امروز:
سه شنبه 6 تير 1396
بازدید :
950
نماز حجّت بر حجّت
مرحوم شيخ صدوق ، راوندي و برخي ديگر از بزرگان ، به نقل از ابوالا ديان حكايت كنند: چون امام حسن عسكري عليه السلام مسموم و شهيد شد، جعفر برادر امام عسكري آمد تا بر جنازه اش نماز بخواند، ناگهان كودكي با چهره اي گندمگون و موهائي كوتاه وارد شد و عباي جعفر را گرفت و او را كنار كشيد و به او فرمود: اي عمو! كنار برو، من سزاوارترم كه بر پدرم نماز بخوانم . پس جعفر با چهره اي دَرهم و خشمناك كنار رفت و آن كودك معصوم جلو آمد و بر جنازه مقدّس پدر نماز خواند و سپس حضرت را كنار پدر بزرگوارش - امام هادي عليه السلام - دفن كردند. بعد از آن ، كودك رو به من كرد و فرمود: اي ابوالا ديان بصري ! جواب نامه ها را بياور. ابوالا ديان گويد: من با خود گفتم : تاكنون اين دوّمين علامت از نشانه هاي امامت ؛ و دو نشانه ديگر باقي مانده است . پس از آن ، نزد جعفر رفتم ، ديدم كه شخصي به او گفت : اين كودك چه كسي بود كه بر جنازه امام عليه السلام نماز خواند و به شما جسارت كرد؟ جعفر جواب داد: واللّه ! تاكنون او را نديده بودم و نمي شناسم .
در همين بين كه مشغول صحبت بوديم ، چند نفر از شهر قم آمدند و احوال امام حسن عسكري عليه السلام را جويا شدند و چون از وفات و شهادت حضرت آگاه گشتند، سؤال كردند: امام و حجّت خدا، بعد از او كيست ؟ بعضي افراد اشاره به جعفر كردند، پس مردم قم به جعفر سلام كرده و تسليت گفتند و اظهار داشتند: تعدادي نامه و مقداري وجوهات نزد ما است ، چنانچه نشاني و مقدار آن پول ها را بگوئي ، تحويل شما خواهيم داد. جعفر با عصبانيّت از جاي خويش برخاست و لباس هاي خويش را تكان داد و گفت : مردم از ما علم غيب مي خواهند، مگر ما علم غيب مي دانيم ؟! و سپس از مجلس خارج گرديد.
بعد از اين جريان خادمي وارد شد و اظهار داشت : نامه هاي شما از فلاني و فلاني و فلاني است و نيز داخل كيسه همياني كه همراه آورده ايد، مقدار هزار و ده دينار وجوه شرعيّه مي باشد. پس مردمي كه از قم آمده بودند، نامه ها و پول هائي را كه همراه آورده بودند، همه را تحويل خادم دادند. ابوالا ديان گويد: آنچه امام حسن عسگري عليه السلام نسبت به فرزندش ‍ امام زمان - عجّل اللّه فرجه الشّريف - بيان نموده بود تحقّق يافت ؛ و ديگر شكّ و شبهه اي باقي نماند. پس از آن جعفر به دربار معتمد عبّاسي رفت و قضيّه حضور حضرت مهدي - فرزند امام حسن عسكري عليهماالسلام - و چگونگي اقامه نماز، همچنين جريان مردم قم و وجوهات شرعيّه را براي او مطرح كرد و متوكّل دستور داد تا آن كودك را كه خليفه بر حقّ خداوند است دست گير نمايند. پس تمام ماءمورين و جاسوسان براي دست گيري حجّت خدا، بسيج شدند؛ وليكن به هر حيله و وسيله اي متوسّل گشتند، آن حضرت را نيافتند.
چهل داستان و چهل حديث از امام زمان(ع)/ عبدالله صالحي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :