امروز:
سه شنبه 25 مهر 1396
بازدید :
2241
اسامي و القاب امام مهدى (عج)
در احاديث رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) و ائمه معصومين(عليهم السلام) القاب متعددى براى امام مهدى (عجل الله فرجه الشريف) ذكر شده است در اين ميان، مى توان به القابى مانند القائم، المنتظر، المهدى، الحجه، المنصور، الخلف الصالح، صاحب الزمان، بقيه الله، ... اشاره كرد.
در برخى از روايات، ضمن ذكر برخى از القاب، به وجه تسميه ى آن ها نيز اشاره شده است:
1- از امام جواد(عليه السلام) پرسيده شد كه چرا به امام مهدى (عج) «منتظر» گفته مى شود؟ امام(عليه السلام)فرمود: «لأنّ له غيبه تكثر أيّامها و يطول أمدها، فينتظر خروجه المخلصون و ينكره المرتابون...;[1]
چون براى مهدى(عليه السلام) غيبتى است كه روزهاى آن بسيار و مدّت آن، طولانى است. مخلصان، منتظر ظهور او مى مانند و اهل ريب او را انكار مى كنند».
2- ابو سعيد خراسانى مى گويد:
به امام صادق(عليه السلام) عرض كردم: «آيا مهدى و قائم يكى هستند؟» فرمود: «آرى». گفتم: «به چه علت او را مهدى مى نامند؟». فرمود: «چون به هر امر مخفى هدايت مى كند. و قائم ناميده مى شود، چون بعد از آن كه از يادها رفت كه او به كار عظيمى قيام مى كند، قيام خواهد كرد».[2]
چرا حضرت مهدى را در دعاى ندبه، «ابن طه» مى نامند؟
در دعاى ندبه به آن حضرت «يا ابن طه و المحكمات» خطاب مى كنيم.
امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد:
«و امّا طه فاسمٌ من اسماء النبى(صلى الله عليه وآله)و معناه: «يا طالب الحق الهادى إليه»;[3]
و امّا طه، پس اسمى است از اسم هاى پيامبر(صلى الله عليه وآله) و معنى آن، اين است: «اى طالب حق كه راهنماى به آن هستى».
مرحوم فيض كاشانى، در تفسير آيه ى (هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ)،[4] نقل مى كند كه امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد: «انّ المحكمات أميرالمؤمنين و الأئمه(عليه السلام));[5] محكمات، اميرمومنان و ائمه(عليه السلام) هستند.». البته، منظور، مصداقى از مصاديق آيات محكمات است. به همين دليل، در دعاى ندبه، به حضرت مهدى(عليه السلام) «يا ابن طه و المحكمات» خطاب مى شود.
در نهايت، بايد توجّه داشت كه هر يك از كلماتى كه در دعاى ندبه مطرح شده است، يقيناً، ارتباطى با مقام امام زمان(عليه السلام) داشته و ريشه در عقايد و معارف اسلامى دارد.
علت نهى از ذكر اسم خاص امام مهدى (عج) چيست؟
رواياتى كه درباره ى امام مهدى (عج) از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و ائمه اطهار (عليهم السلام) نقل شده است، به دو دسته كلّى قابل تقسيم است:
1- دسته نخست، رواياتى هستند كه از طريق اهل سنّت و يا از طريق اصحاب ائمه(عليهم السلام) نقل شده اند.
اين روايات، دو گونه است:
الف) بعضى از اين روايات، با كنايه، به اسم خاص امام مهدى (عج) اشاره كرده اند. مانند روايتى كه جابر بن عبدالله انصارى از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)نقل مى كند كه آن حضرت فرمود: (المهدي من ولدي اسمه اسمي و كنيته كنيتي);[6] مهدى، از فرزندان من است. اسمش، اسم من و كنيه اش، كُنيه ى من است...».
ب) برخى ديگر از روايات نيز به صورت صريح، به نام خاص امام مهدى (عج) اشاره كرده اند. مفضل بن عمر از امام صادق(عليه السلام) نقل مى كند كه فرمود:«الإمام من بعدي ابني موسى و الخلف المأمون المنتظر م ح م د بن الحسن بن على بن محمّد بن على بن موسى;[7] امام بعد از من، پسرم موسى است و جانشينى كه مورد اميد و انتظار است، م ح م د بن حسن بن على بن محمد بن على بن موسى است.».
2- دسته ى دوم، رواياتى هستند كه نه تنها نام خاص امام مهدى (عج) را به صورت صريح ذكر نكرده اند، بل كه از ذكر نام خاص آن حضرت، به شدّت نهى كرده اند:
عن موسى به جعفر(عليه السلام) أنّه قال عند ذكر القائم(عليه السلام): «يخفى على الناس ولادته ولايحل لهم تسميتهُ حتّى يظهره الله عزّوجل فيملَأ به الأرض قسطاً وعدلا كما ملئت جوراً و ظلماً;[8] ولادت او، از مردم پوشيده خواهد بود و بر آنان جايز نيست كه نام او را ذكر كنند تا اين كه خداوند او را ظاهر كند و زمين را پر از قسط و عدل كند، آن گونه كه پر از جور و ظلم شده بود.».
نيز يكى از توقيع هاى امام زمان (عج) آمده است: «هر كس در بين مردم، اسم خاص مرا ذكر كند، بر او لعنت خدا باد.».[9]
در برخى از اين احاديث، علت اين نهى نيز ذكر شده است:
1- نام امام مهدى (عج) وديعه اى الهى است و پيامبر(صلى الله عليه وآله) اجازه ى ذكر آن را نداده اند.[10]
2- شما را از تصريح به اسم آن حضرت نهى كرده ايم تا اسمش بر دشمنان ما مخفى بماند و آنان او را نشناسند.[11]
علماى شيعه نيز با توجّه به احاديث نهى، از ذكر اسم خاص آن حضرت، پرهيز كرده اند، ولى در مورد زمان و مدّت اين نهى، اختلاف دارند و به دو گروه تقسيم مى شوند:
بزرگانى چون شيخ صدوق، شيخ مفيد، علامه ى مجلسى، و... فتوا به منع ذكر نام امام مهدى (عج) تا زمان ظهور آن حضرت داده اند و از تخصيص اين احاديث به دوره ى غيبت صغرا، پرهيز كرده اند. علامه ى مجلسى در بحارالأنوار بعد از ذكر برخى از احاديث نهى، مى نويسد: «اين احاديث، تصريح دارد در ردّ سخن كسانى كه نهى از ذكر نام خاص را مختص زمان غيبت صغرا مى دانند.».[12]
عدّه اى ديگر از علما، از احاديث نهى، چنين استنباط كرده اند كه علّت اين نهى، تقيه و خوف از دشمن بود. پس اگر تقيه يا خوف نباشد، ذكر نام خاصّ امام مهدى (عج) هيچ منعى ندارد. مؤلف كشف الغّمه مى نويسد:
عجيب است كه شيخ طبرسى و شيخ مفيد مى گويند: «ذكر اسم و كنيه آن حضرت (عج) جايز نيست» و بعد مى گويند: «اسمش، اسم پيامبر(صلى الله عليه وآله) و كينه اش، كنيه ى پيامبر(صلى الله عليه وآله) است» و گمان مى كنند كه اسم و كنيه ى آن حضرت را ذكر نكرده اند! آن چه به نظر مى آيد، اين است كه منع، به خاطر تقيه و در زمان خوف بر آن حضرت و... بود و الان، چنين نيست...[13]
با توجّه به مطالب ياد شده و در جمع بندى آنها مى توان گفت:
اوّلا، در همه ى احاديث، تقيه و ترس از دشمن، علّت نهى از ذكر نبوده و حضرت على(عليه السلام)اسم خاص امام مهدى(عليه السلام) را وديعه اى الهى مى دانند و مى فرمايند: «پيامبر(صلى الله عليه وآله) اجازه ى ذكر آن را نداده اند».
ثانياً، حمل تمام احاديث منع بر زمان تقيّه و ترس از دشمن، با توجه به تعداد زياد آن احاديث، و نيز تصريح امام كاظم(عليه السلام) به عدم ذكر نام خاص امام مهدى (عج) تا زمان ظهور، كمى مشكل مى نمايد. اگر اين احاديث، حرمت ذكر اسم خاص امام مهدى (عج) را تا زمان ظهور ثابت نكنند، حدّاقل، كراهت شديد آن را اثبات مى كنند.
مرحوم آيه الله محسن امين، در جمع ميان اخبار نهى و تسميه مى نويسد: «تصريح به اسم خاص، مطلقاً مكروه است، ولى ذكر نام خاص آن حضرت، صراحتاً يا با كنايه، در زمان خوف، حرام است.».[14]
بنابراين، شايسته است كه با توجّه به تصريح احاديث نهى، ما نيز از ذكر اسم خاص امام زمان (عج) پرهيز كنيم و از القاب آن حضرت، براى ذكر ياد و نام وى استفاده كنيم.

[1]. بحارالأنوار، ج 51، ص 30.
[2]. همان.
[3]. تفسير صافى، ج 2، ص 59، المكتبة الإسلامية، چاپ ششم، 1362.
[4]. آل عمران: 7.
[5]. تفسير صافى، ج 1، ص 247.
[6]. بحارالأنوار، ج 51، ص 71.
[7]. همان، ج 48، ص 15.
[8]. همان، ج 51، ص 32.
[9]. بحارالأنوار، ج 51، ص 33.
[10]. بحارالأنوار، ج 51، ص 33.
[11]. مستدرك الوسايل، ج 12، ص 285.
[12]. بحارالأنوار، ج 5، ص 32.
[13]. كشف الغمه، ج 3، ص 326.
[14]. المجالس السنية، ج 5، ص 678.
رسول رضوي- مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :