امروز:
شنبه 28 مرداد 1396
بازدید :
1003
جلوگيري از دو بار قصاص
مردي مرد ديگري را كشت ، برادر مقتول قاتل را نزد عمر برد، عمر به وي دستور داد قاتل را بكشند، برادر مقتول قاتل را به قدري زد كه يقين كرد او را كشته است . اولياي قاتل او را برداشته به خانه بردند و چون رمقي در بدن داشت به معالجه اش پرداختند و پس از مدتي حالش خوب شد. برادر مقتول چون قاتل را ديد دوباره او را گرفت و گفت : تو قاتل برادر من هستي بايد تو را بكشم ، مرد فرياد برآورد تو يك بار مرا كشته اي و حقي بر من نداري . مجددا نزاع را به نزد عمر بردند، عمر دستور داد قاتل را بكشند، ولي نزاع ادامه يافت تا اين كه به نزد حضرت امير عليه السلام رفته و از او داوري خواستند. علي عليه السلام به قاتل فرمود: شتاب مكن ، و خود آن حضرت به نزد عمر رفت و به وي فرمود: حكمي كه درباره آنان گفته اي صحيح نيست . عمر گفت : پس حكمشان چيست ؟ علي عليه السلام : ابتدا قاتل شكنجه هايي را كه برادر مقتول بر او وارد ساخته از او قصاص مي گيرد و آنگاه برادر مقتول مي تواند او را بكشد. برادر مقتول با خود فكري كرد كه در اين صورت جانش در معرض خطر است پس از كشتن او صرف نظر كرد. و همين خبر را ابن شهر آشوب در مناقب با اندك اختلافي نقل كرده و در آخر آن مي گويد: عمر دست به دعا برداشت و گفت : سپاس خداي را، يا اباالحسن ! شما خاندان رحمتيد، و آنگاه گفت : اگر علي نبود عمر هلاك مي شد.
محمد تستري- قضاوتهاي امير المومنين(ع)
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :