امروز:
دوشنبه 5 تير 1396
بازدید :
1534
سيره عملي امام مهدي (عج)
الف) سيرت ديني
مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ در برابر خداوند و جلال خداوند، فروتن است، ‌همچون عقاب، به هنگامي كه بال خويش فرو گشايد و سر به زير انداخته، از اوج آسمان فرو د آيد. مهدي، در برابر جلال خداوند اينسان خاشع و فروتن است. خدا و عظمت خدا، در وجود او متجلي است، و همه‌ي هستي او را در خود فرو برده است.[1]
مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ ، عادل است و خجسته و پاكيزه. او ذرّه‌اي از حق را فرو نگذارد. خداوند دين اسلام را به دست او عزيز گرداند... مهدي، همواره بيم خداوند را به دل دارد، و به مقام تقرّبي كه نزد خدا دارد مغرور نشود. او به دنيا دل نبدد، و سنگي روي سنگ نگذارد. در حكومت او، به احدي بدي نرسد، مگر آنجا كه حدّ خدايي جاري گردد.[2]
ب) سيرت خلقي
مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ ، صاحب حشمت و سكينه و وقار است. مهدي جامه‌هايي درشتناك پوشد، و نان جو خورد. علم و حلم مهدي از همه‌ي مردمان بيشتر است. مهدي، همنام پيامبر است (محمد)، و خُلق او، خُلق محمدي است.[3]
مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ ، در جهان، با مشعل فروزان هدايت سير كند، و چونان صالحان بزيَد.[4]
ج) سيرت عملي
به هنگام رستاخيزِ مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ ، آنچه هست، دوستي و يگانگي است، تا آنجا كه هر كس هر چه نياز دارد، از آن ديگري بردارد، بي‌هيچ ممانعتي.[5]
در زمان مهدي، مؤمنان در معاملات از يكديگر سود نگيرند.[6] كينه‌ها از دل‌ها بيرون رود، و همه جا را آسايش و امنيت فرا گيرد.[7]
مهدي، بخشنده است، ‌و بي‌دريغ، مال و خواسته، به اين و آن دهد. نسبت به عمّال و كارگزاران و مأموران دولت خويش بسيار سخت‌گير باشد، و با ناتوانان و مستمندان، بسيار دل رحم و مهربان.[8]
علامة المهديّ، أن يَكُونَ شديداً عَلَي العُمّال، جَواداً بِالمال، رَحيماً بِالمَساكين.[9]
مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ ، در رفتار چنان است كه گويي با دست خود،‌كره و عسل، به دهان مسكينان مي‌نهد.[10] مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ ، چونان امير المؤمنين ـ عليه السّلام ـ زندگي كند، نان خشك بخورد، و با پارسايي بِزيَد.[11]
د) سيرت انقلابي
مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ ، حقّ هر حقداري را بگيرد و به او دهد؛ حتي اگر حق كسي زير دندان ديگري باشد، از زير دندان انسان متجاوز و غاصب بيرون كشد، و به صاحب حق باز گرداند.[12]
چون مهدي قيام كند، جزيه برداشته شود، و غير مسلماني نماند. او مردم را با شمشير به دين خدا دعوت كند، هر كس نپذيرد گردن زند، و هر كس را سركشي كند، خرد سازد.[13] مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ ، وارد شهر كوفه شود، و هر منافق و شك باوري را بكشد، و كاخ‌ها را ويران سازد، و ارتش مستقر در آنجا را از دم تيغ بگذراند. اينچنين، ظَلَمَه و اعوان ظلمه را بي‌دريغ بكشد، تا خدا راضي شود و خشنود گردد.[14]
مهدي، مانع الزّكاة[15] را بكشد. زاني مُحْصِن را نيز بدون طلب شاهد رَجْم كند.[16]
زُرارة بن أعْيَن گويد: «از امام محمد باقر ـ عليه السّلام ـ پرسيد: آيا قائم، با مردمان، مانند پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ رفتار كند؟ فرمود: هيهات، هيهات! پيامبر با ملايمت با مردم رفتار مي‌كرد، و مي‌كوشيد تا محبت مردم را، در راه دين، جلب كند و تأليف قلوب نمايد. اما قائم با شمشير و قتل با مردم روبرو شود. خدا به او اينگونه امر كرده است كه بكشد و توبه‌اي از كسي نپذيرد. واي به حالِ كسي كه با مهدي بر سر ستيز آيد.[17]
مهدي، فقط و فقط شمشير بشناسد؛ او از كسي توبه نپذيرد، و در راه اجراي حكم خدا و استقرار بخشيدن به دين خدا، به سخن كسي گوش ندهد، و نكوهش احدي را نشنود.[18]
هـ ) سيرت سياسي
به هنگام حكومتِ مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ ، حكومت جبّاران و مستبكران، و نفوذ سياسي منافقان و خائنان نابود گردد.[19]
شهر مكه، قبله‌ي مسلمين، مركز حركت انقلابي مهدي شود. نخستين افراد قيامِ او, در آن شهر، گرد آيند،و در آنجا به او بپيوندند.
مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ ، به نفوذ يهود و مسيحيت در جهان خاتمه دهد. از غار اَنطاكيِّه، تابوت سكينه را بيرون آورد، نسخه‌ي اصلي تورات و انجيل در آن است. و بدين گونه در ميان اهل تورات با تورات، و در ميان اهل انجيل با انجيل حكم كند، و آنان را به متابعتِ خويش فرا خواند. برخي به او بگروند.[20]
با ديگران جنگ كند، ‌و هيچ صاحب قدرتي و صاحب مرامي (چه از اهل كتاب و چه از ديگر مسلك‌ها و مرام‌ها) باقي نماند، و ديگر هيچ سياستي و حكومتي، جز حكومت حقّه‌ي اسلامي و سياست عادله‌ي قرآني، در جهان جريان نيابد. بدين گونه حكومت مهدي،‌شرق و غرب عالم را فرا گيرد. عيسي ـ عليه السّلام ـ از آسمان فرود آيد، و پشت سر مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ نماز گزارد، و فرياد زند كه: «درِ بيت المقدس را باز كنيد!» در را باز كنند. در اين ميان، دَجّال با هفتاد هزار يهودي مسلح پديدار شود... و چون عيسي آهنگ كشتن دجال كند، دجال بگريزد. عيسي بگويد: من تو را با يك ضربت بكشم و چنين شود. او را بگيرد و بكشد. يهوديان در گوشه و كنار، ‌و در پناه هر سنگ و درخت و جانور و چيز ديگري پنهان شوند. اما همه چيز به سخن آيد و بانگ بردارد: اي بنده‌ي مسلمان خدا، اينجا يك يهودي است بيا و او را بكش.[21]
و اين چنين جهان از وجود يهودي پاك گردد. آري، چون مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ قيام كند، زميني نماند، مگر اين كه در آنجا گلبانگ محمدي: «أشهَدُ أن لا إله إلاّ الله، وَ أشهَدُ أنَّ مَحَمَّداً رَسولُ الله» بلند گردد.[22]
و) سيرت تربيتي
در زمان حكومت مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ ، به همه‌ي مردم، حكمت و علم بياموزند، تا آنجا كه زنان در خانه‌ها، با كتاب خدا و سُنّتِ پيامبر، ‌قضاوت كنند.[23] در آن روزگار قدرت عقلي توده‌ها تمركز يابد. مهدي، به تأييد الهي، خردهاي مردمان را به كمال رساند، و در دل همگان فرزانگي پديد آورد.[24] در روزگار ظهور دولت مهدي، عيب و آفت از شيعه برطرف گردد، و دل‌هاي آنان چون پاره‌هاي پولاد شود. يك مرد،‌به نيرو، چون چهل مرد باشد. و حكومت و سروري روي زمين به دست آنان افتد.[25]
ز) سيرت اجتماعي
چون مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ ، درآيد ـ پس از سختي‌ها كه افتد، و جنگ‌ها كه رَوَد ـ ظلم و ستم را براندازد، و سراسر زمين را از عدل و داد بپا كند. هيچ جاي در زمين باقي نماند، مگر اين كه از بركت عدل و احسان او فيض برد و زنده شود، حتي جانواران و گياهان نيز از اين بركت و عدالت و داد و نكويي بهره‌مند گردند.[26] و همه‌ي مردم، در زمان مهدي، توانگر و بي‌نياز شوند.[27]
عدالت مهدي چنان باشد، كه بر هيچ كس، در هيچ چيز، به هيچ گونه، ستمي نرود. نخستين نشانه‌ي عدل او آن است كه سخنگويان حكومت او، در مكه، فرياد زنند: «هر كس نماز فريضه‌ي خويش را، در كنار حَجَر الأسود و محل طواف، خوانده است، اكنون مي‌خواهد نماز نافله بخواند، به كناري رود، تا حق كسي پايمال نگردد، و هر كس مي‌خواهد نماز فريضه بخواند، بيايد و بخواند.»[28]
ح) سيرت مالي
همه‌ي اموال جهان، در نزد مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ گرد آيد، آنچه در دل زمين است و آنچه بر روي زمين. آنگاه مهدي به مردمان بگويد: «بياييد! و اين اموال را بگيريد! اينها همان چيزهايي است كه براي به دست آوردن آنها، قطع رَحِم كرديد و خويشان خود را رنجانديد، خون‌هاي بناحق ريختيد، و مرتكب گناهان شديد. بياييد و بگيريد!»
پس دست به عطا گشايد، چنان كه تا آن روز كسي آنچنان بخشش اموال نكرده باشد.[29]
در زمان مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ ، زمين محصول بسيار دهد، و مال و خواسته همي خرمن شود. هر كس نزد مهدي آيد و گويد: «به من مالي ده!»، مهدي بي‌درنگ بگويد: «بگير».[30]
مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ ، اموال را، به صورت مساوي، ميان همگان تقسيم كند.[31] و كسي را بر كسي امتياز ندهد.[32]
ط) سيرت اصلاحي
مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ ، فريادرسي است، كه خداوند او را بفرستد، تا به فرياد مردم عالم برسد. در روزگار او، همگان، به رفاه و آسايش و وفور نعمتي بي‌مانند دست يابند، حتي چهارپايان فراوان گردند، و يا ديگر جانواران، خوش و آسوده باشند. زمين گياهان بسيار روياند. آب نهرها فراوان شود. گنج‌ها و دفينه‌هاي زمين و ديگر معادن استخراج گردد.[33] در زمان مهدي،‌آتش فتنه‌ها و آشوب‌ها بيفسرد، رسم ستم و شبيخون و غارتگري برافتد، و جنگ‌ها از ميان برود.[34]
مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ ، مردم جهان را،‌از آشوبي بزرگ و همه‌گير و سردرگُم نجات بخشد.[35]
در جهان،‌جاي ويراني نماند، مگر آن كه مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ آنجا را آباد سازد.[36]
ياران قائم به سراسر جهان پا نهند، و همه جا قدرت را در دست گيرند. همه كس و همه چيز مطيع آنان شوند، حتي درندگان صحرا و مرغان شكاري، ‌همه و همه، رضا و خشنودي آنان را بطلبند. شادي و شادماني يافتن به اين پيام آوردنِ دين و صلاح و عدالت، تا بدانجاست كه قطعه‌اي از زمين بر قطعه‌اي ديگر مباهات كند كه يكي از ياران مهدي بر آنجا پا نهاده است.[37]
[1] . المهدي الموعود...، ج1، ص280 و 300.
[2] . همان.
[3] . همان، ج1، ص281ـ282 و 266 و 300.
[4] . همان.
[5] . الاختصاص، ص24.
[6] . وسائل الشيعه، ابواب تجارت.
[7] . بحارالانوار، ج10.
[8] . المهدي الموعود...، ج1، ص277ـ276.
[9] . همان.
[10] . همان، ج1، ص297.
[11] . الغيبه، نعماني؛ بحارالانوار، ج52، ص359.
[12] . المهدي الموعود...، ج1، ص279، 282، 283.
[13] . همان.
[14] . الارشاد؛ بحارالانوار، ج52، ص338.
[15] . كساني كه زكات را پرداخت نمي‌كنند.
[16] . كمال الدين؛ بحارالانوار، ج52، ص325.
[17] . الغيبه، نعماني؛ بحارالانوار، ج52، ص355.
[18] . همان.
[19] . المهدي الموعود، ج1، ص252.
[20] . همان، ج1، ص254ـ255.
[21] . همان، ج2، ص5 و 7.
[22] . تفسير عياشي، بحار الانوار، ج52، ص340.
[23] . بحارالانوار، ج52، ص352.
[24] . اصول كافي، ج1، كتاب العقل، حديث 21.
[25] . خصال صدوق؛ خرائج راوندي؛ بحارالانوار، ج52، ص317، 335.
[26] . بحارالانوار، ج10. در اين باره روايات بسيار است و معروف.
[27] . بحارالانوار، ج51، ص146.
[28] . الكافي، ‌ج4، ص427.
[29] . علل الشرايع صدوق، بحارالانوار، ج51، ص29.
[30] . كشف الغمّه اربلي؛ كفاية الطالب كنجي شافعي؛ بحارالانوار،‌ج51،‌ص88.
[31] . فصل سيزدهم كتاب خورشيد مغرب،‌عنوان تساوي در اموال نيز ملاحظه كنيد.
[32] . المهدي الموعود، ج1، ص264، 275، 277، 285، 287، 288، 311، 318؛ و ج2، ص11.
[33] . همان.
[34] . همان.
[35] . همان.
[36] . همان.
[37] . كمال الدين؛ بحارالانوار، ج52، ص327.
@#@ هر يك از ياران قائم، به نيرو، چون چهل مرد باشد، و دل آنان، مانندِ پاره‌هاي پولاد. اگر كوه‌هايي از آهن بر سر راه آنان پيدا شود، آنها را بشكافند. ياران قائم، شمشيرهاي خويش را بر زمين ننهند، ‌تا اين كه خداي عزوجل راضي شود «لايَكُفُّونَ سُيُوفَهُم، حَتّي يَرْضَي اللهُ عزَّوَجلَّ.»[1]
آري، هنگامي كه جهان را فتنه و آشوب آكنده سازد، و همه جا را غارتگري و فساد و ستم بپوشد، خداوند مصلح بزرگ را بفرستد، تا دژهاي ضلالت و گمراهي را از هم فرو پاشد، و فروغ توحيد و انسانيت و عدالت را، در دل‌هاي تاريك و سنگ شده، بتاباند.[2] و سرانجام، درباره‌ي سيرت اصلاحي مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ ، به سخنان علي ـ عليه السّلام ـ مي‌رسيم، در «نهج البلاغه»: شهادت پدر، در حق پسر: «چون مهدي درآيد، هوا پرستي را به خدا پرستي باز گرداند، پس از آن كه خدا پرستي را به هوا پرستي باز گردانده باشند. رأي‌ها و نظرها و افكار را به قرآن باز گرداند. پس از آن كه قرآن را به رأي‌ها و نظرها و افكار خود باز گردانده باشند... او عُمّال و كارگزاران را مؤاخذه كند. زمين آنچه را در اعماق خويش دارد براي وي بيرون دهد، ‌و همه‌ي امكانات و بركات خويش را در اختيار او گذارد. آنگاه است كه مهدي به شما نشان دهد كه سيرت عدل كدام است، و زنده كردنِ كتاب و سُنّت چيست؟».[3]
ي) سيرت قضايي
در قضاوت‌ها و احكام مهدي، و در حكومت وي، سر سوزني ظلم و بيداد بر كسي نرود، و رنجي بر دلي ننشيند.[4]
مهدي ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ ، بر طبق احكام خالص ديني (بدون توجه به آراء و افكار ديگران و فُقها و علماي مذاهب)، ‌حكم و حكومت كند.[5]
مهدي، ‌ميزان عدل را، در ميان مردم نهد، و بدين گونه هيچ كس نتواند به د يگري ستمي كند.[6]
مهدي،‌ قضاوتي جديد آورد...[7] مهدي، به حكم داود و آلِ داود حكم كند، و از مردم بَيّنه و شاهد نطلبد.
شيخ مفيد، مي‌گويد: «چون قائمِ آلِ محمد ـ عليه السّلام ـ قيام كند، ‌مانندِ حضرت داود ـ عليه السّلام ـ ، يعني بر حسب باطن،‌قضاوت كند،‌و بي‌هيچ نيازي به شاهد حكم دهد. خداوند حكم را به او الهام كند، و او بر طبق الهام الهي حكم كند. مهدي، نقشه‌هاي پنهاني هر گروه را بداند و به آنان آن نقشه‌ها را بگويد. مهدي، دوست و دشمنِ خود را، با نگاه، بشناسد.»[8]

[1] . همان.
[2] . المهدي الموعود...، ج1، ص310.
[3] . نهج البلاغه، چاپ فيض الاسلام، ص424ـ425.
[4] . المهدي الموعود...، ج1، ص280، 283ـ284.
[5] . همان.
[6] . همان.
[7] . الغيبه، نعماني، ‌بحارالانوار، ج52، ص349 و 354.
[8] . الارشاد، ص365ـ366.
رسول جعفريان ـ تاريخ فكري و سياسي امامان شيعه،ص596
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :