امروز:
دوشنبه 30 مرداد 1396
بازدید :
3888
شرح دعاي پنجم صحيفه سجاديه
يا من لا تنقضي عجائب عظمته، صل علي محمد و آله، و احجبنا عن الالحاد في عظمتك، و يا من لا تنتهي مده ملكه، صل علي محمد و آله و اعتق رقابنا من نقمتك، و يا من لا تفني خزائن رحمته، صل علي محمد و آله و اجعل لنا نصيبا في رحمتك.
و يا من تنقطع دون رؤ يته الابصار، صل علي محمد و آله، و ادننا الي قربك. و يا من تصغر عند خطره الاخطار صل علي محمد و آله و كرمنا عليك و يا من تظهر عنده بواطن الاخبار صل علي محمد و آله و لا تفضحنا لديك.
اللهم اغننا عن هبه الوهابين بهبتك و اكفنا وحشه القاطعين بصلتك، حتي لا نرغب الي احد مع بذلك، و لا نستوحش من احد مع فضلك.
اللهم فصل علي محمد و آله و كد لنا، و لا تكد علينا، و امكر لنا، و لا تمكر بنا و ادل لنا و لا تدل منا. اللهم صل علي محمد و آله، و قنا منك، واحفظنا بك، و اهدنا اليك، و لا تباعدنا عنك ان من تقه يسلم، و من تهده يعلم و من تقربه اليك يغنم.
اللهم صل علي محمد و آله، و اكفنا حد نوائب الزمان، و شر مصائد الشيطان، و مراره صوله السلطان.
اللهم انما يكتفي المكتفون بفضل قوتك، فصل علي محمد و آله، و اكفنا، و انما يعطي المعطون من فضل جدتك، فصل علي محمد و آله و اعطنا، و انما يهتدي المهتدون بنور وجهك، فصل علي محمد و آله و اهدنا.
اللهم انك من و اليت لم يضرره خذلان الخاذلين، و من اعطيت لم ينقصه منع المانعين، و من هديت لم يغوه اضلال المضلين، فصل علي محمد و آله، و امنعنا بعزك من عبادك، و اغننا عن غيرك بارفادك، و اسلك بنا سبيل الحق بارشادك.
اللهم صل علي محمد و آله، و اجعل سلامه قلوبنا في ذكر عظمتك، و فراغ ابداننا في شكر نعمتك، و انطلاق السنتنا في وصف منتك: اللهم صل علي محمد و آله و اجعلنا من دعاتك الداعين اليك و هداتك الدالين عليك، و من خاصتك الخاصين لديك، يا ارحم الراحمين.
فراز اول
يا من لا تنقضي عجائب عظمته، صل علي محمد و آله، و احجبنا عن الالحاد في عظمتك، و يا من لا تنتهي مده ملكه، صل علي محمد و آله و اعتق رقابنا من نقمتك، و يا من لا تفني خزائن رحمته، صل علي محمد و آله و اجعل لنا نصيبا فب رحمتك. اي آن كه شگفتي هاي خلقت او پايان ندارد، بر محمد صلي الله عليه و آله و سلم و آلش درود فرست و از انكار عظمت خود ما را باز دار. و اي آن كه سلطنت و قدرت تو بي پايان است، بر محمد صلي الله عليه و آله و سلم و آلش درود فرست و ما را از آتش جهنم آزاد گردان. و اي آن كه هرگز خزائن او فنا نپذيرد بر محمد صلي الله عليه و آله و سلم و آلش درود فرست و نصيبي از رحمت خود بر ما ارزاني دار.
شرح:
خداوند متعال وجودي است كه در ذات و جميع صفات و افعال غير متناهي است و هيچ گونه حد و مرزي را در هيچ گونه از شؤ ون خود ندارد و برماست كه پيوسته جناب حق را به صفات غير متناهي اش بستاييم.
در اين فراز از دعا امام عليه السلام خداي متعال را چنين ستوده است كه البته بي نهايت، از هر حد و مرزي خارج است و كسي را توان آن نيست كه بتواند بي نهايت از همه جهات را بستايد و لذا در قرآن كريم فرمود: سبحان الله عما يصفون الا عباد الله المخلصين[1] و اين مهم فقط در توان امام معصوم حضرت امام سجاد عليه السلام است كه بتواند چنين الهي را رعايت فرمايد.
منزه است خداوند از آنچه كه (آن جاهلان ) او را توصيف مي كنند، مگر (توصيف ) بندگان پاك شده.
در اولين فراز از اين دعا مي فرمايد: يا من لا تنقضي عجائبه ؛ يعني عجايب خلقت تمام شدني نيست براي نمونه به علم طب مي نگريم كه از عمر اين علم بيش از 4 الي 5 هزار سال مي گذرد و پيوسته دانشمندان مستعد و تيز فهم عمر خود را در اين فن گذرانده اند و چه كتابخانه ها كه مالامال از نوشته و تحقيق ها نكرده اند، ولي پس از گذشت اين عمر دراز است كه هنوز مي بينيم جراحي در اين علم سهم بسيار زيادي دارد.
ابن سينا مي گويد: جراحي دليل بر عجز طب است ؛ زيرا علم طب بايد از عهده تداوي امراض و انحراف هاي بدن انسان برآيد اين كلام به خوبي دليل بر آن است كه انسان و عوارض طبيعي آن پس از گذشت چندين هزار سال هنوز از ابهام بسياري برخوردار بوده و دقايق وجودي او هنوز كشف نگرديده است. امام سجاد عليه السلام خداي را به اين صفت خوانده و سپس با درود بر ولي مطلق او حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم و آل او درخواست فرموده كه حجاب الحاد را از ما دور ساخته و عظمت خود را بر بندگانش بنمايد و نيز خداي متعال را به صفت قدرت غير متناهي او خوانده كه از عذاب و غضب خود ما را در امان دارد و به ابديت رحمتش توسل جسته تا از رحمت بي دريغ حضرت حق - جل و علي - بي نصيب نباشيم.
فراز دوم
و يا من تنقطع دون رؤ يته الابصار، صل علي محمد و آله، و ادننا الي قربك. و يا من تصغر عند خطره الاخطار صل علي محمد و آله و كرمنا عليك و يا من تظهر عنده بواطن الاخبار صل علي محمد و آله و لا تفضحنا لديك. اي كسي كه چشم از ديدن او باز مي ماند، بر محمد و آلش درود فرست و ما را به قرب و رحمت خود نزديك فرما و يا آن كه هر بزرگي در كنار قدرت او كوچك است، بر محمد و آلش درود فرست و ما را در نزد خود گرامي دار، و اي كسي كه خبرهاي پوشيده بر او ظاهر است درود بر محمد و آل محمد فرست و هرگز ما را رسوا در نزد خود نگردان.
شرح:
نديدن خداوند متعال با چشم و ايمان آوردن به او، امري غريب نيست، چرا كه بسياري از حقايق هستي را كه چاره اي از تصديق آن ها نداريم هرگز با چشم، رؤ يت نمي كنيم و چه بسا اگر دقت كنيم قسمت عمده پايه هاي زندگي انساني بر واقعيت هاي عقلاني بنا نهاده شده كه چشم و گوش و لمس سهمي در دريافت آن ها ندارند و اين چنين نيست كه همه چيز را بتوان با ابزار حواس ظاهري دريافت.
كتابخانه هاي جهان همگي با عقل انسان رابطه دارند و با او سخن مي گويند و هرگز چيزي را به چشم و يا گوش ارايه نمي كنند، بلكه جملگي قواعد علمي است كه ابزار فهميدن آنان عقل محض است و بر همين گونه است شناخت اخلاق مردم و حالات روحي آنان كه با خرد خاص قابل دريافت است. و هرگز با چشم نمي توان به آن پي برد. بزرگي و كوچكي، عظمت و كوتاهي موجودات امري نسبي است، بسياري از چيزها كه از نظر بعضي مهم و بزرگ است، چه بسا از نظر ما كوچك و حقير باشد و هر كس به هر مقدار داراي عظمت و قدرت باشد در برابر بسياري از حوادث و واقعيات به عجز و ناتواني مي رسد و چاره اي جز تسليم ندارد، چنان كه نسل انساني در مقابل دستگاه تكويني عالم غير از آنكه رابطه ها را شناخته و خود را بر حسب آنان تطبيق دهد، كار ديگري از او ساخته نيست. به هر حال هر كه باشد و به هر جا كه برسد عاقبت در مقابل ناملايمات چاره اي جز تسليم خاضعانه، نخواهد داشت.
اينك آن خدايي كه همه چيز از نظر او كوچك بوده و هيچ بزرگي نيست، مگر آن كه در پيشگاه او خرد و ناتوان است و هر مهمي در كنار او ناچيز است اگر بنا گذارد كه كسي را تحقير نمايد و پرده از اسرار او بردارد، او به هيچ مخفي گاه و پناهگاهي راه ندارد و به هر جا كه بگريزد به سرعت سوي هدف قرار گرفتن حركت مي كند.
هيچ مانعي نمي تواند او را از اين نصيب حتمي به كنار زند؛ زيرا با تقدير الهي هيچ تدبيري سود نمي دهد.
و لذا امام عليه السلام پس از آنكه كهن ترين را نزد خداوند، كوچكترين دانست ؛ بدان معني كه ذلت لقدرتك الصعاب همه چيز در قبال قدرت او كوچك است و كوچك و بزرگ در آن افق بي معني است، و با درود بر پيامبر و آلش درخواست فرمود كه با ما با اسم ستاري خود معامله كند و پرده اسرار را كنار نزند.
فراز سوم
اللهم اغتنا عن هبه الوهابين بهبتك و اكفنا وحشه القاطعين بصلتك، حتي لا نرغب الي احد مع بذلك، و لا نستوحش من احد مع فضلك. خدايا ما را از بخشش بخشندگان بي نياز گردان و ما را از ترس آنان كه از ما بريده اند نگهدار به طوري كه بعد از تو به هيچ فردي رغبت نورزيم و با فضل تو از احدي هراس به دل راه ندهيم.
شرح:
بر اندام هر آنچه كه در عالم، وجود دارد، به جز حضرت حق، نشان حد و مرز ترسيم يافته و همه چيز در عرصه تنگناي فقر و امكان قرار گرفته و از اين قانون هيچ چيزي استثنا نپذيرفته است.
بر اين اساس محدوديت ذاتي بر وجود مخلوقات نقش بسته، محدوديت افعالي ايشان به وضوح محسوس و ملموس است.
دل چون به غير خدا بند شود او به ناپايداري كه قرين عجز و تنگ نظري است ارتباط يافته است كه گاهي او خوف زوال داشته، مانع از عنايت به اين مسكين است و گاهي با توهم نقصان دست از عطا برگيرد و به بخل گرايد و گاهي هم اغراض خاص وهمي مانند طلب تملق و چاپلوسي و تحقير نيازمندان به محروميت آنان مي انجامد.
و لذا در دعاي ابوحمزه مي فرمايد: و لا تلكني الي الناس فانهم يهينوئي ؛ يعني خدايا مرا به مردم حواله نده كه اينان مرا خوار خواهند كرد.
و اما اگر دل به خداي غني مطلق ربط يافت نه خوف زوال و نه توهم نقصان و نه اغراض وهمي نابجا در كار نخواهد بود، بلكه تكيه بر آن غني مطلق آن چنان دل را آرام مي كند كه نظر بر غير را ديگر حرام دانسته و كمترين رغبتي به ديگران نخواهد داشت ؛ زيرا به غناي مطلق تكيه زده و غني ترين اغنياي عالم در مقابل او كمترين و ناچيزترين بحساب آيند.
[1] . صافات، 160.
@#@
و بر همين قياس اگر به قدرت حضرت حق وصل شويم، نيروي محدود، اهرم بازو را به قدرت الهي مرتبط كرده و به نيروي لايزال او دست توكل زده و از هيج قدرتي هراس نخواهيم داشت.
يكي از اسرار، بلكه سر الاسرار مكتب انبيا كه پيوسته با كمترين امكانات در مقابل عظيم ترين قدرت هاي زمان خود مي ايستادند اين بود كه با علم و آگاهي به قدرت خداي متعال و اطمينان به ياري او آن چنان شجاعانه اقدام مي كردند كه مايه حيرت نادان هاي زمان قرار مي گرفت.
حشمت و عظمت ظاهري قارونيان هرگز چشم بندگان مخلص و راستين حضرت ربوبي را پر نمي كرد، و هم چنانكه پس از فرو رفتن در قعر زمين عده اي گفتند: و يكانه لا يفلج الكافرون[1] پيامبر زمان او وي را با تمام قدرتش و قبل از فرو رفتن او را ناپايدار و ناموفق و به دور از رستگاري مي ديد.
و پيامبر با عظمت اسلام نيز به تنهايي در مقابل تمامي كافران و منافقان مي ايستد و با قلب مطمئن از خطاب و ينصرك الله[2] دست به ارشاد و هدايتي موفقيت آميز كه عالمي را در سيطره نور و هدايت وحي قرار داد.
فراز چهارم
اللهم فصل علي محمد و آله و كد لنا، و لا تكد علينا، و امكر لنا، و لا تمكر لنا، و ادل لنا و لا تدل منا. اللهم صل علي محمد و آله، و قنا منك، و احفظنا بك، و اهدنا اليك، و لا تباعدنا عنك ان من تقه يسلم، و من تهده يعلم و من تقربه اليك يغنم. خدايا بر محمد صلي الله عليه و آله و سلم و آلش درود فرست و به سود ما تدبير فرما نه به زبان ما و مكر خود را نه با ما، بلكه بر دشمنان قرار بده و ما را پيروز گردان و آنان را بر ما پيروز مگردان. و بر محمد و آلش درود فرست و ما را از خشم خود نگهدار، ما را محفوظ بدار و به سوي خود راهنمايي فرما و از خودت دور مگردان كه هر كس را كه تو حافظي به سلامت باشد و هر كه را هدايت كني آگاه است و هر كسي را كه به خود نزديك فرمايي به غنيمت تمام مي رسد.
شرح:
لفظ كيد و مكر كه امام عليه السلام در اين فراز از دعا به كار برده اند با استفاده از قرآن كريم است كه در موارد خاصي در مقابل كيد و مكر مكاران كه با نفاق تمام سد راه هدايت مي شوند به خود نسبت داده است ؛ همانند آيه شريفه انهم يكيدون كيداَ و اكيد كيداَ فمهل الكافين امهلهم رويدا.[3]
و با آيه شريفه و مكروا و مكر الله و الله خير الماكرين.[4]
و البته از قرينه موجود در آيات استفاده مي شود كه اين كيد و مكر كه بر خداي متعال نسبت داده شده مكر و كيد سو نيست، بلكه راهي براي جلوگيري از كيدها و مكرهاي منافقانه اي است كه نسل و حرث ؛ يعني نفوس مسلمين و اقتصاد آنان و اسلام و مسلمين را به خطر مي انداخته و در اين صورت چاره اي جز انديشه خلاصي از شر اسرار نيست.
در چنين مواقعي هرگونه روشي كه بتواند نقشه هاي شوم آنان را خنثي كند، ضروري و لازم است، از اين رو امام معصوم كه از خداوند متعال طلب مكر و كيد فرموده بر همين پايه است كه در امان ماندن از خيانت ها و نفاق ها گاهي مستلزم چاره انديشي خاصي است كه كيد و مكر آنان را دست و پاگير خود آنان نمايد. و نيز درخواست حفظ و هدايت از حضرت حق - جل و علي - نموده و آن نعمتي است كه فوق آن ها نعمت ديگري نخواهد بود؛ زيرا رهايي از حفظ و هدايت حق كنار رفتن از خط مستقيم و رها شدن در خطوط غير متناهي ضلالت است كه در وادي بيكران شر حيران و سرگردان خواهد بود، ولي آن كس كه در حمايت و حفظ او قرار گيرد از هيچ موج و طوفاني نهراسد، بلكه پيوسته دست در دست هدايت او قرار داده و به ساحل نجات ره خواهد يافت.
شب تاريك و سنگستان و مومست
قدح از دست مو افتاد و نشكست
نگهدارنده اش نيكو نگه داشت
و گرنه صد قدح نفتاده بشكست
فراز پنجم
اللهم صل علي محمد و آله، و اكفنا حد نوائب الزمان، و شر مصائد الشيطان، و مراره صوله السلطان. خداوندا بر محمد و آلش درود فرست خدايا و ما را از شدايد و شدت آن و شر دام شيطان و تلخي غضب و ظلم آنكه مسلط بر انسان هاست نگهدار.
شرح:
در جهاني كه ما زندگي مي كنيم، عالم ماده است و مبناي آن بر تزاحم ها، تضادها و اصطكاك هاست كه هم چون فضايي كه مالامال از سنگ هاي فضايي است، پيوسته معلق بوده و در عرصه اي وسيع در حركت و تكاپو هستند و بسياري از آنان با اصطكاك به همديگر بحالت پودر و يا گاز و مايع در مي آيند. در عالم ما نيز ناملايمات و جريان هاي موافق و اتفاقات متناسب بسيار است كه گاهي ما از آنان به اتفاقات ياد مي كنيم گاهي چند جرعه آب كه بر زمين ريخته كافي است فردي را به زمين كوبد و براي همه عمر او را آفت زده كند و يا پوست ميوه اي فرد را بلغزاند.
آنچه را كه به عنوان مثل ذكر كرديم جزيي ترين اتفاقات است كه از دسترس و قدرت و اختيار انسان خارج است.
جنگ ها، نزاع ها و كشمكش هاي زيادي در دنيا به طور غير قابل پيش بيني در مرحله وقوع است و فقط خداي متعال مي تواند انسان را از آن همه ناملايمات حفظ كرده و نجات دهد و چاره نداريم جز اين كه پيوسته از او درخواست كنيم كه از ماموران نظام تكويني اين عالم به دور و در امان باشيم و از عافيت لازم به يمن رحمت و مغفرت او برخوردار گرديم.
حافط مي گويد:
بركشد آينه از جيب افق، چرخ و در آن
بنمايد رخ گيتي به هزاران انواع
شاهد دنيا همه مكر است و فريب
عارفان بر سر اين رشته نجويند نزاع
وضع دوران بنگرد ساغر عشرت بر گير
كه بهرحال همين است كه بيني اوضاع
و در جمله بعد، امام عليه السلام از مصايد شيطان به خدا پناه برده است. مصايد جمع مصيده است و مصيده به معني ابزاري است كه صيادان، به وسيله آن شكار خود را به دام مي افكنند.[5]
شيطان نيز در كمين انسان سنگرها ساخته و از هر طرف به قصد فتنه به سوي انسان تيري پرتاب مي كند كه شايد او را به تدريج از پاي درآورده و مقاومت را از او سلب كند تا طعمه اي آماده براي او باشد. و براي هر كس دام هاي مختلفي گسترانيده و او را از طريق خاصي صيد مي كند. يكي را در دام شهوت، غضب و خود خواهي ها اسير مي كند و پيوسته او را دستخوش فراز و نشيب هاي هوي و هوس قرار مي دهد تا عمر تباه شده را به آخر برساند. و ديگري را در راه ريا و سالوس گرفتار كرده و در غرور خود فروشي و فرو مايگي سرگرم مي كند.
دلا دلالت خير كنم به راه نجات
مكن به فسق مباهات و زهدهم مفروش
فراز ششم
اللهم انما يكتفي المكتفون بفضل قوتك، فصل علي محمد و آله، و اكفنا، و انما يعطي المعطون من فضل جدتك، فصل علي محمد و آله و اعطنا، و انما يهتدي المهتدون بنور وجهك، فصل علي محمد و آله و اهدنا. خدايا آنان كه در حد كفايت از همه چيز قرار دارند، كساني هستند كه در پناه كفايت تو به سر مي برند، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و ما را هم كفايت بفرما و هر كس كه دست بخشنده دارد به فضل جود توست ؛ پس بر محمد و آلش درود فرست و به ما هم عطا بفرما و هر كسي كه به راه مستقيم هدايت راه يافت به نور وجه تو بود، پس بر محمد و آلش درود فرست و ما را به هدايت خود در صراط مستقيم قرار ده.
شرح:
در حد كفايت زندگي داشتن، به معني دارايي و ثروت هنگفت و ذخيره هاي زر و زيور نيست ؛ زيرا آن كه بيشتر از همه در سر خود پرورانده است كه بايد در پناه پول و زور به آسايش رسيد؛ پس از گذراندن دوره هاي سختي و رسيدن به خواسته ها مي داند كه آرامش در پناه اوهام تهي و غلط او نبوده و اگر هزاران برابر اين قدرت فيزيكي و اندوخته چنين و چنان شود، ولي امنيت روحي و آرامش دل و جان نداشته باشد، هرگز سر به بالين آسايش نخواهد گذاشت و لذا امام عليه السلام فرمود: انما يكتفي المكتفون بفضل قوتك ؛ يعني در آرامش زيستن و در پناه كفايت حضرت ربوبي بودن به همين جهت امير مؤ منان فرمود: من توكل علي الله ذلت له الصعاب،[6] و من توكل لم يهتم،[7] و در جمله بعد حضرت ربوبي - جل و علي - مي بخشد؛ زيرا در قرآن كريم آمده: يا ايها الناس انتم الفقرا الي الله و الله هو الغني الحميد[8] اي مردم شما نيازمند به خداوند هستيد و خداوند بي نياز و بزرگوار است.
از آنجا كه حقيقت وجودي هر شخصي از خلاق متعال عالم است و در اصل هستي خود به ديگري وابسته مي باشد معلوم مي شود كه در مزاياي زندگي نيز به همان خداي بزرگ وابسته است.
و چه خوب است انسان بجاي آن كه چشم خود را به دست ديگران متوجه كند، اين چشم را به كرم همان كسي داشته باشد كه جمله هستي ها و همه ي نعمت ها و تمام ثروت ها از آن اوست و همان كسي كه به اين شخص ثروت مند عطا كرده مي تواند به ما هم عطا فرمايد.
و امام عليه السلام در قسمت آخر اين فراز از دعا هدايت را تماما به حق نسبت داده و مي فرمايد: جملگي آنان كه به هدايت رسيده اند از نور توست و قرآن كريم نيز به همين جهت اشاره فرموده و مي فرمايد: لولا فضل الله عليكم مازكي منكم من احد[9] و اگر فضل خدا بر شما نبود هيچ كدام پاكيزه نمي شديد.
مرا گداي تو بودن و سلطنت خوشتر
كه ذل جور و جفاي تو عز و جاه من است
از آن زمان كه بر اين آستان نهادم روي
فراز مسند خورشيد تكيه گاه من است
فراز هفتم
اللهم انك من و اليت لم يضرره خذلان الخاذلين، و من اعطيت لم ينقصه منع المانعين، و من هديت لم يغوه اضلال المضلين، فصل علي محمد و آله، و امنعنا بعزك من عبادك، و اغننا عن غيرك بارفادك، و اسلك بنا سبيل الحق بارشادك.
[1] . قصص، 82: عجب كافران رستگار نمي شوند.
[2] . فتح، 3.
[3] . طارق، 17 - 15: آنان حيله گري مي كنند و من نيز تدبير مي كنم، پس به كافرين مهلت ده، به ايشان مهلت ده مدت اندكي.
[4] . آل عمران، 54: آنان حيله گري نمودند و خداوند نيز تدبير نمود و خداوند بهترين تدبير كنندگان است.
[5] . فرهنگ جامع نوين، ج اول، حرف ص
[6] . اميرالمؤ منين علي عليه السلام فرمود: هر كس بر خداوند توكل كند سختي ها بر او آسان شود. (تصنيف غرر و دررآمدي ص 197، كلام 3888).
[7] . و هر كس (بر خداوند) توكل كند اندوه نخواهد داشت. تصنيف غرر و دررآمدي ص 197، كلام (388).
[8] . فاطر، 15.
[9] . نور، 21.@#@ خدايا هر كه را تو سرپرستي كني از خذلان ديگران در امان است و آن كس را كه تو اعطا كني اگر همه نسبت به او مانع خير شوند، منقصتي براي او پيش نيايد و هر كس را تو هدايت كني اضلال گمراه كنندگان او را گمراه نكند؛ پس تو بر محمد و آلش درود فرست و به عزت و جلالت ما را از شر بندگان خود محفوظ بدار و با عطاي خود بي نيازمان گردان و ما را در سبيل حق و هدايت با ارشاد خود قرار بده.
شرح:
در نظام جهان بيني اسلام هيچ كس جز خدا، رسول و جانشينان او به خودي خود حق ولايت و امر و نهي بر ديگري را ندارد. حال در اينجا دو مساله قابل طرح است:
مساله اول: سرپرستي در نظام اجتماعي و مديريت كه خداي متعال در اين زمينه پيامبران و امامان خود را گسيل داشته كه به دريافت وحياني، دستورات را از خداي متعال اخذ كنند و به مردم ابلاغ نمايند و در صورت عدم حضور آنان با ابلاغ به علماي متقي، عادل و صالح هر زمان، آنان را براي تبليغ دستورات و فرمان هاي الهي نصب كند كه همانند ستون دين نگهدار گستره آيين الهي باشند و پرواضح است كه در صورت نبودن ولي منصوب از جانب خداوند متعال خيمه دين برپا نخواهد بود.
مساله دوم: ولايت و سرپرستي در نظام خلقت، نگهداري بندگان و روزي دادن به آن ها، رفع حاجات و برآوردن مهمات بني آدم است كه اين سرپرستي جز از ناحيه خدا از شخص ديگري ساخته نيست و هر كس هم دست توانايي در اين زمينه دارد از ناحيه خداوند متعال به او عنايت شده است. هيچ كس در اين جريان عظيم از خود استقلالي نداشته و نخواهد داشت، بلكه جملگي آن ها ناتوان، ضعيف و محكوم سلسله حوادثي در اين عالم هستند و فقط خداوند متعال است كه حافظ، ولي و سرپرست مي باشد و با ولايت و سرپرستي او هرگز محروميت و ناكامي باقي نخواهد ماند و كسي را توان ضرر وارد كردن نخواهد بود.
حافظ گويد:
كارواني كه بود بدرقه اش لطف خدا
به تجمل بنشيند بجلالت برود
و هم چنين كسي را كه كرم و انعام الهي شامل گردد، اگر همه عالم دست در دست هم داده كه نعمت را از او سلب كنند هرگز نخواهند توانست، بلكه عدو شود سبب خير، اگر خدا خواهد.
پس هر چه را كه او اراده كند، اعم از سرپرستي، اعطا، هدايت، بي نيازي از غير، مسلوك سبيل حق وقوع آن قطعي بوده و هيچ كس معارض و مانع نتواند بود و كسي توان مقابله با خواست او را ندارد، بلكه هر مانع و معارضي ناخودآگاه به صورت معين و كمك در آيد.
بجان دوست كه غم پرده بر شما ندرد
گر اعتماد بر الطاف كار ساز كنيد
ميان عاشق و معشوق فرق بسيار است
چو يار ناز نمايد شما نياز كنيد
فراز هشتم (آخرين فراز)
اللهم صل علي محمد و آله، و اجعل سلامه قلوبنا في ذكر عظمتك، و فراغ ابداننا في شكر نعمتك، و انطلاق السنتنا في وصف منتك: اللهم صل علي محمد و آله، و اجعلنا من دعاتك الداعين اليك و هداتك الدالين عليك، و من خاصتك الخاصين لديك، يا ارحم الراحمين. خدايا، بر محمد و آل محمد درود فرست و سلامت قلوب ما را در يادآوري عظمت خود قرار ده و راحتي جسم و تن را در شكر نعمت خود تضمين فرما و بازگويي زبان ما را در وصف منت هاي خود قرار بده و درود بر محمد و آلش فرست و ما را از كساني قرار بده كه خلق را به سوي تو مي خوانند و هدايت مي كنند و ما را از خاصان درگاهت قرار بده اي ارحم الراحمين
شرح:
سلامت پيوسته در مقابل انحراف از خلق امري فطري و طبيعي است كه در زبان عموم به آن مرض مي گويند.
و سلامت هر چيز به حسب خود است. بيماري تن خروج حرارت بيش از حد لازم است و بيماري روح به دور افتادن از فطرت اوليه خود مي باشد؛ زيرا فطرت انسان خداپرست و فطرت توحيدي است كه هرگز باور ندارد، پديده اي بي پديد آورنده باشد و يا اثري بدون مؤ ثر به وقوع بپيوندد.
بنابراين اگر بت پرست به دنبال پرستيدن بت معبود خود است، به دنبال هوا و هوس نيست، بلكه فقط مؤ ثر را مي خواهد، به طوري كه اگر بداند او در قضاي حاجت داراي تاثير نيست، هرگز به بتخانه نمي نگرد؛ پس بر حسب فطرت زيستن، خود سلامت دل و جان و قلب است. لذا امام عليه السلام سلامت قلب را در ياد خدا ديده و در فراغ و آسايش تن رو به شكر آوري دارد و مسلم اگر دل با خدا بود و تن فرو رفته در شكر، هرگز زبان خالي از ذكر و تهي از ورد با خالق نخواهد بود؛ زيرا هميشه زبان آن چنان چرخد كه دل بر آن حسب است.
مرا به وصول تو گر ز آنكه دسترس باشد
و گر طالع خويشم چه ملتحس باشد
اگر به هر دو جهان يك نفس زنم با دوست
مرا ز هر دو جهان حاصل آن نفس باشد
امام عليه السلام در قسمت ديگري از اين دعا مي فرمايد: خدايا اين افتخار عظيم را نصيب ما گردان كه بتوانيم هدايت گر به سوي تو باشيم. هيچ مقامي بالاتر از مقام شخصي كه دعوت به سوي خدا مي كند نيست، آن كس كه بتواند صادقانه در راه معرفت صاحب هستي قدم مخلصانه بردارد و رابطه بين خلق و مبدئيت وجود قرار گيرد، هر متناهي محدود را به غير متناهي رساند و عالم ماده را مرتبط به مجردات كند و به بالاترين مراتب جبروتي بكشاند.
اين صفت از آن انبيا و كاملان بشريت مي باشد و هر كسي را در اين حريم راه نيست. فقط كساني كه از خاصان خدا هستند و از يگانه هاي دوران مي باشند بر اين سفره ميهمان خواهند بود.
در محفلي كه خورشيد اندر شما ذره است
خود را بزرگ ديدن شرط ادب نباشد
آيت الله حسن ممدوحي - شهود و شناخت، ص 247
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :