امروز:
چهار شنبه 29 شهريور 1396
بازدید :
986
مطالبه حق
پس از رحلت رسول خدا(صلي الله عليه وآله) وقتي كه ابوبكر بر مسند خلافت نشست باغ فدك را كه از آن پيامبر (صلي الله عليه وآله) بود و به فاطمه (عليهاالسلام) مي رسيد، ضبط كردند. علي (عليه السلام) به فاطمه (عليهاالسلام) فرمود: برو نزد ابوبكر و ارث خودت را از او بگير، فاطمه (عليهاالسلام) نزد ابوبكر آمد و فرمود: ارثي كه از ناحيه پدرم رسول خدا (صلي الله عليه وآله) به من رسيده به من رد كن . ابوبكر گفت : پيامبران ارث نمي گذارند فاطمه زهرا (عليهاالسلام) فرمود: آيا سليمان از پدرش داوود ارث نبرد؟. ابوبكر خشمگين شد و گفت : پيامبر ارث نمي گذارد.
فاطمه زهرا (عليهاالسلام) فرمود: آيا (طبق آيه 5 و 6 سوره مريم) زكريا به خدا عرض نكرد: فهب لي من لدنك وليا يرثني و يرث من آل يعقوب . به من از پيشگاهت ، جانشيني ببخش كه وارث من و آل يعقوب باشد. ابوبكر باز همان سخن قبل را تكرار كرد كه پيامبر ارث نمي گذارد. فاطمه (عليهاالسلام) فرمود: آيا خداوند در قرآن نفرموده است كه : يوصيكم الله في اولاد كم للد كرمثل حظ الانثيين . شما را در مورد فرزندانتان سفارش مي كنم كه براي پسر مطابق نصيب دو دختر است ابوبكر باز همان جواب را داد و گفت : پيامبر از خود ارث نمي گذارد. به اين ترتيب ، فاطمه (عليهاالسلام) با استدلال قرآني ، حق ارث خود را ثابت نمود، ولي جواب مثبت به او داده نشد.
داستان صاحبدلان / محمد محمدي اشتهاردي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :