امروز:
چهار شنبه 29 شهريور 1396
بازدید :
1020
پاسخ امام (ع) به معاويه
معاويه در مدينه جاسوسي داشت و حوادث مدينه را با فرستادن نامه براي معاويه ، به او گزارش مي داد، در يكي از گزارشها براي معاويه نوشت : حسين بن علي (ع) كنيز خود را آزاد نموده و سپس با او ازدواج كرده است . وقتي كه اين خبر به معاويه رسيد نامه اي به اين مضمون براي امام حسين (ع) نوشت : به من خبر رسيده كه تو با كنيز خود ازدواج كرده اي ، و بجاي اينكه با همتاهاي خود در طائفه (بزرگ) قريش ازدواج كني كه اگر با آنها ازدواج مي كردي ، فرزند نجيب از آنها به دنيا مي آمد و تو شخصيت خود را حفظ مي كردي ولي نه درباره فرزندت و نه درباره خودت انديشيدي و با كنيزي ازدواج كردي ، كه از شاءن تو دور است . امام حسين (ع) پس از دريافت نامه معاويه ، در پاسخ او چنين نوشت : نامه و انتقاد تو در مورد ازدواج من با كنيز آزاد شده ام به من رسيد، اين را بدان هيچكس در شرافت و در نسب به مقام رسول خدا (ص) نمي رسد، من كنيزي داشتم براي وصول به ثواب خدا او را آزاد ساختم سپس بر اساس سنت پيامبر (ص) با او ازدواج نمودم و اين را نيز بدان كه اسلام خرافات جاهليت را از بين برد و هيچگونه سرزنشي بر مسلمانان روا نيست ، مگر گناه كنند (و من ثواب كردم نه گناه) بلكه سرزنش سزاوار آن كسي است كه پيرو برنامه هاي جاهليت باشد. وقتي كه جواب نامه امام حسين (ع) به معاويه رسيد، آن را خواند و سپس ‍ به يزيد داد يزيد آن را خواند و به پدرش گفت : افتخار حسين بر تو بسيار كوبنده است . معاويه گفت : چنين نيست ولي زبان بني هاشم تند و تيز است كه سنگ كوه را متلاشي مي كند و دريا را مي شكافد.
داستان هاي شنيدني از چهارده معصوم(عليهم السلام)/ محمد محمدي اشتهاردي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :