امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
1080
خبر از شهادت پدر
بسياري از بزرگان شيعه و سنّي در كتاب هاي مختلف به نقل از شخصي به نام ، اميّة بن علي حكايت كنند: در آن هنگامي كه امام رضا عليه السلام در شهر خراسان بود، من مدّت زماني را در مدينه بودم و مرتّب به منزل حضرت ابوجعفر، امام محمّد جواد عليه السلام رفت و آمد داشتم . در طي اين مدّت مشاهده مي كردم كه هر روز خويشان و آشنايان به محضر مبارك امام جواد عليه السلام وارد مي شدند و سلام و احترام مي كردند. پس از گذشت مدّت ها از مسافرت امام رضا عليه السلام به خراسان و بي اطّلايي مردم از آن حضرت ، روزي حضرت جواد عليه السلام در جمع عدّه اي از اصحاب خويش ، يكي از كنيزان را صدا زد و چون نزد حضرت حاضر شد، به وي فرمود: برو به تمام افراد اهل منزل بگو كه براي سوگواري و عزاداري آماده شوند. همين كه افراد از منزل حضرت خارج شدند با يكديگر گفتند: چرا سؤ ال نكرديم كه سوگواري و عزاداري براي چه كسي است ؟ و چون فرداي آن روز فرا رسيد و عدّه اي از اصحاب نزد حضرت جهت ملاقات و ديدار آمدند، امام جواد عليه السلام همانند روز قبل ، دوباره يكي از كنيزان را صدا زد و اظهار داشت : به اهل منزل بگو كه آماده عزاداري گردند. در اين هنگام ، برخي از اصحاب از آن حضرت سؤ ال كردند: ياابن رسول اللّه ! مگر عزاي چه كسي است ؟ حضرت فرمود: عزاي آن كسي كه بهترين فرد از افراد روي زمين مي باشد. و در همان روزها خبر شهادت پدرش ، حضرت ابوالحسن ، امام علي بن موسي الرّضا عليهما السلام به اهالي شهر مدينه رسيد و منتشر گرديد.
چهل داستان و چهل حديث از امام جواد(ع)/ عبدالله صالحي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :