشتركند. مثلاً «مانا» و «تابو» كه در «توتميسم» از اركان آن محسوب بوده، در آنيميسم نيز وجود دارد. ولي در عين حال آنيميسم را مي توان يك مرحله بالاتر از توتميسم دانست.[9]
1. اعتقاد به مانا: مانا يك نيروي روحاني غيبي است كه اعتقاد به آن در نزد اقوام بدوي عموميت دارد، ... به طور كلي همه اين مردم بدوي معتقدند كه يك قدرت ساكت و نامعلوم در هر شيء موجود است و خاصه شبيه يك نيروي مافوق طبيعي است كه به خودي خود داراي فعاليت و مافوق قوة موجود در اشياء است، و به وسيله اشخاص معين يا در وجود اشياء زنده و متحرك ظاهر مي شود؛ و داراي اين خاصيت است كه مي توان آن را از اشياء جامد به افراد جاندار منتقل ساخت، يا از يك شخص به شخص ديگر سرايت داد، يا بالاخره از اشخاص جاندار به اشياء جامد باز گرداند.[10]
2. تابو: شخص رئيس گروه يا شيخ قبيله، مادامي كه حائز قدرت و رهبري است، غالباً تابوست. و افراد جماعت براي او آن چنان قوه و نيروي غيبي قائل هستند كه تصور مي كنند دست زدن به بدن يا جامه يا .... او خطرناك است، و اگر كسي چنين گناهي مرتكب شود جان او در معرض خطر است. طوايف ديگر براي اسلحه و تير يا قطعات آهن يا ...  روح موذي قائل هستند و لمس آنها را ممنوع مي شمارند.[11]
3. توتم پرستي: قبيله هاي بدوي ... هر يك شيء يا حيواني ـ و بيشتر حيوان ـ را مي پرستند. حيوان يا پرندة خاصي مورد پرستش قبيله قرار مي گيرد كه اگر بپرسيم چرا ـ مثلاً ـ طوطي را مي پرستيد، مي گويند: جدّ اعلاي ما ... طوطي بوده است. پس از متلاشي شدن جسمش، به صورت طوطي سفيد در آمد. اكنون طوطي روح جد قبيله است.[12]
4. قرباني: بدويان ملتفت شدند كه آن قواي فوق طبيعي گاهي به قدري قوي هستند كه مطيع ساختن و تسخير ايشان غير مقدور است، بلكه بايد آنها را به الحاح و تضرع  به انجام مقصود تشويق كرد.... اين اعمال نخست به صورت تقديم هدايا و نذورات و اعطاي تحف از جمله قرباني شروع مي شود.[13]
5. تناسخ: به اين معني است كه روح بعد از مرگ تن، باقي مي ماند و به تني ديگر بر مي گردد و زندگيش را در حيات دومي ادامه مي دهد و پس از مرگ جسم دوم ... در جسم سومي خانه مي گيرد. اين تن سوم و چهارم و پنجم و .... گاهي ممكن است انسان باشد و گاهي حيوان و گاهي ممكن است، نبات باشد و گاه سنگ، بنابراين فكر تناسخ فكري ابتدائي و از بدوي ترين مذاهب عالم است.[14]
6. سحر: سحر و جادو نيز جايگاه بخصوصي در مذهب آنيميسم دارد، پيروان ارواح پرستي معتقدند كه اگر الفاظ و جملات با صداي بلند و آهنگ خاصي تكرار شوند، داراي اثري خاص اند! مثلاً اگر با ترتيب مذكور گفته شود: «طوطي پريده، فاخته پريده، بلدرچين پريده» در رفع بيماري مؤثر است![15]


آثار و نتايج آنيميسم:
فليسين شاله مي گويد: رسم و نقاشيها و قلم زني ها كه در غارهاي فرانسه و شمال اسپانيا به دست آمده، ثابت مي كند كه ساكنين ماقبل تاريخ اين نواحي، ديني نزديك به كيش توتم و جان پرستي داشته اند. و اين غارها معابد و مكان هاي مقدس آنان را تشكيل مي دهد. جان پرستي فرضيات اوليه مطالعات جهان شناسي را به انسان عرضه مي دارد. بدويان سابق و لاحق را تشويق مي كند تا به بررسي طبيعت بپردازند.
جادوي «جان پرستي» پايه و اساس نقاشي و قلم زني و رقص و موسيقي است كه به طور مستقيم يا غير مستقيم در تمام امور هنري جهان نفوذ مي كند. به طوري كه هنرهاي اوليه از جادو ناشي مي گردد و سپس با اديان تحول مي‌پذيرد. اگر قدري دربارة هنر و نقش آن در زندگي بشر فكر كنيم، تصديق خواهيم كرد كه جان پرستي ارزش بسيار مهمي در پيشرفت تحولات فكري و هنري بشر دارد.[16]
از بيان مطالب گذشته روشن گرديد كه:
1. از ديدگاه دين شناسان غربي آنيميسم يكي از قديمي ترين و اولين مذاهب بشر بوده است و متأسفانه متكلمان اسلامي در اين زمينه تحقيات گسترده اي انجام نداده اند.
2. قائل شدن به بعضي خرافات و عقائد انيميسم و مسأله تناسخ يكي از بدوي ترين مسائل است.
3. مطالعه اين مذاهب بدوي به خصوص انيميسم فرضيات اوليه غربي ها در مطالعات جهان شناسي را مستند كرده و چون تحقيقات مستقلي در اين زمينه وجود ندارد، غربي ها در اين زمينه يكه تاز شده اند.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. تاريخ جامع اديان، تأليف جان بي ناس.
2. تاريخ و شناخت اديان، تأليف علي شريعتي.
3. تاريخ اديان و مذاهب جهان، ج 1، تأليف عبدالله مبلغي آباداني.

پي نوشت ها:
[1] . حكمت، علي اصغر، تاريخ اديان، ته، گوته، 1371 ش، ص 32.
[2] . سليماني اردستاني، عبدالرحيم، اديان ابتدايي و خاموش، آيت عشق،1382 ش، قم، ص44.
[3] . همان.
[4] . مبلغي آباداني، عبد الله، تاريخ اديان و مذاهب جهان، سينا،1373 ش، قم، ج 1، ص 65.
[5] . همان.
[6] . توفيقي، حسين، آشنايي با اديان بزرگ، سازمان مطالعه و تدوين كتب،1384 ش، ص 14.
[7] . تاريخ اديان و مذاهب جهان، ج 1، ص 70.
[8] . همان، ص 68.
[9] . همان، ص 69.
[10] . بي ناس، جان، تاريخ جامع اديان، انتشارات علمي و فرهنگي،1373 ش، تهران، ص14.
[11] . همان، ص 18.
[12] . تاريخ اديان، ص 35.
[13] . ش1، ص22.
[14] . تاريخ اديان و مذاهب جهان، ج 1، ص 70.
[15] . همان.
[16] .همان، ج1، ص71.

مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :