امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
1052
حفظ بيت المال
روزي عقيل برادر بزرگ امير مؤمنان علي (ع) به حضور علي (ع) آمد و تقاضاي مبلغي وام كرد (با توجه به اينكه زمان خلافت علي عليه السلام بود، و بيت المال در اختيار آنحضرت بود). عقيل افزود: به كسي مقروض هستم و وقت اداي آن فرا رسيده است ، مي خواهم قرض خود را ادا كنم . امام فرمود: وام تو چقدر است ؟ عقيل : مبلغ وام را معين كرد.
امام (ع) فرمود: من اين اندازه پول ندارم ، صبر كن تا جيره ام از بيت المال بدستم برسد آن را در اختيار تو خواهم گذاشت . عقيل گفت : بيت المال در اختيار تو است ، باز مي گوئي صبر كن تا جيره ام برسد، تازه جيره تو مگر چقدر است ؟ اگر همه آن را به من بدهي كفايت قرض مرا نمي كند. امام علي (ع) به عقيل فرمود: پس بيا من و تو هر كدام شمشيري برداريم و به حيره (محلي نزديك كوفه) برويم و به يكي از بازرگانان آنجا شبيخون بزنيم و اموالش را بگيريم (و در نتيجه ، پولدار مي شويم و تو نيز وام خود را مي دهي). عقيل فرياد زد: واي ! يعني برويم دزدي كنيم ؟. علي (ع) فرمود: اگر مال يك نفر را بدزدي ، بهتر از آن است كه مال عموم را بدزدي (بيت المال ، مال عموم مسلمين است ، اگر از آن به عنوان منافع خصوصي ، زيادتر از ديگران برداريم به اموال عمومي ، دزدي شده است). به اين ترتيب ، عقيل ، ماءيوس شد و ديگر، سخني نگفت.
داستان دوستان / محمد محمدي اشتهاردي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :