امروز:
شنبه 28 مرداد 1396
بازدید :
976
پاسخ محكم به معاويه
زمان خلافت معاويه بود، او با دسيسه هاي گوناگون بر مناطق اسلامي مسلط شده بود، آن گونه كه خود را بي رقيب مي دانست (چرا كه حضرت علي (ع) به شهادت رسيده بود و امام حسن (ع) را نيز به انزواي تحميلي در مدينه كشانده بودند). معاويه سفري به حجاز كرد، در اين سفر به مدينه وارد شد، و در مسجد در ميان جمعيت به منبر رفت و سخنراني كرد، در اين سخنراني به ناسزاگوئي و دهن كجي به مقام مقدس علي (ع) پرداخت . امام حسن (ع) در بين سخنراني معاويه ، برخاست و پس از حمد و ثنا فرمود: خداوند هيچ پيامبري را به پيامبري مبعوث نكرد مگر اينكه در دودمان او وصي قرار داد، و هيچ پيامبري نبود مگر اينكه دشمني از مجرمين داشت ، و بي گمان علي (ع) وصي رسول خدا (ص) بود و من پسر همين علي (ع) هستم ، اما تو (اي معاويه) پسر صخر هستي ، جد تو حرب است ولي جدّ من رسول خدا (ص) است ، مادر تو هند است و مادر من حضرت فاطمه (ع) است ، جدّه من حضرت خديجه (ع) است ، و جدّه تو نثيله است (با توجه به اينكه هند و نثيله به ناپاكي مشهور بودند) . آنگاه فرمود: فلعن الله الامنا حسبا و اقدمنا كفرا و اخملنا ذكرا: پس ‍ خداوند لعنت كند آن كس را كه در بين ما از نظر حسب و شرافت خانوادگي پست است ، و پيشتاز كفر بوده و غافل از ياد خدا است . ...همه حاضران در مسجد گفتند: آمين . معاويه سرافكنده شد و سخن خود را ديگر ادامه نداد و از منبر پائين آمد.
داستان دوستان / محمد محمدي اشتهاردي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :