امروز:
دوشنبه 1 آبان 1396
بازدید :
1129
خوش برخوردي
امام حسن عليه السلام دوستي شوخ طبع داشت . روزي به خدمت او رسيد. امام عليه السلام فرمود: شب را چگونه صبح كردي ؟ او در جواب گفت : يابن رسول اللّه ! شب را بر خلاف رضاي خود و خدا و شيطان به صبح آوردم . امام عليه السلام خنديد و فرمود چگونه ؟ عرض كرد: خداي عزوجل دوست دارد كه او را اطاعت كنم و مرتكب معصيت او نشوم و من چنين نيستم و شيطان دوست دارد معصيت خدا كنم و او را اطاعت نكنم و اين چنين هم نيستم و خودم دوست دارم هرگز نميرم و اين گونه نمي باشم . از اين داستان استفاده مي شود كه امام عليه السلام با همه ابهت و بزرگي كه داشتند به گونه اي با ديگران برخورد مي كردند كه آنها براحتي در محضر او بلكه با خود او شوخي مي كردند و حضرت گوش مي دادند و مي خنديدند.
قصه هاي تربيتي چهارده معصوم (عليهم السلام) / محمد رضا اکبري
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :