امروز:
سه شنبه 6 تير 1396
بازدید :
1358
استغاثه به حضرت مهدي امام زمان ـ عليه السلام ـ

آمد بهار و بي گل رويت بهار نيست
باد صبا مباد چه پيغام يار نيست
بي روي گلعذار مخوانم بلاله زار
بي گل نواي بلبل و شور هزار نيست
بي سر و قدّ يار چه حاجت بجويبار
ما را سرشک ديده کم از جويبار نيست
بي چين زلف دوست نه هر حلقه اي نکوست
تاري ز طرّه اش به ختا و تتار نيست
بزمي که نيست شاهد من شمع انجمن
گر گلشن بهشت بود سازگار نيست
گمنام دهر گردد و ويران شود به قهر
شهري که شاه عشق در او شهريار نيست
اي سرو معتدل که بميزان عدل و داد
سروي باعتدال تو در روزگار نيست
اي نخل طور نور که در عرصه ظهور
جز شعله رخ تو نمايان ز نار نيست
مصباح بزم انس بمشکوه قرب قدس
حقّا که جز تجلّي حسن نگار نيست
اي قبله عقول که اهل قبول را
جز کعبه تو ملتزم و مستجار نيست
امروز در قلمرو توحيد سکّه زن
غير از تو اي شهنشه والا تبار نيست
در نشئه تجرّد و اقليم کن فکان
جز عنصر لطيف تو فرمانگذار نيست
جز نام دلرباي تو از شرق تا بغرب
زينت فزاي دفتر ليل و نهار نيست
در صفحه صحيفه هستي به راستي
جز خطّ و خال حسن ترا اعتبار نيست
وندر محيط دائره علم و معرفت
جز نقطه بسيط دهانت مدار نيست
با يکّه تاز عزم تو زانو دوته کند
اين توسن سپهر که هيچش قرار نيست
اي صبح روشن از افق معدلت در آي
ما را زياده طاقت اين شام تار نيست
ما را ز قلزم فتن آخر الزمان
جز ساحل عنايت و لطفت کنار نيست
در کام دوستان تو اي خضر رهنما
آب حيات جز ز لبت خوشگوار نيست
اي طاق ابروي تو مرا قبله نياز
از يک اشاره اي که مشير و مشار نيست
غير از طواف کوي تو اي کعبه مراد
هيچ آرزو در اين دل اميدوار نيست
غير از حديث عشق تو اي ليلي قدم
مجنون حسن روي ترا کار و بار نيست
شور شراب لم يزلي در سر است و بس
جز مست باده ازلي هوشيار نيست
آيت الله غروي اصفهاني
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :