امروز:
پنج شنبه 26 مرداد 1396
بازدید :
1108
اقرار از روي تهديد
زني آبستن را كه به زنا متهم بود نزد عمر آوردند، عمر از او پرسش كرد، زن به زناي خود اعتراف نمود، عمر دستور داد او را سنگسار كنند، در حالي كه زن را مي بردند. اميرالمومنين عليه السلام به آنان برخورد نموده به ماموران فرمود: به اين زن چكار داريد؟ گفتند: عمر فرمان قتلش را داده است ! اميرالمومنين عليه السلام آنان را نزد عمر برگردانده به او فرمود: آيا تو گفته اي اين زن سنگسار شود؟ عمر گفت : آري ؛ زيرا او به زناي خود اقرار كرد. امام عليه السلام به او فرمود: اين زن خودش گناهكار است و حق داري درباره او چنين حكم كني ، اما بر طفلي كه در شكم دارد چه حقي داري ؟ و گمانم او را ترسانده اي و در نتيجه اقرار كرده است . عمر گفت : آري ، چنين بوده است . اميرالمومنين عليه السلام به وي فرمود: آيا از رسول خدا صلي الله عليه و آله نشنيدي كه فرمود: كسي كه از روي شكنجه اقرار كند حدي بر او نيست ، و كسي كه با حبس و تهديد اعتراف كند اقرارش نافذ نيست . عمر زن را آزاد نمود و گفت : زنان جهان عاجزند از اين كه پسري مانند علي بن ابيطالب بزايند. سپس گفت : لولا علي لهلك عمر؛ اگر علي نبود عمر هلاك مي شد.
قضاوتهاي امير المومنين(ع) / محمد تستري
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :