امروز:
سه شنبه 6 تير 1396
بازدید :
942
رزمنده پير
انس بن حارث كاهلي در كربلا در روز عاشورا پيرمرد سالخورده اي بود، او از اصحاب پيامبر (صلي الله عليه وآله) بود و در جنگ بدر و حنين شركت داشت ، در روز عاشورا از امام حسين (عليه السلام) اجازه رفتن به ميدان گرفت ، امام اجازه داد، او با شور و شوق فراوان عمامه اش را از سرش گرفت و به كمر بست ، ابروانش را كه بر اثر پيري روي چشمش افتاده بود نيز با دستمالي بالا آورد و بست تا مانع ديدنش نگردد. وقتي امام اين حال را از او ديد منقلب شد و بي اختيار قطرات اشك ديدگانش بر گونه هايش سرازير شد و خطاب به او فرمود: شكر الله لك يا شيخ : خداوند عمل تو را بهترين وجه قبول و تقدير كند اي شيخ . او با پيري به ميدان رزم رفت ، و با دشمنان جنگيد و پس از كشتن هيجده نفر از دشمن ، شربت شيرين شهادت را نوشيد.
داستان صاحبدلان / محمد محمدي اشتهاردي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :