امروز:
دوشنبه 3 مهر 1396
بازدید :
1229
اولين نمازگزاران
صفيف كندى نقل مى كند كه در دوران جاهليت (در آغاز بعثت) براى خريدن لباس و عطر از براى خانواده ام به مكّه مسافرت كردم و با عبّاس ‍ بن عبدالمطلّب (عموى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله) كه فروشنده كالاها و لوازم زندگى بود، ملاقات نمودم . در نزد او بودم و به خانه كعبه نگاه مى كردم ، در حالى كه خورشيد به وسط آسمان رسيده و ظهر بود و هوا بسيار گرم بود. ناگهان ديدم جوانى آمد و به آسمان نگاه كرد و سپس ‍ روبروى كعبه ايستاد (و مشغول نماز شد). چند لحظه بعد ديدم نوجوانى آمد و در طرف راست او ايستاد و سپس چند لحظه اى نگذشت كه بانويى را ديدم آمد و پشت سر آن دو نفر به نماز ايستاد. ديدم آن جوان به ركوع و سپس به سجده رفت و آن نوجوان و زن نيز ركوع و سجده بجا آوردند. به عبّاس گفتم: « موضوع بزرگ و عجيبى مى بينم »
گفت : «آرى ، امر عظيمى است . آيا مى دانى اين جوان و آن نوجوان و آن زن چه كسانى هستند؟»
گفتم : «خير».
گفت : «آن جوان محمّد بن عبداللّه (صلّى اللّه عليه و آله)، اين نوجوان على (عليه السّلام)، و آن زن خديجه (سلام اللّه عليها) است . پسر برادرم محمّد (صلّى اللّه عليه و آله) مى گويد كه خداوند خالق به اين روش ‍ فرمان داده است . سوگند به خدا، در همه زمين جز اين سه تن در اين دين (اسلام) نيافته ام ».
چهل داستان درباره نماز و نمازگزاران / يدالله بهتاش
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :