امروز:
پنج شنبه 10 فروردين 1396
بازدید :
1983
نهج البلاغه در كلام علما و بزرگان شيعه
1. بنيانگذار جمهورى اسلامى حضرت امام خمينى (ره) در وصيتنامه الهي سياسي خود مي فرمايند:
ما مفتخريم كه كتاب نهج‏البلاغه كه بعد از قرآن، بزرگترين دستور زندگى مادى و معنوى و بالاترين كتاب رهايى بخش بشر است و دستورات معنوى و حكومتى آن بالاترين راه نجات است، از امام معصوم ماست.(1)
و در پيام ديگرى آن را شفاى دردهاى فردى و اجتماعى دانسته و آن را اقيانوسى معرفى مى‏نمايد كه هر دانشمندى در آن فرو رود غرق مى‏شود.(2)
2. مقام معظم رهبرى حضرت آيت الله خامنه اي (مدظله‏العالى) مي فرمايد:
نهج‏البلاغه گنجينه عظيمى است كه به اين سادگى حتى به موجوديت آن نمى‏شود دست‏يافت و آن را فهميد و بعد از اينكه چنين موجودى را شناختيم نوبت كار اصلى يعنى بهره‏بردارى است . ما هنوز موجوديت نهج‏البلاغه را هم نشناخته‏ايم، البته بسيارى از منابع غنى اسلامى نيز همين وضعيت را دارند، اما نهج‏البلاغه با رتبه و پايه والايى كه دارد در حقيقت‏يك استثنا است كه بايد به صورت يك گنجينه استثنائى با آن برخورد كرد .
اين كتاب وقتى در كنار قرآن قرار گيرد يقينا تالى قرآن است، يعنى ما ديگر كتابى نداريم كه داراى اين حد از اعتبار و جامعيت و قدمت‏باشد، لذا احياى نهج‏البلاغه تنها وظيفه شيعيان نيست، بلكه وظيفه همه مسلمانان است، همه مسلمانان به عنوان احياى يك ميراث بى‏نظير اسلامى بايد نهج‏البلاغه را زنده كنند . و اين احيا نه فقط به معناى كثرت چاپ - كه خوب زياد هم چاپ شده - بلكه به معناى تحقيق در آن است، همچنانكه روى قرآن كريم تحقيق شده، تفسيرهاى زيادى نوشته شده است، روى نهج‏البلاغه هم بايد اين تحقيقات انجام گيرد، همان طورى‏كه قرآن خوانده مى‏شود نهج‏البلاغه هم بايد خوانده شود چون تالى قرآن است، همان طورى كه مسلمانها خودشان را موظف مى‏دانند كه با قرآن انس پيدا كنند و ندانستن قرآن را براى خود نقص مى‏شمارند، ندانستن نهج‏البلاغه هم بايد نقص به حساب بيايد .
نكته ديگرى كه در اينجا فوق‏العاده مهم است و به نظر من تكليف همه ما است، اين است كه ما موقعيت صدور اين سخنان و احوال گوينده آنها را به خوبى بشناسيم و بدانيم كه اين آگاهى و شناخت‏براى درمان بسيارى از بيمارى‏هاى جامعه ما شفايى عاجل است زيرا وقتى گوينده اين سخن‏ها را مورد مطالعه قرار مى‏دهيم مى‏بينيم يك انسان عادى نيست‏بلكه دو خصوصيت دارد كه سخن او را، به اهميت فوق‏العاده‏اى مى‏رساند . آن دو خصوصيت، حكمت و حاكميت اوست، على (ع) اولا يك حكيم است از آن كسانى كه «يؤتى الحكمة من يشاء» . حكمت الهى به او داده شده، جهان و انسان و حقايق آفرينش و دقايق هستى را مى‏شناسد، حكيم يعنى به حقايق جهان واقف است، حالا به عقيده كسانى كه او را امام معصوم مى‏دانند، به الهام من الله، و به عقيده آنهايى كه او را معصوم نمى‏دانند به تعليم از پيغمبر و از اسلام . بهرحال در اينكه يك انسان بصير و حكيمى است از نوع حكمت پيغمبران، كه به حقايق آفرينش و آنچه در گنجينه‏هاى خداوند است آشنا است كسى ترديد ندارد .
در آئينه نهج‏البلاغه نگاه كنيد و ببينيد شما از وضع كنونى خودتان چه چيزى را مى‏بينيد، كدام درد و خطر را مى‏بينيد؟ كدام هشدار متوجه ماست؟ درمانش در نهج‏البلاغه موجود است، امروز بسيار لازم است كه محققان، نهج‏البلاغه را از اين جهات تفسير كنند.(3)
3. سيدرضى(ره) :
او كه خود همت ‏به جمع‏آورى اين اثر سترگ گماشته و با نهج‏البلاغه جاودانه شده و همچون قطره‏اى كه خود دريا شده مى‏نويسد: جويندگان و سود برندگان از آن زياد است و اين به دليل گران سنگى و قدر و منزلت اين كتاب در فراهم داشتن شگفتى‏هاى سخن‏ورى و زبان‏آورى اوست.(4)
4. مرحوم ملا صالح روغنى قزونى(ره) :
يكى از شارحان بزرگ فارسى نهج‏البلاغه مرحوم ملا صالح روغنى قزونى(ره) است كه در عهد شاه عباس دوم سليمان صفوى مى‏زيسته و از مترجمان زبردست عصر خويش بوده و ترجمه‏ها و شرح‏هاى او بر كتب مهمى چون نهج‏البلاغه، صحيفه سجاديه و مثنوى رومى در دربار صفوى مقبوليت تام داشته است . وى از شاگردان حكيم متبحر ميرداماد» مى‏باشد(5) مهم‏ترين اثر وى شرح نهج‏البلاغه به فارسى است كه به گفته مرحوم شيخ آقا بزرگ تهرانى از سودمندترين و مفيدترين شرح‏هاى نهج‏البلاغه است (6) كه البته چاپ هم شده است . ايشان نهج‏البلاغه را جامع و عديم‏المثل و فوق طاقت ‏بشرى دانسته است.(7)
5. حجه الاسلام و المسلمين استاد على دوانى :
ايشان كه امروزه از رجال شرح حال نويس مهم به ‏شمار مى‏رود و تاليفات متعددى در آثار و احوال دانشمندان دارد برآنند كه نهج‏البلاغه خود بهترين وسيله شناخت امام متقين على (ع) است . دانشمندان معتقدند كه پس از قرآن دنياى اسلام كتابى از لحاظ ابعاد و ارزشهاى اسلامى همچون نهج‏البلاغه در اختيار ندارند.(8)
گروهى ديگر نيز نهج‏البلاغه را به عنوان برگزيده سخنان مولا، بيان گر اسلام راستين و ترجمان وحى خدا و برگدان شيوايى قرآن مى‏دانند (9) و منشا اين دفتر حكمت را نيز قرآن دانسته‏اند لذا همه حكمت‏ها و دستورات مندرج در آن را ملهم از قرآن و رسول خدا (ص) دانسته‏اند.(10)
6. سيدرضى(ره) باز هم مى‏نويسد :
بعد از قرآن و بيانات پيامبر اكرم (ص) هر كلام و خطبه و مقاله‏اى را كه خواندم و شنيدم توانستم با آن رقابت كنم و بهتر از ان يا همانندش را بگويم مگر كلمات اميرالمؤمنين على ع را كه هرچه كوشيدم توانايى رقابت‏با آن را در خود نيافتم.(11)
7. مرحوم آيه‏الله حاج ميرزا على آقا شيرازى :
عارف بزرگوار مرحوم آيه‏الله حاج ميرزا على آقا شيرازى(ره) كه در زمان خود اسوه علم و تفوا بوده و امروزه براى آشنايان با معارف اسلامى نامى آشناست، از استادان و غواصان درياى بى‏كران نهج‏البلاغه بوده است. استاد شهيد مطهرى كه خود نهج‏البلاغه‏شناس مهمى است در مكتب اين دانشور، زانوى تعلم بر زمين زده و با عالم شگفت كتاب حكمت‏آميز على (ع) آشنا شده است . وى مى‏گويد: او(آيه‏الله حاج ميرزا على آقا شيرازى) يك نهج‏البلاغه مجسم بود، مواعظ نهج‏البلاغه در اعماق جانش فرو رفته بود . براى من محسوس بود كه روح اين مرد با روح اميرالمؤمنين (ع) پيوند خورده و متصل شده است.(12)
جالب اين كه آشنايى و پيوند اين عارف با نهج‏البلاغه از طريق مرحوم شهيد مدرس بوده است . به گفته ميرزا على آقا شيرازى مدرس نخستين كسى بوده كه تدريس نهج‏البلاغه را در حوزه‏هاى علميه رسمى كرد و اين كتاب گرانسنگ را متن درسى براى تعليم قرار داد.(13)
مدرس زندگى عجيبى داشت، در تمام عمر طلبگى را ترك ننمود، در مراجعت از نجف روزهاى پنج‏شنبه هر هفته براى طلاب درس اخلاق مى‏گفت و مبناى درسش نهج‏البلاغه بود . يك روز به درس ايشان رفتم، چنان حاضرالذهن، عبارات نهج‏البلاغه را از بر مى‏خواند و از كتب بزرگان شعر و ادب و ادربيات عرب، ضرب‏المثل مى‏آورد كه من علاقمند شدم و مدتى به درس ايشان مى‏رفتم . وى مى‏گفت‏بالاترين كتاب، نهج‏البلاغه است، بخوانيد و به ديگران ياد بدهيد . به هر حال مشوق من در نهج‏البلاغه، مدرس بود.(14)
حاج ميرزا على آقا شيرازى بر اين باور بود كه جاذبه و بلنداى كلام امام على عليه‏السلام چون قرآن، دل آدمى را روشنى بخشيده و انديشه را جهت داده و روح را فرح مى‏نمايد . به عقيده وى نهج‏البلاغه پرتوى پرفروغ از قرآن و ترجمان آن است و تراوش روحى ملكوتى است كه به حق عبدالله بود و اثرى است مفيد و سازنده براى بيدار نمودن خفتگان در بستر غفلت دارويى است‏براى شفاى آنان كه به بيماريهاى دل وامراض روان مبتلايند و مرهمى است‏براى افرادى كه از دردهاى فردى و اجتماعى در تب و تاب هستند و خلاصه سخنش اين بود كه نهج‏البلاغه در بين افراد طالب حق و مشتاق مصونيت و مغزهاى نورانى، مشترى دارد و شايسته نيست چنين اثرى محجوب و مهجور بماند بلكه بايد جرعه‏هايى از آن را به كام تشنگان فرو ريخت.(15)
8 . استاد علامه حسن‏زاده آملى :
فيلسوف و عارف گرانمايه شيعه استاد حسن‏زاده آملى كه در ادبيات فارسى و نيز تبحرى ويژه دارد ، اين كتاب را شجره طيبه‏اى كه براى زندگى انسانها در تمام شئونات و برنامه‏ها راهنما و دليل قويى است مى‏دانند . از ديدگاه استاد حسن‏زاده آملى اين كتاب، معجزه گفتارى است چرا سيره امام على (ع) به دو معجزه فعلى و قولى تقسيم مى‏شود . معجزه فعلى مانند كندن در قلعه خيبر، و معجزه قولى كتاب گرانقدر نهج‏البلاغه است. (16) ايشان در جاي ديگر مى‏گويند:
در سلسله معجزات قولى، قرآن مجيد است كه صورت كتبى خاتم (ص) است و معارف صادر از اهل بيت عصمت و وحى چون نهج‏البلاغه و زبور و انجيل آل محمد (ص) صحيفه سجاديه و جوامع روايى، تالى آن .(17)
9. حضرت آيت‏الله مكارم شيرازى :
ايشان كه علاوه بر تبحر در فقه و اصول، ترجمه‏اى شيوا از قرآن كريم و نهج‏البلاغه به جهان معرفت عرضه كرده و معتقدند كه: نهج‏البلاغه مرهمى بر دردهاى جانكاه بشريت است عالى‏ترين روش آزادى انسانها را در ابعاد مختلف مورد بررسى قرار مى‏دهد چرا كه منادى عدالت اجتماعى است . اين كتاب در نوع خود بى‏نظير و براى هر زمان و هر نسل، اثر مفيد مى‏باشد.@#@ (18)
10. آيه‏الله جعفر سبحانى :
اين فقيه بزرگوار و اصولى معاصر، خبرهاى غيبى نهج‏البلاغه را گواه بر اين دانسته كه امام (ع) علاوه بر آگاهى‏هاى حسى و عقلى از آگاهى سومى به نام الهام و تاييد الهى برخوردار است و انسان به وسيله اين حس، شكننده مرزهاى زمان و مكان و حجاب ماده مى‏باشد و با اين قوه، حوادث را پيش از وقوع درك كرده و با آن حوادث ارتباط برقرار كرده و كاملا آن را لمس مى‏كند . آگاهى از غيب و گزارش امام (ع) از حوادث و رويدادهاى پنهان و پوشيده خصوصا جريان‏هايى كه پس از شهادت وى رخ داد يكى از ابعاد گسترده نهج‏البلاغه را تشكيل مى‏دهد و اين خبرهاى غيبى گواه است كه امام علاوه بر آگاهيهاى متعارف از آگاهى سومى برخوردار بوده كه هرگز نمى‏توان آن را از طريق ابزارى به نام حس و عقل كشف كرد . (19)
11. استاد شهيد مرتضى مطهرى :
آيه الله شهيد مطهرى (ره)در كتاب ارزشمند سيرى در نهج‏البلاغه چنين مي نويسد: نهج‏البلاغه چندين دنيا دارد: دنياى زهد و تقوا، دنياى عبادت و عرفان، دنياى ملاحم و مغيبات، دنياى سياست و مسئوليت‏هاى اجتماعى، دنياى حماسه و شجاعت . . (20)
امتياز نهج‏البلاغه براى فردى كه سخن‏شناس باشد و زيبايى سخن را درك كند نياز به توضيح و توصيف ندارد . اساسا زيبايى درك كردنى است، نه وصف كردنى نهج‏البلاغه پس از نزديك چهارده قرن براى شنونده امروز همان لطف و حلاوت و گيرندگى و جذابيت را دارد كه براى مردم آن روز داشت است. (21)
12. دكتر سيد جعفر شهيدى :
استاد دكتر سيد جعفر شهيدى كه از اديبان برجسته كشورمان است و استادى مسلم او بر لغت و ادب عرب مورد تاييد و تصديق همگان است و ترجمه شيوايش از نهج‏البلاغه در بين ترجمه‏هاى پيشيناز ويژگي هاي مهمي برخوردار است، اين كتاب عظيم را منبع و سرمايه غنى همه اديبان، شاعران، خطيبان و نويسندگان تاريخ اسلامى دانسته و همه مطالب آن را يك گنجينه سرشار مى‏داند . وى مى‏گويد:
پس از آن كه شريف رضى سخنان امام را از خطبه، نامه و فقره‏هاى كوتهاه گردآورى نمود سرمايه‏اى غنى در دسترس اديبان و خطيبان و مترسلان نهاده شد چنانچه ظاهرا توجه اديبان ايرانى به فقره‏هاى كوتاه سخنان امام، پس از تاليف كتاب مطلوب كل طالب من كلام على بن ابى طالب به وسيله رشيد وطواط است . بحث در اين كه آيا همه اين خطبه‏ها و نامه‏ها و سخنان كوتاه (كلمات قصار) كه در مجموعه‏اى به نام نهج‏البلاغه گردآمده گفتار على (ع) است و يا برخى از گفته‏هاى ديگران نيز به نام حضرت، ثبت‏شده از قرن‏ها پيش آغاز شده و تا امروز به قدر كافى پيرامون آن گفته و نوشته‏اند . آنان كه در سخن‏شناسى و نقد ادبى نزد گويندگان عرب كنانتى دارند گواهى داده‏اند كه اين گوهرهاى گرانبها همه به يك گنجينه تعلق دارد . . . پس از آن كه مذهب تشيع در ايران رواج يافت‏به اطمينان خاطر مى‏توان گفت كه شعر و شاعر و نثر از تاثير نهج‏البلاغه و گفتار على (ع) خالى نيست. (22)
13- مرحوم آيه‏الله حاج ميرزا على آقا شيرازى :
مرحوم ميرزا على آقا شيرازى(ره) سيد رضى را دانشمندى بلند قدر مى‏دانست كه با تدوين نهج‏البلاغه چراغى فروزان فرا راه جامعه اسلامى قرار داد تا در قرون متمادى و اعصار متوالى، راهنماى جوامع انسانى به راه راست و نيل آنان به كمالات شايسته و فضايل انسانى و تكامل علمى و عقلى باشد و از اين كه عده‏اى در اصالت چنين اثرى شك مى‏كنند و گويى عاملى از رسوبات رشك‏آلود و لجاجت از آنان برمى‏خيزد، رنج مى‏برد و در برابر اين شكاكان كه بى‏هيچ برهان يا هدف سالمى در صحت‏سند نهج‏البلاغه و انتساب محتواى آن به امام على (ع) ترديد كرده‏اند كوشيد تا منابع و مراجعى كه اين نسبت را ثابت مى‏كنند بيابد و توفيق اين اثر ثمين را مسجل كند. (23)
14- در پايان به فرازي ديگر از بيانات مقام معظم رهبرى (مدظله‏العالى) اشاره مي نماييم :
اين كتاب(نهج‏البلاغه) وقتى در كنار قرآن قرار گيرد يقينا تالى قرآن است، يعنى ما ديگر كتابى نداريم كه داراى اين حد از اعتبار و جامعيت و قدمت‏باشد، لذا احياى نهج‏البلاغه تنها وظيفه شيعيان نيست، بلكه وظيفه همه مسلمانان است، همه مسلمانان به عنوان احياى يك ميراث بى‏نظير اسلامى بايد نهج‏البلاغه را زنده كنند . و اين احيا نه فقط به معناى كثرت چاپ - كه خوب زياد هم چاپ شده - بلكه به معناى تحقيق در آن است .
اين بود گوشه اي از كلمات و نظرات علما و بزرگان بزرگوار شيعه پيرامون نهج البلاغه كه با توجه به اختصار در اين مقاله به برخي از آنها اشاره گرديد .خداوند توفيق بهره مندي هرچه بيشتر از اين گنجينه معنوي و نوراني را به ما مرحمت فرمايد . انشاءالله .

پي نوشت ها:
1- وصيت نامه الهى و سياسى .
2- پيام مروخ 27/2/1360 امام خمينى به كنگره هزاره نهج‏البلاغه، ص 7 .
3- بيانات مقام معظم رهبرى در پنجمين كنگره نهج‏البلاغه .
4- استادى، رضا، بحثى كوتاه پيرامون مدارك نهج‏البلاغه، بنياد نهج‏البلاغه، تهران، 1362 .
5- ريحانه الادب، مدرس تبريزى، كتابفروشى خيام، ج 1 و 2، ص 343 .
6- الذريعه، ج 14، ص 128 .
7- حكمت اسلام، مولا صالح روغنى قزوينى، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1354، ص 12 .
8- دوانى، على: نگاهى كوتاه به زندگى پرافتخار سيد رضى (مندرج در يادنامه كنگره هزاره نهج‏البلاغه) تهران، بنياد نهج‏البلاغه، 1360، ص 232 .
9- همان، ص 50 .
10- همان، ص 51 - 50 .
11- محمد امين النواوى: جولات اسلاميه، بيروت، 1980، چ 3، ص 99 .
12- مطهرى، مرتض: عدل الهى، صدرا، تهران، 1378، چ 10، ص 49 .
13- گلى زواره ، غلامرضا، شهيد مدرس ماه مجلس، تهران، سازمان تبليغات اسلامى، چ 1، ص 54 .
13- باقى، عبدالعلى: مدرس مجاهدرى شكست‏ناپذير، قم، نشر تفكر، چ 1، ص 159 .
15- گلى زواره، غلامرضا: ناصح صالح، قم، انتشارات حضور، 1378، چ 1، ص 124 .
16- حسن‏زاده آملى، حسن: انسان كامل در نهج‏البلاغه، مندرج در يادنامه كنگره هزار نهج‏البلاغه - ص 50 .
17- همان، ص 50 .
18- يادنامه كنگره هزار نهج‏البلاغه: ص 178 .
19- همان، ص 163 .
20- مطهرى، مرتضى: سيرى در نهج‏البلاغه، ص 7 .
21- همان، ص 7 .
22- يادنامه كنگره هزاره نهج‏البلاغه: بنياد نهج‏البلاغه، 1360، ص 221 .
23- گلى زواره، غلامرضا: ناصح صالح، قم، انتشارات حضور، 1378، چ 1، ص 170 .
24- بيانات مقام معظم رهبرى در پنجمين كنگره نهج‏البلاغه.
حسن منتظري - مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :