امروز:
يکشنبه 6 فروردين 1396
بازدید :
809
اعدام دو جنايت كار
يكي از اصحاب و شاگردان امام صادق عليه السلام ضمن پرسش هاي متعدّدي از آن حضرت سؤال كرد: وقتي امام زمان عليه السلام در شهر كوفه برنامه خود را اجراء نمايد، به كدام شهر رهسپار خواهد شد؟ فرمود: به مدينه جدّم رسول اللّه صلي الله عليه و آله مراجعت مي نمايد؛ و چون حضرت - ولي عصر عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف - وارد مدينه منوّره گردد حوادثي عجيب رخ مي دهد؛ مؤمنين در شادكامي و سرور قرار خواهند گرفت و كافران در ذلّت و بدبختي خواهند بود. سپس حضرت وارد مسجدالنّبي مي شود و كنار قبر جدّش رسول اللّه صلي الله عليه و آله مي آيد و با صداي بلند مي گويد: اي جمع خلايق ! آيا اين قبر جدّم رسول اللّه است ؟ خواهند گفت : آري ، اي مهدي آل محمّد! پس از آن اظهار مي فرمايد: چه كساني كنار قبر او قرار گرفته اند؟ گويند: دو هم نشين او، ابوبكر و عمر كنار آن حضرت دفن شده اند. امام زمان (عجّ) با اين كه از واقعيّت امر آگاه است ، مطرح مي نمايد: چرا از بين تمام امّت فقط اين دو نفر اينجا دفن شده اند؟ آيا احتمال نمي دهيد كه كساني ديگر دفن شده باشند؟ در جواب گويند: غير از آن دو نفر كسي ديگر كنار حضرت رسول دفن نشده است ، چون كه آن دو خليفه آن حضرت بوده اند. بعد از آن مي فرمايد: آيا كسي از شماها در اين موضوع - و دفن آن دو نفر - شكّ و شبهه اي ندارد؟ همه خواهند گفت : خير. و چون مدّت سه روز از اين جريان بگذرد، دستور دهد تا نبش قبر كنند و جسد آن دو نفر را از قبر درآورند، بدون آن كه تغييري در شكل و قيافه آن ها پديد آمده باشد؛ و سپس دستور مي دهد: جسد هر دو نفرشان را بر درختي خشك آويزان كنند؛ و آن درخت سبز و داراي ميوه گردد و كساني كه ولايت و حكومت آن ها را قبول داشته اند، گويند: اين دو نفر، چه افراد شريفي بوده اند؛ اكنون حقّ بر همگان آشكار شد و ما پيروز گشتيم . بعد از آن ندائي از طرف حضرت مهدي (عجّ) به گوش همگان مي رسد: دوستداران اين دو نفر هر كه هست ، سر جاي خود بايستد و آن هائي كه مخالف اين دو مي باشند، در سمتي ديگر قرار گيرند. چون جمعيّت از يكديگر جدا شوند، به دستور آن حضرت ، باد سياه و وحشتناكي مي وزد و آن دو جسد را با تمام علاقه مندانشان به همراه درخت مي سوزاند. سپس حضرت دستور مي دهد تا آن دو جسد سوخته شده را فرود آورند و به اذن و اراده خداوند زنده مي شوند و اجتماعي عظيم از اقشار مختلف گرد هم آيند. بعد از آن ، حضرت ضمن خطبه اي مفصّل تمام جنايت ها و ظلم هائي كه از حضرت آدم به بعد شده ، براي جمعيّت بازگو مي فرمايد تا آن موقعي كه به خانه حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه عليها و اميرالمؤمنين امام علي عليه السلام حمله كردند و در خانه را آتش زدند و محسن آن حضرت را بين در و ديوار سقط كردند. و جريان كربلاء و شهادت امام حسين عليه السلام و يارانش و نيز اسارت اهل بيت ش را، همچنين به شهادت رسيدن تمامي ائمّه و ذراري آن ها و تمام ظلم و جناياتي كه بر عليه مؤمنين انجام گرفته است و نيز عمل هاي زنا كه در جامعه واقع شده - تا زمان ظهور امام زمان عليه السلام - به تمامي آن ها اشاره مي نمايد. و چون همه ظلم ها و جنايت ها را برشمارد، با دليل و برهان بر عليه آن دو نفر اثبات مي نمايد و آنها نيز مي پذيرند و اعتراف مي كنند. پس از آن كه اعتراف كردند، هر دو نفرشان را مؤاخذه و قصاص مي كند و دستور مي دهد: آن ها را دار بزنند و در آن هنگام آتشي از درون زمين خارج مي گردد و آن ها را مي سوزاند، سپس باد شديدي مي وزد و خاكستر آن ها را متلاشي و پراكنده مي كند.
چهل داستان و چهل حديث از امام زمان(ع)/ عبدالله صالحي
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :