امروز:
چهار شنبه 1 شهريور 1396
بازدید :
952
تباني
در زمان خلافت عمر دو نفر امانتي را نزد زني به وديعت گذاشتند و به وي سفارش نمودند كه تنها با حضور هر دوي آنان وديعه را تحويل دهد. پس از مدتي يكي از آن دو به نزد زن رفته مدعي شد كه دوستش مرده است و وديعه را مطالبه نمود. زن در ابتداء از دادن سپرده امتناع ورزيد ولي چون آن مرد زياد رفت و آمد مي نمود و مطالبه مي كرد، وديعه را به وي رد كرد. پس از گذشت زماني مرد ديگر به نزد زن آمده خواستار وديعه گرديد، زن داستان را برايش بازگو نمود كه نزاعشان در گرفت ، خصومت به نزد عمر بردند، عمر به زن گفت : تو ضامن وديعه هستي . اتفاقا اميرالمومنين عليه السلام در آن مجلس ‍ حضور داشت ، زن از عمر خواست تا علي عليه السلام بين آنان داوري كند، عمر گفت : يا علي ! ميان آنان قضاوت كن . اميرالمومنين عليه السلام به آن مرد رو كرد و فرمود: مگر تو و دوستت به اين زن سفارش نكرده ايد كه سپرده را به هر كدامتان به تنهايي ندهد، اكنون وديعه نزد من است ، برو ديگري را به همراه خود بياور و آنرا تحويل بگير، و زن را ضامن وديعه نكرد و از اين راه توطئه آنان را آشكار نمود؛ زيرا آن حضرت عليه السلام مي دانست كه آن دو با هم تباني كرده و خواسته اند هر دو نفرشان از زن مطالبه كنند تا او به هر دو غرامت بپردازد.
قضاوتهاي امير المومنين(ع) / محمد تستري
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :