امروز:
چهار شنبه 29 شهريور 1396
بازدید :
1587
ضربتي از جنگ صفين
علامه مجلسي (ره) در بحارالانوار از بعضي از صالحين نقل كرده كه شخصي بنام محلي الدين اربلي گفت : من نزد پدرم بودم ، مردي همراه پدرم بود، او را چرت (خواب سبك) برد و عمامه اش از سرش افتاد، و پدرم ديد اثر زخم سنگيني در سر او پيدا است ، از او علت آن را سوال كرد. او گفت : اين ضربت از جنگ صفين (كه در زمان خلافت علي (عليه السلام) بين سپاه علي (عليه السلام) و معاويه واقع شد) مي باشد. پدرم گفت : جنگ صفين در زمان علي (عليه السلام) واقع شد، تو كه در آن زمان نبودي ؟ گفت : من سفري به سوي مصر كردم ، در راه مردي از قبيله غره با من همسفر شد، روزي هنگام حركت ، سخن از جنگ صفين به ميان آمد، آن همسفر به من رو كرد و گفت : اگر من در جنگ صفين بودم شمشيرم را از خون علي (عليه السلام) و يارانش سيراب مي نمودم ، من هم در جواب گفتم : اگر من مي بودم شمشيرم را از خون معاويه و يارانش سيراب مي نمودم اكنون من و تو از اصحاب علي و معاويه ايم ، همين بگو مگو باعث شد، كه كارمان به جنگ بكشد، همديگر را زخمي نموديم ،و من از بسياري زخمهايي كه به بدنم وارد شد افتادم و بيهوش شدم . ناگاه احساس كردم مردي با سرنيزه مرا بيدار مي كند، وقتي كه چشمم به او خورد، از مركب پياده شد و فرمود در اينجا بمان سپس غايب شد، و پس از اندك زماني برگشت ، و سر بريده آن دشمن علي (عليه السلام) كه با من جنگ كرده بود، با او بود، و مركب او را نيز آورده بود و به من فرمود: اين سر دشمن تو است و تو ما را ياري نمودي ، و هر كه ما را ياري كند خداوند او را ياري مي كند، ما هم تو را ياري كرديم . گفتم : تو كيستي ؟ خود را امام زمان (عليه السلام) معرفي نمود، سپس ‍ فرمود: هر كس از تو پرسيد اين ضربت از كجا آمده ؟ بگو از جنگ صفين است.
داستان صاحبدلان / محمد محمدي اشتهاردي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :