امروز:
پنج شنبه 7 ارديبهشت 1396
بازدید :
1546
تشيع، دين آينده‏ جهان
تقديم به:
وديعه‏ يزدان، موعود اديان و منجي انسان; شخصيتي كه چون بيايد ، بهار به پيشوازش مي‏رود، عدل بر ركابش بوسه مي‏زند و جهان يكسره كه به صلاحديد حق، رخ در نقاب غيبت دارد، به صلاح و فلاح مي‏گرود ، و هم اينك نيز بارش آسمان و رويش زمين از يمن وجود اوست. يعني حضرت ولي عصر حجة بن الحسن العسكري‏عجل الله تعالي فرجه الشريف; سليمان به حقي كه اهرمن را تا روز رستخيز، توان ربودن خاتم از انگشت وي نيست، جعلنا الله من انصاره و اشياعه والذابين عنه .
«هو الذي ارسل رسوله بالهدي ودين الحق ليظهره علي الدين كله ولو كره المشركون‏» .
او (خداوند) كسي است كه رسول خويش را با هدايت (دلايل روشنگر) و دين حق (درست و استوار) فرو فرستاد تا اين دين را بر تمامي اديان پيروز گرداند، هر چند كه مشركان (بت‏پرستان ، يهود، و مسيحيت) نخواهند.
نويد فوق، مربوط به سوره‏ي توبه، آيه‏ي 33 است . در آيات قبل (توبه: 27-32) نخست فرمان داده مي‏شود كه بايستي بت‏پرستان فتنه‏جو و آتش افروز حجاز به عنوان عناصري پليد از حريم كعبه طرد شوند. سپس به دو گروه مشرك اشاره مي‏شود: يهود و مسيحيت، كه برخلاف تعاليم انبيا به خداي يكتا شرك مي‏ورزند، پيامبران الهي را فرزند خدا مي‏انگارند و خاخامها و راهبان را رب و ال‏ه خويش مي‏گيرند در حالي‏كه امر شده‏اند جز خداي يگانه، معبودي را نپرستند و مع الاسف مي‏كوشند نور الهي (اسلام) را نيز خاموش سازند، حال آن كه اراده‏ي قطعي خداي متعال بر اين تعلق گرفته است كه نور خويش را كامل سازد.
آنگاه در ادامه، با لحني صريح و قاطع، مي‏فرمايد: «هو الذي ارسل رسوله بالهدي...» .
آيه‏ي مزبور «هو الذي...» با حواشي‏يي از همين دست، در سوره‏ي صف، آيه‏ي 9 و همچنين با اندكي اختلاف در سوره‏ي فتح، آيه‏ي 28 نيز تكرار شده است.
از اين آيه، كه 3 بار در قرآن تكرار شده، به روشني بر مي‏آيد كه دين اسلام، بنا به خواست قاطع الهي، سرانجام بر تمام اديان غلبه و استعلا خواهد يافت و مخالفان و منكران اين دين كه تابش آفتاب آن را بر جهان بر نمي‏تابند همگي منكوب خواهند شد.
واژه‏ي كليدي در آيه‏ي فوق، «ليظهره علي الدين كله‏» است كه ضمير در «ليظهره‏» (بنا به قاعده‏ي ادبي «الاقرب يمنع الابعد» به «دين الحق‏» بر مي‏گردد; چنان كه سنخيت «غالب‏» و «مغلوب‏» نيز مقتضي غلبه‏ي «دين‏» بر «اديان‏» است (نه في‏المثل، غلبه‏ي «شخص‏» بر «اديان‏») . بنابر اين، معناي «ليظهره علي الدين كله‏» آن است كه اسلام، سرانجام بر تمامي اديان غلبه و تفوق خواهد يافت.
«ليظهره‏» ، از ماده‏ي (ظ.ه.ر) مي‏باشد كه در اصل لغت، به معني «قوه‏» و «بروز» است. ظهور، به معني انكشاف و بروز و نيز قدرت و استيلاست (مقائيس اللغة) و وقتي كه با حرف اضافه‏ي «علي‏» همراه مي‏شود معناي چيرگي و استعلا مي‏دهد. «ظهور علي فلان‏» به معني غلبه بر آن شخص بوده و «اظهره الله علي عدوه‏» به اين معني است كه خداوند وي را بر دشمنش پيروز ساخت (مختار الصحاح) . چنان كه «ظهور علي الحائط‏» نيز به معني بالا رفتن از ديوار و اشراف بر آن است (مصباح المنير) .
گذشته از فرهنگ لغات، در قرآن كريم نيز ماده‏ي ظهور و اظهار، خصوصا آنجا كه با حرف «علي‏» همراه است، نوعا به معني آشكار شدن چيزي از موضع قدرت، و به ديگر تعبير، غلبه‏ي آشكار و چشمگير بر چيزي است; آن گونه غلبه و چيرگي كه در و ديوار، آينه سان، حاكي از آن است. بنگريد:
«حتي جاء الحق و ظهر امر الله و هم كارهون‏» (توبه: 48)
«ظهر الفساد في البر و البحر بما كسبت ايدي الناس‏» (روم: 41)
از قول مؤمن آل فرعون به فرعونيان :
«يا قوم لكم الملك اليوم ظاهرين في الارض فمن ينصرنا من باس الله ان جاءنا» (غافر: 29)
«يا ايها الذين آمنوا كونوا انصار الله كما قال عيسي بن مريم للحواريين من انصاري الي الله قال الحواريون نحن انصار الله فآمنت طائفة من بني اسرائيل و كفرت طائفة فايدنا الذين آمنوا علي عدوهم فاصبحوا ظاهرين‏» (صف: 14) .
در اين آيات نيز «ظهور + علي‏» به معني «غلبه و دست‏يافتن بر حريف‏» استعمال شده است:
«كيف و ان يظهروا عليكم لا يرقبوا فيكم الا و لا ذمة‏» (توبه: 8)
«انهم ان يظهروا عليكم يرجموكم او يعيدوكم في ملتهم‏» (كهف: 20)
از تامل در شواهد لغوي و قرآني واژه‏هاي ظهور و اظهار (آنجا كه با حرف «علي‏» همراهند) برمي‏آيد كه آيه‏ي 33 توبه
«هو الذي ارسل رسوله... ليظهره علي الدين كله‏»
نويد بخش پيروزي و سيطره‏ي چشمگير و تمام عيار اسلام در آينده بر تمامي اديان است; آينده‏اي كه هنوز نيامده و طبق روايات بسيار كه از طريق شيعه و سني نقل شده، به دست‏بزرگمردي از تبار پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم يعني حجة بن الحسن العسكري عجل الله تعالي فرجه الشريف تحقق خواهد يافت.
آيه‏ي 55 سوره‏ي نور، ضمن تاكيد بر اين پيروزي، ابعاد مختلف و هدف غايي از آن را به گونه‏اي روشنتر و مفصلتر بيان مي‏دارد:
«وعد الله الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنهم في الارض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكنن لهم دينهم الذي ارتضي لهم و ليبدلنهم من بعد خوفهم امنا يعبدونني لا يشركون بي شيئا...» (نور: 55) .
خداوند به مؤمنان شايسته كردار از شمايان، وعده داده است كه 1. قطعا آنان را وارث و جانشين مكنتها و قدرتهاي جهان قرار خواهد داد و 2. دينشان را كه خود براي آنان پسنديده است (بر جهان) قادر و مسلط خواهد گرداند و 3. قطعا خوف و ترسشان را بدل به امنيت و آرامش خواهد ساخت، تا بدون هيچ‏گونه شركي، فقط و فقط او را پرستش كنند....
در اين آيه نيز واژه‏ي كليدي ديگري وجود دارد كه دقيقا هم مضمون ومؤيد «ليظهره علي‏الدين كله‏» در آيه‏ي 33 توبه است، و آن : «ليمكنن لهم دينهم...» مي‏باشد.
«ليمكنن‏» از ماده‏ي تمكين به معني پا برجا ساختن و قادر و توانا گردانيدن است (لسان العرب و تاج العروس) . خداي متعال در دومين بند از وعده‏هاي سه‏گانه‏ي خويش به مؤمنان شايسته كردار، تصريح مي‏كند كه دين مورد رضايت‏خويش را كه پيروي از آن را براي آنان پسنديده است قطعا در آخر الزمان برجهان سيطره خواهد بخشيد.
يك سؤال اساسي پيداست ديني كه نازل كننده‏ي قرآن، وعده‏ي پيروزي قاطع آن را در آينده مي‏دهد، ديني جز دين اسلام نيست. اما سؤالي كه در اينجا مطرح مي‏شود آن است كه: با توجه به اين كه دين اسلام عملا در طول تاريخ به مذاهب گوناگون بلكه متضادي تقسيم شده و پيروان هر يك از اين مذاهب تنها خود را بر حق مي‏دانند، و منطقا نيز بايد گفت كه از ميان اين همه مذاهب و فرق متضاد، تنها يكيشان مصداق اسلام واقعي و دين مورد رضايت الهي بوده و بقيه بر باطلند براستي كدام يك از مذاهب موجود اسلامي، همان دين مورد رضايت الهي بوده و در نتيجه، طبق وعده‏ي حتمي الهي، در آينده بر تمامي جهان سيطره خواهد يافت؟
در پاسخ بايد گفت: همه‏ي مذاهب و فرق اسلامي، با دلايلي كه مي‏آورند، طبعا خود را يگانه دين بر حق ، يا به ديگر تعبير، اسلام حقيقي و راستين مي‏انگارند و اگر قرار بر پذيرفتن ادعا بدون سنجش و محك صحت آن باشد بايستي همه‏ي اين فرق و مذاهب را (با وجود تضادهايي كه در «تفسير» اصول مشترك و «تفصيل‏» فروع مختلف دارند) داراي انديشه‏ي درست و عمل صالح انگاشت! و حتي تكفير و تفسيقهاي آنان از يكديگر را نيز، از باب جمع ضدين يا متناقضين! شاهد وحدت و همدليشان پنداشت! كه بيگمان اين گونه داوري كاري خطا و ناصواب است. زيرا حقيقت، در هر جا، يك چيز بيش نيست (في‏المثل، ذات باري‏تعالي، به چشم سر، يا قابل رؤيت است و يا نيست، و نمي‏شود كه هم سخن قايلان به امكان رؤيت‏خداوند با چشم سر درست‏باشد و هم سخن منكران رؤيت!) و از مجموعه‏ي بي‏نهايت‏خطوطي كه دو نقطه را به هم متصل مي‏سازند، تنها و تنها يك خط، مي‏تواند مستقيم باشد و اسلام راستين نيز (كه همان دين مورد رضايت الهي است) صراط مستقيمي است كه از مو باريكتر و از شمشير تيزتر است، نه پهنه‏ي درندشت و بي‏در و دروازه‏اي كه صدها راه و بيراهه، راست و كج، و ضد و نقيض، در آن مي‏لولند...!
پس صرف نظر از ادعاي هر گروه مبني بر حق بودن خويش، بايد ديد كه قرآن كتاب آسماني دين اسلام كه همه‏ي مسلمانان به آن احترام مي‏گذارند و آن را حجت قول و فعل خويش مي‏شمرند خود كدام يك از اين مذاهب و فرق را مصداق «دين مورد رضايت الهي‏» شناخته و به عنوان «دين حق‏» بر آن صحه مي‏گذارد؟
خوشبختانه آيه‏ي 3 سوره‏ي مائده، به اين سؤال اساسي پاسخي روشنگر مي‏دهد:
«اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام دينا» (مائده: 3) .
امروز دينتان را براي شما كامل كردم و نعمت (هدايت) ام را بر شما تمام ساختم و راضي شدم كه اين اسلام (كامل شده) دين شما باشد.
اليوم (امروز)، اشاره به روز خاصي دارد كه در آن، دين اسلام كامل شده و خداي متعال پسنديده است كه اين دين تكميل يافته، آيين جاويد مسلمانان باشد.
به راستي در اين روز خاص، چه حادثه‏اي رخ داده و چه حكمي از سوي پروردگار ابلاغ شده كه با ابلاغ آن، دين اسلام و نعمت هدايت الهي كامل گشته است؟
با شناخت اين روز خاص، طبعا هم حادثه و حكم مزبور را كه مايه‏ي تكميل رسالت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم شده خواهيم شناخت و هم ويژگي خاص «دين مرضي الهي‏» را .@#@ اليوم، كليد شناسايي «دين پسنديده‏ي الهي‏» و از آن طريق، كليد شناسايي مذهبي است كه طبق آيات 33 توبه و 55 نور، در آينده بر جهان سيطره خواهد يافت. پس بايد ديد كه اين «اليوم‏» چه روزي بوده و در آن چه حادثه‏اي رخ داده است؟
شيعيان عموما معتقدند كه آيه‏ي «اليوم اكملت لكم...» در روز 18 ذي‏حجه‏ي سال 10 هجري (مشهور به روز غدير) و به مناسبت اعلام ولايت و سروري علي بن ابي‏طالب عليمها السلام از سوي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم در غدير خم نازل شده است. علاوه بر شيعيان، جمعي كثير از محدثان و مورخان بزرگ اهل سنت نيز (كه ذيلا به اسامي برخي از آنان اشاره مي‏شود) در آثار خويش به احاديثي دال بر اين امر اشاره كرده‏اند:
1. حافظ ابو جعفر محمد بن جرير طبري (متوفي 310ق) در كتاب الولاية في طرق حديث الغدير، به نقل از زيد بن ارقم.
2. حافظ ابو بكر بن مردويه اصفهاني (م‏410) به نقل از ابو سعيد خدري.[1]
3. حافظ ابو نعيم اصفهاني (م‏430) در كتاب ما نزل من القرآن في علي، به نقل از ابوسعيد خدري.
4. حافظ ابو بكر خطيب بغدادي (م 463) در تاريخش، به نقل از ابوهريره.
5. حافظ ابو سعيد سجستاني (م‏477) دركتاب الولاية، به نقل از ابو سعيد خدري.
6. ابو الحسن ابن مغازلي شافعي (م‏483) در كتاب مناقب، به نقل از ابو هريره.
7. حافظ ابو القاسم حسكاني، به نقل از ابوسعيد خدري.
8. خطيب خوارزمي (م 568) در كتاب مناقب، به نقل از ابوسعيد خدري.
9. حافظ ابن عساكر شافعي دمشقي (م‏571) به نقل از ابن مردويه.
10. ابو الفتح نطنزي در كتاب الخصائص العلوية، به نقل از ابو سعيد خدري و جابر بن عبد الله انصاري.
11. سبط ابن جوزي حنفي بغدادي (م 654) در تذكرة الخواص، به نقل از ابو هريره.
12. شيخ الاسلام حمويني (م 722) در فرائد السمطين، به نقل از ابو سعيد خدري.
13. عمادالدين ابن كثير دمشقي شافعي (م 774) در تاريخ خويش، به نقل از ابوهريره.
14. جلال الدين سيوطي شافعي (م‏911) در الدر المنثور، به نقل از ابن مردويه، و نيز در الاتقان، در بخش آيات سفريه‏ي قرآن، ذيل
«اليوم اكملت لكم‏»
به نقل از عمر و با تصريح به صحت و اعتبار سند روايت.[2]
نمونه وار، به نقل طبري وحسكاني در اين زمينه اشاره مي‏كنيم. طبري در كتاب الولاية في طرق حديث الغدير، به طور مستند از زيد بن ارقم نقل مي‏كند كه گفت: زماني كه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم در بازگشت از حجة الوداع به غدير خم رسيد، توقف فرمود و نداي نماز جماعت در داد. پس ما اجتماع كرديم وحضرت خطبه‏اي بليغ ايراد نمود و سپس گفت:
خداي متعال اين آيه را بر من فرو فرستاده است كه
«بلغ ما انزل اليك من ربك...» (مائده: 67)
و همانا جبرئيل از ناحيه‏ي پروردگار به من فرمان داده كه در اين محل توقف كنم و به هر مسلمان سفيد و سياهي اعلام كنم كه علي‏بن ابي‏طالب برادر، وصي، خليفه، و امام بعد از من بر مسلمانان است....
هان اي مردم، بدانيد كه خداوند علي را ولي و امام شما قرار داده و اطاعت از وي را بر همگان واجب ساخته است...بشنويد و اطاعت كنيد. خداوند مولاي شما و علي امام شماست و پس از وي نيز تا روز قيامت‏سلسله‏ي امامت در فرزندان من از صلب علي استمرار خواهد داشت... هر كس كه من مولاي اويم اين علي نيز مولاي اوست و امارت بر مؤمنان پس از من بر كسي (جز او) روا نيست....
طبري سپس مي‏افزايد: در روايت ديگر آمده است كه رسول خدا فرمود: بار پروردگارا، دوست‏بدار هر كه وي را دوست مي‏دارد و دشمن بدار هر كه را با وي دشمني مي‏كند... پروردگارا، هنگامي كه اين حقيقت درباره‏ي علي بيان گشت آيه‏ي «اليوم اكملت لكم دينكم‏» را نازل فرمودي....
حافظ ابو القاسم حسكاني، نيز، به سند متصل، از ابو سعيد خدري نقل كرده است كه گفت: رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم زماني كه آيه‏ي
«اليوم اكملت لكم دينكم‏»
نازل شد فرمود: الله اكبر بر اكمال دين و اتمام نعمت و رضايت پروردگار به رسالت من و ولايت علي بن ابي‏طالب پس از من...[3] .
از ملاحظه‏ي مجموع روايات فوق، كه پاره‏اي از آنها از حيث‏سلسله سند در كمال اتقان و اعتبارند،[4] بر مي‏آيد كه آيه‏ي 3 مائده:
«اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام دينا»
در روز غدير و به مناسبت اعلام «ولايت و امارت علي بن ابي‏طالب بر كافه‏ي مسلمانان پس از پيامبر» نازل شده است. بنابراين، اسلام، با ابلاغ ولايت و خلافت‏بلا فصل علي عليه السلام كامل شده و ديني را كه خداوند آن را براي مسلمانان برگزيده و در آخر الزمان نيز (به صريح آيه‏ي 55 نور) همان را بر جهان چيره خواهد ساخت، همين دين كامل شده به ولايت آن حضرت است.
با توجه به آنچه گفته شد و نيز با توجه به اين كه در آيات توبه: 33، صف: 9 و فتح: 28، بر ديني كه در پايان جهان بر جميع اديان چيره خواهد شد اطلاق «دين الحق‏» شده معلوم مي‏گردد يگانه مذهبي كه از ميان مذاهب گوناگون اسلامي، شايسته‏ي احراز عنوان «دين مورد پسند الهي‏» (مائده: 3) و «دين حق‏» (توبه: 33) بوده و آينده‏ي جهان بدون ترديد قلمرو تابش اوست، دين معتقد به «خلافت‏بلا فصل علي بن ابي‏طالب و آل او عليهم السلام‏» يعني اسلام تشيع است. و اين همان حقيقتي است كه در احاديث معتبر ديگر نيز توسط شيعه و سني، با تعابير والفاظ ديگر، از زبان پيامبر تكرار و تاييد شده است، نظير حديث‏سفينه و حديث ثقلين:
مثل اهل بيتي كمثل سفينة نوح من ركب فيها نجي و من تخلف عنها غرق.
اني تارك فيكم الثقلين : كتاب‏الله و عترتي ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا ابدا و انهما لن يفترقا حتي يردا علي الحوض.
علي ابوالحسني(منذر)- مجله کلام اسلامي, ش28
[1] . ر.ك، تفسير ابن كثير: 2/14: الدر المنثور، سيوطي: 2/259: الاتقان، سيوطي، (طبع 1360ق) : 1/31; و نيز ر.ك، مفتاح النجاي ميرزا محمد بدخشي و الفرقة الناجيه‏ي قطيفي.
[2] . ر.ك، الغدير، علامه اميني (چاپ پنجم، دار الكتب العربي، بيروت‏1403ق) 1/230 236.
[3] . براي مطالعه‏ي متن كامل حديث طبري و حسكاني، ر.ك، همان:ج1, ص214-216 و ص218-219.
[4] . همان: ج1, ص236-237.
علي ابوالحسني(منذر)- مجله کلام اسلامي, ش28
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :