امروز:
جمعه 31 شهريور 1396
بازدید :
1058
رحم به فاطمه(ع)
پيامبر (ص) با مسلمانان در مسجد بودند، هنگام نماز بود، ولي آن روز بلال حبشي در مسجد ديده نمي شد، تا اذان بگويد، همه در انتظار آمدن او بودند، سرانجام بلال با مقداري تأ خير به مسجد آمد. پيامبر (ص) به او فرمود: چرا دير آمدي ؟!. بلال گفت : به سوي مسجد مي آمدم ، از كنار در خانه حضرت زهرا (ع) عبور كردم ، ديدم فاطمه زهرا (ع) پسرش حسن (ع) را (كه كودك بود) به زمين گذاشته ، و كودك گريه مي كرد، و خود حضرت زهرا (ع) مشغول دستاس ‍ (آسيا كردن گندم يا جو) بود. به آن حضرت عرض كردم : يكي از اين دو كار را به عهده من بگذار، هر كدام را كه دوست داري ، يا نگهداري كودك را يا دستاس را؟ فرمود: من نسبت به پسرم ، مهربانتر هستم .
او به نگهداري كودك پرداخت و من به دستاس و آسيا كردن مشغول شدم ، و همين باعث دير آمدن من به مسجد شد. رسول اكرم (ص) براي بلال دعا كرد و فرمود: رحمتها رحمك اللّه : نسبت به فاطمه (ع) مهرباني كردي ، خداوند به تو مهرباني كند.
داستان دوستان / محمد محمدي اشتهاردي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :