امروز:
سه شنبه 28 شهريور 1396
بازدید :
1017
طاغوت شكن
پس از شهادت امام علي (عليه السلام) معاويه كم كم بر همه جهان اسلام مسلط شد، روزي با دارو دسته خود به كوفه آمد، طرفدارانش به او گفتند: حسن بن علي(عليه السلام) در نظر مردم كوفه بسيار محترم و محبوب است ، خوب است شما به منبر بروي و در و خطبه خود كاري كني كه آن حضرت از چشم مردم بيفتد. امام حسن (عليه السلام) از جريان آگاه شد، در مسجد پيش دستي كرد و قبل از سخنراني معاويه برخاست و خطاب به مردم كرد و فرمود: اي مردم آيا اگر شما همه جهان را بگرديد كسي را غير از من و برادرم حسين (عليه السلام) مي يابيد كه جدش رسول خدا (صلي الله عليه وآله) باشد؟ ما براي حفظ خونهاي مردم دست از جنگ كشيديم و حكومت در دست اين طاغوت - اشاره به معاويه - قرار گرفت و اين جز فتنه اي تا وقتش نمي يابم . معاويه گفت : منظورت چيست ؟
امام حسن (عليه السلام) فرمود: منظورم همان است كه خدا خواسته است . معاويه به خشم آمد و بالاي منبر رفت و در خطبه خود از علي (عليه السلام) و آل علي (عليه السلام) بدگويي كرد. امام حسن (عليه السلام) از پاي منبر برخاست و خطاب به معاويه فرمود: اي فرزند زن جگر خواره آيا اميرمؤ منان(عليه السلام) را سبب مي كني به او ناسزا مي گويي با اينكه پيامبر (صلي الله عليه وآله) فرمود: كسي كه به علي (عليه السلام) ناسزا بگويد به خدا ناسزا گفته و خداوند چنين فردي را تا ابد وارد دوزخ مي كند. آنگاه امام از روي بي اعتنايي به معاويه پشت كرد و به طرف منزل آمد و ديگر به آنجا برنگشت.
داستان صاحبدلان / محمد محمدي اشتهاردي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :